آثار تقوا در قرآن


تقوا

آثار تقوا در قرآن

آثاری که برای تقوا در قرآن ذکر شده است، به سه گروه تقسیم می گردد: آثار دنیوی، آثار اخروی و آثار مستمر.

 

الف. آثار دنیوی


خداوند به کسی که تقوا داشته باشد، از راهی که به حساب نمی آورد، روزی می دهد:
«وَ مَن یتَّق اللّه َ یجعل لَّه مخرجا * وَ یَرزُقهُ من حیثُ لا یحتسِب»؛[۱] و هر کس خدا ترس شود، خدا راه بیرون شدن را بر او می گشاید و از جایی که گمان نبرد، به او روزی عطا کند.
هدایت قرآن نصیب افراد با تقوا می گردد:
«ذَلک الکِتبُ لا ریبَ فیهِ هُدیً لِّلمُتَّقین»؛[۲] این کتاب بی هیچ شک، راهنمای پرهیزکاران است.
کسانی که تقوا ورزند، خدا درهای برکات آسمان و زمین را بر آنان باز می کند:
«وَ لو أَنَّ أَهل القرَی ءَامَنوا وَ اتَّقَوا لَفتَحنا علیهم برَکَتٍ مّن السَّماءِ و الأرضِ»؛[۳] و چنانچه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزکار می شدند، همانا ما درهای برکات آسمان و زمین را بر روی آن ها می گشودیم.

 

ب. آثار اخروی


«انَّ المُتَّقین فی جَنَّتٍ و نَعیمٍ»؛[۴] متقیان هم امروز در باغ های بهشت پرنعمت اند.
«فانَّ خیرَ الزَّاد التَّقوی»؛[۵] بهترین توشه این راه تقواست.
«انمَّا یَتَقَّبلُ اللّه ُ مِنَ المُتَّقین»؛[۶] خدا قربانی متّقیان را خواهد پذیرفت.
«وَ من یَتَّق اللّه َ یُکفِّر عنهُ سیّئاتهِ وَ یعظِم لهُ أَجرا»؛[۷] و هر که از خدا بترسد، خدا گناهانش را بپوشاند و او را پاداش بزرگ عطا کند.
«ثُمَّ نُنَجِّی الَّذینَ اتَّقَوا وَّ نذَرُ الظَّلِمیِن فیها جِثِیّا»؛[۸] پس از ورود همه در دوزخ، ما افرادی را که خدا ترس و با تقوا بوده اند، از جهنم نجات خواهیم داد و ستمکاران را فروگذاریم تا در آن آتش به زانو درافتند.

 

ج. آثار مستمر


خوشبخت کسانی هستند که اطاعت خدا و رسول نمایند و از خدا ترسیده، تقوا پیشه کنند:
«وَ مَن یُطع اللّه َ وَ رَسُولَهُ و یخشَ اللّه َ وَ یتَّقه فَاولئِک همُ الفائِزون»؛[۹] و هر کس فرمان خدا و رسول را اطاعت کند و خدا ترس و پرهیزکار باشد، چنین کسانی را پیروزی و سعادت خواهد بود.
«انَّ أَکرمَکم عندَ اللّه ِ أَتقکُم»؛[۱۰] بزرگوارترین شما نزد خدا با تقواترین مردمند.
«فانَّ اللّه َ یحبُّ المّتَّقین»؛[۱۱] خداوند پرهیزکاران را دوست دارد.
«إنْ أَولیَاؤُهُ الَّا المُتَّقون»؛[۱۲] تنها متقین دوستان خدا هستند.
«وَ اعلَمُوا أنَّ اللّه َ معَ المُتَّقین»؛[۱۳] خدا همواره با متقین

 

انشاءالله در مقالات بعدی توضیحات بیشتری نسبت به تقوا و مفهوم آن برای دوستان علاقه مند به قران در سایت قرار خواهیم داد.

پی نوشت:
[۱] . طلاق / ۲ و ۳٫
[۲] . بقره / ۲٫
[۳] . اعراف / ۹۶٫
[۴] . طور / ۱۷٫
[۵] . بقره / ۱۹۷٫
[۶] . مائده / ۲۷٫
[۷] . طلاق / ۵٫
[۸] . مریم / ۷۲٫
[۹] . نور / ۵۲٫
[۱۰] . حجرات / ۱۳٫
[۱۱] . آل عمران / ۷۶٫
[۱۲] . انفال / ۳۴٫
[۱۳] . توبه / ۳۶٫

احاديث نماز

 

 

امام علی (ع ) :ألا تسمعون الی جواب اهل النار حین سئلوا:”ما سلککم فی سقر؟ قالوا: لم نک من المصلین “

آیا به پاسخ اهل دوزخ گوش فرانمی دهید که وقتی از آنها می پرسند: “چه چیز شما را گرفتار دوزخ ساخت ؟ می گویند: ما از نمازگزاران نبودیم “.

معراج مؤمن

پیامبر (ص ) : الصلوة ، معراج المؤمن

نماز، معراج مؤمن است .

( کشف الاسرار، ج ۲، ص .۶۷۶ سرالصلوة ، ص ۷، اعتقادات مجلسی ، ص ۲۹ )

 

نماز نور مؤمن

پیامبر (ص ) : الصلوة نور المؤمن

نماز نور مؤمن است .

( شهاب الاخبار، ص .۵۰ نهج الفصاحه ، ص ۳۹۶ )

 

نشانه ایمان

پیامبر (ص ) : علم الایمان الصلوة

علامت و نشانه ایمان نمازاست .

( شهاب الاخبار، ص ۵۹ )

 

نماز ستون دین

پیامبر (ص ) : الصلوة عماد دینکم

نماز، پایه و ستون دین شماست .

( میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۷۰ )

 

تقرب به وسیله نماز

امام کاظم (ع ) : افضل ما یتقرب به العبد الی الله بعد المعرفة به ، الصلوة

بهترین چیزی  که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی  تقرب

پیدا می کند، نماز است .

( تحت العقول ، ص ۴۵۵ )

 

پرچم اسلام

پیامبر (ص ) : علم الاسلام الصلاة

نماز، پرچم اسلام است .

( کنز العمال ، ج ۷، ص ,۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷ )

 

نماز وسیله تقرب مؤمن

پیامبر (ص ) : ان الصلوة قربان المؤمن

همانانماز خواندن وسیله نزدیکی مؤمن به خداست .

( کنز العمال ، حدیث ۱۸۹۰۷ )

 

نماز و پایه های دین

امام باقر (ع ) : بنی  الاسلام علی خمس : الصلوة و الزکوة و الصوم و الحج و الولایة

اسلام بر روی پنج پایه بنا شده است : نماز، روزه ،زکات ، حج ، ولایت .

( کافی ، ج ۲، ص ۱۷ )

 

اهل بیت (ع) و اقامه نماز

امام حسین (ع ) : “الذین ان مکنا هم فی الارض اقاموا الصلاة ” قال : هذه فینا اهل البیت

(در تفسیر آیه ) “کسانی که اگر ما به آنها در زمین قدرت و حکومت دهیم ،

نماز را به پا می دارند” فرمود: این در مورد ماخاندان اهل بیت است .

( بحار الانوار، ج ,۲۴ ص ۱۶۶ )

 

نماز آخرین توصیه انبیاء

امام صادق (ع ) : احب الاعمال الی الله – عز وجل – الصلوة و هی اخر وصایا الأنبیاء

نماز، بهترین کارها نزد خداوند و آخرین وصیتهای پیامبران الهی  است .

( میزان الحکمة ، ج ۵، ص ۳۹۷ )

 

جایگاه نماز

پیامبر (ص ) : موضع الصلوة من الدین کموضع الرأس من الجسد

جایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است .

( کنز العمال ، ج ۷، حدیث ۱۸۹۷۲ )

 

سیمای دین

امام علی (ع ) : لکل شی ء وجه و وجه دینکم الصلاة

هر چیز دارای سیماست ، سیمای دین شما نماز است .

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۲۲۷ )

 

وصیت امیرالمؤمنین (ع )

امام علی (ع ) : الله ، الله فی الصلوة ، فانها عموددینکم

خدا را، خدا را درباره نماز، چرا که ستون دین شماست .

( نهج البلاغه ، نامه ها، ص ۴۷ )

 

کلید بهشت

پیامبر (ص ) : الصلوة مفتاج الجنة

نماز کلید بهشت است .

( نهج الفصاحه ، حدیث ۱۵۸۸ )

 

تداوم نماز و انتظار

پیامبر (ص ) : لا یزال العبد فی صلوة ما انتظر الصلوة

بنده مادام که منتظر نماز است در حال نماز است .

( نهج الفصاحه ، ص ,۵۲۷ حدیث ۲۵۳۸ )

 

روشنایی چشم پیامبر (ص)

پیامبر (ص ) : قره عینی فی  الصلاة

روشنی چشم من در نماز است .

( نهج الفصاحه ، ص ,۲۸۳ حدیث .۱۳۴۳ بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۱۹۳ )

 

نماز و خدمت

امام صادق (ع ) : ان طاعة الله خدمته فی الارض فلیس شی ء من خدمته یعدل الصلاة

پیروی و اطاعت از پروردگار خدمت کردن به او در زمین است وهیچ چیز در خدمت به پروردگار معادل نماز نیست .

( میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۱۸ )

 

حقیقت نماز

پیامبر (ص) : مثل الصلاة مثل عمود الفسطاط، اذا ثبت العمودثبتت الاطناب و الاوتاد و الغشاء، و اذا انکسر العمود لم ینفع وتد و لا طنب و لاغشاء

مثل نماز مانند مثل ستون خیمه است ، هرگاه ستون ثابت باشد طنابها و میخهاو پرده ها ثابت و سودمند خواهند بود و هرگاه ستون بکشند و در هم فرو ریزد، نه میخ نافع است و نه ریسمان سودی دارد و نه پرده ای اثری  خواهد داشت .

( من لایحضره الفقیه ، ج ۱، شماره ۶۳۹ )

 

بهترین اعمال در قیامت

امام صادق (ع ) : ان افضل الاعمال عند الله یوم القیامة ، الصلوة

همانا بهترین عمل در روز قیامت نزد خداوند، نماز است .

( مستدرک الوسائل ، ج ۳، ص ۷ )

 

نماز، روش پیامبران

پیامبر (ص ) : الصلاة من شرایع الدین ، و فیها مرضاة الرب – عز و جل – فهی منهاج الانبیاء

نماز از سنتهای  دین ، و مایه خشنودی پروردگار و راه و روش پیامبران است .

( جامع احادیث الشیعه ، ج ۴، ص .۲۲ بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۲۳۱ )

 

نماز، سفره الهی

پیامبر (ص ) : الا ان الصلاة مأدبة الله فی الارض قد هنأهالاهل رحمته فی کل یوم خمس مرات

آگاه باشید نماز سفره گسترده خدا در زمین است که خداوند آن را روزی  پنج  بار برای اهل رحمتش (افراد شایسته رحمت ) گوارا نموده است .

( مستدرک الوسایل ، ج ۱، ص ۱۷۰ )

 

ماهیت نماز

پیامبر (ص ) : … لان الصلاة تسبیح و تهلیل و تحمید و تکبیر وتمجید و تقدیس و قول و دعوة

چون نماز، تسبیح ، تهلیل ، تکبر، تمجید، تقدیس ،قول ، و دعوت به حق است .

( جامع احادیث الشیعه ، ج ۴، ص .۲۲ بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۲۳۲ )

 

نماز، رأس اسلام

پیامبر (ص ) : الصلاة رأس الاسلام

نماز (به منزله ) رأس اسلام است .

( بحار الانوار، ج ,۱۷ ص .۱۲۷ میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۶۷ )

 

آخرین سفارش رسول خدا (ص )

امام صادق (ع ) : علیک بالصلاة ! فان اخر مااوصی به رسول الله و حث علیه الصلاة

بر تو باد به نماز! زیرا آخرین چیزی که رسول خدا (ص ) به آن سفارش نمود (و انسان ) را بر انجام آن تاکید نمود، نماز بود.

( بحار الانور، ج ,۸۴ ص ۲۳۶ )

 

فریاد ابلیس از نمازگزار

امام علی (ع ) : ان العبد اذا سجد نادی ابلیس :یا ویله اطاع و عصیت و سجد و ابیت

وقتی که بنده ای  سجده کرد، ابلیس فریادمی زند وای بر من ! او اطاعت کرد، ولی  من معصیت کردم ، او سجده کرد و من از این عمل سرباز زدم .

( بحار الانور، ج ,۸۲ ص ۲۳۳ )

 

نماز، بهترین عبادت

امام رضا (ع ) : ان الصلواة افضل العبادة لله

همانا، نماز، بهترین عبادت برای  خداست .

( جامع احادیث الشیعه ، ج ۴، ص ۵۰ )

نماز، نیکوترین صورت خلق

امام رضا (ع ) : ان الصلوة احسن صورة خلقها الله

به درستی نماز نیکوترین صورتی است که خدا آن را خلق کرد.

( جامع احادیث الشیعه ، ج ۴، ص ۵۰ )

 

سفارش اکید برای نماز

امام علی (ع ) : فیما اوصی به امیرالمؤمنین – علیه السلام – عند وفاته : الصلوة ، الصلوة ، الصلوة

در آن چیزی که امیرالمومنین (ع ) هنگام وفات وصیت کرد، این بود: نماز، نماز، نماز.

( مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۱۷۳ )

 

ارزش نماز

امام صادق (ع ) : اذا قام المصلی  الی الصلاة ، نزلت علیه الرحمة من اعنان السماء الی  اعنان الارض و حفت به الملائکة و ناداه ملک لو یعلم هذاالمصلی ما فی الصلاة ما انفتل

هنگامی که انسان به نماز ایستاد، رحمت خدا ازآسمان بر او نازل می شود و ملائکه اطرافش را احاطه می کنند و فرشته ای می گوید: اگراین نمازگزار ارزش  نماز را می دانست هیچ گاه از نماز منصرف نمی شد.

( اصول کافی ، ج ۳، ص ۲۶۵ )

 

علامت عامل دین

امام صادق (ع ) : قال لقمان لابنه : لکل شی ء علامة یعرف بهاو یشهد علیها و ان للدین ثلاث علامات : العلم و الایمان و العمل به ، (الی ان قال ) وللعامل ثلاث علامات الصلوة و الصیام و الزکوة

حضرت لقمان به فرزندانش فرمود:برای هر چیزی علامتی است که به وسیله آن علامت شناخته می شود و به او شهادت داده می شود، به درستی که برای دین سه علامت است : ۱- علم ، ۲- ایمان ، ۳- عمل به ایمان تا آنجا که فرمود: برای عامل به دین سه علامت است : ۱-نماز، ۲- روزه ، ۳- زکات .

( مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۱۸۳ )

 

باقیات صالحات

امام صادق (ع ) : سئلت ابا عبدالله – علیه السلام – عن الباقیات الصالحات ، فقال : هی  الصلواة فحافظوا علیها

(ادریس قمی  می گوید:) ازامام صادق (ع ) در مورد کارهای نیک ماندگار سؤال کردم ، امام فرمود: آن نماز است ،پس محافظت بر نماز کنید.

( مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۱۷۲ )

 

برتری نماز

امام صادق (ع ) : اما انه لیس شی ء افضل من الحج الا الصلاة

به درستی که هیچ عملی بالاتر از حج نیست ، مگر نماز.

( وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۲۶ )

 

نماز، عطیه الهی

امام رضا (ع ) : (الصلوة ) صلة الله للعبد بالرحمة

نمازعطیه و احسانی است از طرف خداوند برای بنده ، که از راه رحمت و عنایت بخشنده است .

( بحار الانوار، ج ,۸۴ ص ۲۴۶ )

 

نماز، نشانه دین

امام علی (ع ) : واقام الصلاة فاتها الملة

بر پا داشتن نماز، نشانه اصلی دین است .

( نهج البلاغه ، خطبه ۱۱۰ )

 

اولین سؤال از انسان

پیامبر (ص ) : اول ما یسالون عنه الصلوات الخمس

اولین چیزی که از انسانها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است .

( کنز العال ، ج ۷، حدیث ۱۸۸۵۹ )

 

نور نماز

پیامبر (ص ) : الصلاة نور

نماز، روشنی  است .

( میزان الحکمه ، ج ,۱۰ ص ۲۳۴ )

 

زیادی خواب ، سبب قلت نماز

حضرت عیسی (ع ) : یا بنی اسرائیل لا تکثرواالاکل فانه من اکثر الاکل اکثر النوم و من اکثر النوم اقل الصلاة و من اقل الصلاة کتب من الغافلین

ای بنی اسرائیل در خوردن زیاده روی نکنید، همانا محصول زیادخوردن بسیار خوابیدن است و هر کس بسیار بخوابد، نماز و عبادتش کم خواهد بود وآنگاه در زمره غافلان به شمار خواهد آمد.

( تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ص ۳۸ )

 

تاثیر زیاد سجده کردن

پیامبر (ص ) : ادع الله ان یدخلنی الجنة ، فقال :اعنی بکثرة السجود

مردی  به حضور پیامبر اسلام (ص ) آمد و عرض کرد: دعا کن خدامرا به

بهشت داخل کند، فرمود: مرا با زیادی سجده کردن همراهی  کن .

( وسائل الشیعه ، ج ,۳۰ ص ۳۰ )

 

دور کعت نماز و بخشش گناهان

امام صادق (ع ) : من صلی رکعتین یعلم مایقول فیهما انصرف و لیس بینه و بین الله – عز وجل – ذنب الا غفره له

هر کس دو رکعت نماز بخواند و بداند چه می گوید، از نماز فارغ می شود، در حالی که میان اوو میان خدای عز و جل گناهی نیست ، مگر اینکه خداوند برای او می بخشاید.

( بحار الانوار، ج ,۸۴ ص .۲۴۰ اصول وافی ، ج ۲، ص ۱۰۰ )

 

وسیله سنجش

پیامبر (ص ) : الصلواة میزان

نماز وسیله سنجش است .

( پرتوی از اسرار نماز، ص ۸۰ )

 

نماز در سفر

امام علی (ع ) :لایخرج فی سفر یخاف فیه علی دینه و صلاته

درسفری که می ترسید بر دینتان و نمازتان خارج نشوید.

( بحار الانوار، ج ,۱۰ ص .۱۰۸ میزان الحکمه ، ج ۴، ص ۴۷۵ )

 

چهار نیاز شیعه

امام کاظم (ع ) : لاتستغنی شیعتتا عن اربع : خمرة یصلی علیها، و خاتم یتختم به و سواک یستاک به و سبحة من طین قبر ابی عبدالله -علیه السلام -

پیروان ما از چهار چیز بی نیاز نیستند:۱- سجاده ای که بر روی آن نماز خوانده شود.۲- انگشتری که در انگشت باشد.۳- مسواکی که با آن دندانها را مسواک کنند.۴- و تسبیحی از خاک مرقد امام حسین (ع ).

( تهذیب الاحکام ، ج ۶، ص ۷۵ )

 

امتحان شیعه از طریق نماز

امام صادق (ع ) : امتحنوا شیعتنا عند ثلاث : عندمواقیت الصلاة کیف محافظتهم علیها، و عند سرارهم کیف حفظهم لها عند عدونا والی اموالهم کیف مواساتهم لاخوانهم فیها

شیعیان ما و پیروان ما را به سه مساله امتحان کنید:۱- اهمیت به اوقات نماز، که آیا اول وقت نماز را برپا می دارند یا خیر؟۲ – حفظ اسرار، یعنی  در حفظ اسرار و مسائل محرمانه کوشا هستند یا خیر؟۳ – و از حیث  توانمندیهای  مالی ، یعنی آیا در مال خودبرای برادران دینی سهمی قائلند و دست  آنها را می گیرند یا خیر؟

( خصال صدوق ، ج ۱، ص ۱۰۳ )

 

جایگاه والای نماز

امام علی (ع ) : ا اهمنی ذب امهلت بعده حتی اصلی رکعتین ، و اسال الله العافیة

از آن گناه پروایی  ندارم که پس از آن فرصت یابم دو رکعت نماز گزارم و ازخدا عافیت و سلامتی  بطلبم .

( نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، ص ۱۲۳۰ )

 

نماز نگهبان الهی

امام صادق (ع ) : ان الصلوة حجزة الله فی  الارض

همانانماز نگهبان الهی در زمین است .

( بحار الانور، ج ,۷۸ ص ۱۹۹ )

 

محبوبترین اعمال

پیامبر (ص ) : ان احب الاعمال الی الله – عزوجل – الصلاة و البر و الجهاد

همانا، محبوبترین اعمال در نزد خداوند: نماز، نیکی کردن و جهاددر راه خداست .

( وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۲۷ )

 

نماز مستحبی در خفا

پیامبر (ص ) :صلاة الرجل تطوعا حیث لایراه الناس تعدل صلاته علی اعین الناس خمسا و عشرین

نماز مرد که داوطلبانه و مستحبی درجایی که مردم او را نبینند به جا آورد، برابر بیست و پنج نماز است که در برابرچشم مردم انجام دهد.

( نهج الفصاحه ، م ,۱۸۴۸ ص ۳۹۱ )

 

عامل علو درجه

پیامبر (ص ) : بالصلاة یبلغ العبد الی الدرجة العلیاء لان الصلاة تسبیح و تهلیل و تحمید و تکبیر و تمجید و تقدیس و قول و دعوة

به وسیله نماز بنده به درجه عالی و مقام والا می رسد، زیرا نماز تسبیح و تهلیل و تحمید وتکبیر و تمجید و تقدیس الهی است ، نماز قول حق و دعوت به سوی حق می باشد.

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص .۲۳۲ جامع احادیث الشیعه ، ج ۴، ص ۲۲ )

 

خواب با علم

پیامبر (ص ) :نوم علی علم خیر من صلاة علی  جهل

خواب باعلم بهتر از نماز با جهل است .

( نهج الفصاحه ، م ,۳۱۴۰ ص ۶۳۳ )

 

جر نماز، پس از مرگ

پیامبر (ص) : الصلاة انس فی قبره و فراش تحت جنبه و جواب لمنکر و نکیر

نماز مونس (نمازگزار) در قبر، فراش نیکو در زیرش ،و پاسخ نمازگزار برای نکیر و منکر می باشد.

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۲۳۲ )

 

زاد و توشه مؤمن

پیامبر (ص ) :الصلاة زاد للمؤمن من الدنیا الی  الاخرة

نماز زاد و توشه مؤمن در دنیا برای آخرت می باشد.

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۲۳۲ )

 

عوامل رستگاری

امام صادق (ع ) : المنجیات : اطعام الطعام و افشاء السلام والصلاة باللیل و الناس نیام

عوامل رستگاری : اطعام کردن ، آشکارا سلام کردن ، نمازشب خواندن در

حالی که مردم آرمیده اند.

( محاسن البرقی ، ص ۳۸۷ )

 

موجب اجابت دعا

پیامبر (ص ) : الصلاة اجابة للدعاء و قبول للاعمال

نمازموجب اجابت دعا و قبولی اعمال است .

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۱ )

 

سلاح مؤمن

پیامبر (ص ) : الصلاة سلاح علی  الکافر

نماز سلاح مؤمن علیه کافراست .

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۵۶و ۲۳۱ )

 

نماز وسیله تقرب به خدا

امام علی (ع ) : الصلوة قربان کل تقی

نمازخواندن وسیله نزدیکی به خدا است برای هر شخص پرهیزکار.

( میزان الحکمه ، ج ۵،ص ,۳۶۷ بحار الانوار، ج ,۱۰ ص .۹۹ من لایحضره الفقیه ، ج ۱، ص ,۵۶ ح ۱۶ )

 

نماز، شست و شو در چشمه زلال

پیامبر (ص ) : مثل الصوات الخمس کمثل نهرجار عذب علی باب احدکم یغتسل فیه کل یوم  خمس مرات فما یبقی ذالک من الدنس

نمازهای پنج گانه به نهر جاری گوارایی می مانند که بر در خانه هایتان روان است وهر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو می دهید، دیگر هیچ پلیدی باقی  نمی ماند.

( کنز العمال ، ج ۷، ص ,۲۹۱ حدیث ۱۸۹۳۱ )

 

نگاه شیطان بر نمازگزار

امام علی (ع ) :اذا قام الرجل الی الصلاة اقبل الیه ابلیس ینظر الیه حسدا لما یری من رحمة الله التی  تغشاء

هنگامی که کسی به نماز برمی خیزد، شیطان می آید و به نظر حسادت به او نگاه می کند، زیرا می بیند که رحمت خدا او را فرا گرفته است .

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۲۰۷ )

 

برکات نماز

امام علی (ع ) :ان الانسان اذا کان فی الصلاة ، فان جسده وثیابه و کل شی ء حوله یسبح

هنگامی  که انسان در حال نماز است ، اندام و جامه اوو هر چه پیرامون اوست ، خدا را تسبیح می گویند.

( میزان الحکمه ، ج ۵، ص .۳۷۷بحار الانوار، ج ,۸۲ص .۲۱۳ علل الشرایع ، ج ۱، ص ۲۳۷ )

سیاه شدن چهره شیطان

پیامبر (ص ) : الصلوة تسود وجه الشیطان

نماز چهره شیطان را سیاه می کند.

( نهج الفصاحه ، ص ۳۹۶ )

 

نماز، دژ محکم در مقابل شیطان

امام علی (ع ) : الصلوة حصن من سطوات الشیطان

نماز قلعه و دژ محکمی است که نمازگزار را از حملات شیطان نگاه می دارد.

( غررالحکم ، ص .۵۶ میزان الحکمة ، ج ۵، ص ۳۶۷ )

 

سازندگی نماز

پیامبر (ص ) : لاصلوة لمن یطع الصلوة ، و طاعه الصلوة ان تنهی عن الفحشاء و المنکر

کسی که مطیع نماز نباشد، نمازش کامل نیست و اطاعت ازنماز همان دوری  از فحشاء و منکر است . (نمازی نیست برای کسی که اطاعت و پیروی از نماز نکند. سپس پیامبر (ص ) می افزاید: طاعت و پیروی از نماز به این است که نماز

او را از فحشاء و منکرات وزشتیها باز دارد.)

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۱۹۸ )

 

کمک ملائکه به نمازگزار هنگام مرگ

امام صادق (ع ) : ان ملک الموت یدفع الشیطان عن المحافظ علی الصلاة و یلقنه شهادة ان لا اله الله و ان محمدا رسول الله فی تلک الحالة العظمیة

همانا “ملک الموت ” شیطان را در دم مرگ از کسی که حافظ نماز است ، دور می کند و شهادت بر وحدانیت خدا و رسالت رسول خدا (ص ) رادر هنگام هولناک مرگ به او تلقین می کند (توفیق شهادتین پیدا می کند).

( وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۱۹ )

 

گناه زدایی نماز

امام علی (ع ) : و انها لتحت الذنوب حت الورق

نمازگناهان را مانند ریزش برگ درختان فرو می ریزد.

( نهج البلاغه ، خطبه ۱۹۹ )

 

پاداش نماز

پیامبر (ص ) : قال الله تعالی : افترضت علی امتک خمس صلوات و عهدت عندی عهدا انه من حافظ علیهن لوقتهن ادخلته الجنة و من لم یحافظعلیهن فلا عهد له عندی

خداوند متعال فرمود: نمازهای پنج گانه را بر امت توواجب کردم و با خود پیمان بستم که هر کس مراقب آن نمازها و وقت آنها باشد، اورا به بهشت  داخل نمایم ، و کسی که مراقب آنها نباشد من تعهدی نسبت به او ندارم .

( کنز العمال ، ج ۷، ص ,۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷۲ )

 

راهیابی به درگاه خداوند

پیامبر (ص ) :  اباذر! مادمت فی الصلاة فانک تقرع باب الملک الجبار و من یکثر قرع باب الملک فانه یفتح له

ای ابوذر! تاهنگامی  که در نماز هستی درب خانه ملک جبار را می کوبی ، و هر کس درب خانه ملک را بسیار بکوبد، به رویش باز می شود.

( بحار الانوار، ج ,۷۷ ص .۸۰ میزان الحکمة ، ج ۵، ص ۳۷۷ )

 

نماز، عامل شکست شیطان

امام مهدی (ع ) : ما ارغم انف الشیطان بشی ء مثل الصلاة فصلها و ارغم انف الشیطان

هیچ چیز مثل نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد و او را خوار نمی کند، پس  نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال .

( بحار الانوار، ج ,۵۳ ص ۱۸۲ )

 

نماز رحمت الهی

امام علی (ع ) : لو یعلم المصلی ما یغشاه من الرحمة لمارفع رأسه من السجود

اگر نماز گزار بداند که چقدر از رحمت (خداوند تعالی ) او رافرا گرفته است ، سرش را از سجده بر نمی دارد.

( غرر الحکم ، ص ۲۶۱ )

 

نماز، عامل دوری شیطان

پیامبر (ص ) : لا یزال الشیطان یرعب من بنی ادم حافظ علی الصلوات الخمس فاذا ضیعهن تجرء علیه و اوقعه فی  العظائم

شیطان پیوسته از فرزندان آدم در وحشت و هراس است تا آنگاه که نمازهایش را به دقت و با شرایطو آداب می خواند. پس اگر نماز را ضایع نموده (و در وقت مقرر آن به جا نیاورد)، شیطان بر او چیره می شود و او را در گناهان کبیره می اندازد و وی  راگرفتارمی کند.

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۲۰۲ )

 

نماز و باران رحمت

امام علی (ع ) : الصلوة تنزل الرحمة

نماز رحمت الهی را نازل می کند.

( غرر الحکم ، ص .۵۲ میزان الحکمة ، ج ۵، ص ۳۶۷ )

 

اعمال ، تابع نماز

امام علی (ع ) :و اعلم ان کل شی ء من عملک تبع لصلاتک

بدان که تمام اعمالت تابع نمازت خواهند بود.

( نهج البلاغه ، نامه ۲۷ )

ب

ی بهره از نماز

پیامبر (ص ) : من لم تنهه صلاته عن الفحشاء و المنکر لم تزده من الله الا بعدا

هر کس که نمازش او را از فحشاء و منکر باز ندارد، هیچ بهره ای از نماز جز دوری از خدا حاصل نکرده است .

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص .۱۹۸ شهاب الاخبار، ص ۲۱۵ )

 

کبر زدایی نماز

حضرت فاطمه زهرا (س ) : (جعل الله ) الصلاة تنزیها لکم عن الکبر

خداوند نماز را جهت دوری شما از کبر و خود پسندی مقرر فرمود.

( اعیان الشیعه ، ج ۱، ص ۳۱۶ )

 

نماز، خانه اخلاص

امام باقر (ع ) : الصلاة بیت الاخلاص

نماز (حقیقی وکامل ) جایگاه و خانه اخلاص است .

( میزان الحکمة ، ج ۵، ص .۳۷۵ بحار الانوار، ج ,۷۸ ص ۱۸۳ )

 

نجوای نمازگزار

حدیث قدسی  : یقول الله تعالی : المصلی  یناجینی

نمازگزار(هنگام خواندن نماز با من ) نجوا می کند.

( کلمة الله ، ص ۲۵۵ )

 

نماز و شست و شوی گناهان

پیامبر (ص ) :لو کان علی باب دار احدکم نهر واغتسل فی کل یوم منه خمس مرات اکان یبقی فی  جسده من الدرن شی ء؟ قلت : لا. قال :فان مثل الصلاة کمثل النهر  الجاری کلما صلی صلاة کفرت ما بینهما من الذنوب

- اگر باشد در کنار خانه شما نهری و در آن روز پنج نوبت خود را شست و شو دهید،آیا در بدن شما چیزی از آلودگیها می ماند؟- هرگز! (انسان از آلودگی پاک می شود).- نماز نیز مثل نهر جاری و روانی است که هرگاه بر پا می شود گناهان را می شوید وازبین می برد.

( وسائل الشیعه ، ج ۲، ص ۷ )

 

نماز، وسیله شفا

پیامبر (ص ) : قم فصل فان فی الصلوة شفاء

بر خیز نمازبه جا آور! پس همانا در نماز شفا است .

( جامع احادیث الشیعه ، ج ۴، ص ۲۸ )

 

کفاره گناه

پیامبر (ص ) : الصلوة کفارة الخطایا ثم قرأ: “ان الحسنات یذهبن السیئات “

نماز کفاره گناهان می باشد. سپس آن حضرت این آیه را خواند که :”حسنات سیئات را از بین می برد”.

( تفسیر ابوالفتوح رازی ، ج ۱، ص ۲۴۸ )

 

تأثیر دو رکعت نماز مقبول

امام صادق (ع ) : من قبل الله منه صلاة واحدة لم یعذبه

اگر خداوند از کسی دو رکعت نمازش را قبول کند، او را عذاب نمی کند.

( وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۲۲ )

 

وسیله راندن شیطان

امام علی (ع ) :الصلوة حصن الرحمن و مدحرة الشیطان

نماز قلعه خدای بسیار مهربان ، و وسیله ای برای دور کردن شیطان است .

( غرر الحکم ، ج ۲، ص ,۱۶۶ چاپ دانشگاه )

 

نورانیت منزل

پیامبر (ص ) : نوروا منازلکم بالصلاة و قرائة القران

به خانه هایتان با خواندن نماز، و قرائت قرآن ، نورانیت ببخشید.

( کنز العمال ، ج ,۱۵ ص ,۳۹۲ حدیث ۴۱۵۱۸ )

 

نماز وسیله خاموشی  آتشها

پیامبر (ص ) : ما من صلاة یحضر وقتها الا نادی ملک بین یدی الناس : ایها الناس ! قوموا الی نیرانکم التی اوقدتموها علی ظهورکم فاطفئوها بصلاتکم

هیچ نمازی  نیست مگر این که چون وقت آن فرا می رسد فرشته ای  درپیش روی مردمان ندا می کند: ای مردم ! برخیزید به سوی آتشی که بر پشت خودافروخته اید، تا آن را با نماز خویش خاموش کنید.

( محجة البیضاء، ج ۱، ص ۳۳۹ )

مونس نمازگزار در قبر

پیامبر (ص ) : ان الصلاة تأتی الی  المیت فی قبره بصورة شخص انور اللون یونسه فی قبره و یدفع عنه اهوال البرزخ

نماز به صورت انسانی سفید چهره وارد قبر میت شده و با او انس می گیرد و وحشتهای برزخ را از اوبرطرف می کند.

( لآلی الاخبار، ج ۴، ص ۱٫ الحکم الزاهره ، ص ۲۸۳ )

 

تأثیر انتظار نماز

امام صادق (ع ) : من اقام فی مسجد بعد صلوته انتظارللصلوة فهو ضیف الله و حق علی الله ان یکرم ضیفه

کسی که بعد از هر نماز درمسجد بایستد، در حالی که انتظار نماز بعدی  را می کشد، پس او مهمان خداست ، و برخداست که مهمانش را اکرام کند.

( جامع احادیث الشیعه ، ج ۴، ص ۷۸ )

 

شهادت زمین در قیامت

پیامبر (ص ) : ما من رجل یجعل جبهته فی بقعة من بقاع الارض الا شهدت له بها یوم القیامة

هر انسانی که پیشانی خود را برای سجده بر قطعه ای از زمین بگذارد، آن زمین

در روز قیامت به نفع او شهادت خواهد داد.

( وسائل الشیعه ، ج ۳، ص .۴۷۴ مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۱۷۵ )

 

نماز، وسیله تقرب بنده

امام رضا (ع ) : (الصلوة ) طلب الوصال الی الله من العبد

(نماز) مطالبه وصال و تقرب بنده به سوی خداوند است .

( بحار الانوار، ج ,۸۴ ص ۲۶۴ )

 

رفع بلا به وسیله نماز گزار

امام صادق (ع ) :ان الله یدفع بمن یصلی  من شیعتنا عمن لا یصلی من شیعتنا و لو اجمعوا علی ترک الصلوة لهلکوا

همانا خداوندبه وسیله شیعیانی که نماز به جا می آورند، از شیعیان بی نماز (بلا) را دفع می کند،ولی  اگر همه تارک نماز بودند، هر آینه همه هلاک می شدند.

( مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۱۸۴ )

 

نماز ناظر بر اعمال

پیامبر (ص ) :الصلوة تنظر و لا تنظر بها

برای نمازباید انتظار کشید ولی نماز را معطل کار دیگر نباید کرد.

( مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۱۸۳ )

 

توجه خدا به نمازگزار

پیامبر (ص ) :اذا اقام العبد المؤمن فی صلاته نظرالله – عز و جل – الیه

وقتی که بنده مؤمن به نماز می ایستد، خداوند سبحان به اونظر می کند.

( وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۲۱ )

 

نماز، مانع عذاب

پیامبر (ص ) :

کنا عند رسول الله – صلی الله علیه واله – یوما، فقال : رایت البارحة عجایب

فقلنا: یا رسول الله و ما رأیت حدثنابه فداک انفسنا و اهلونا و اولادنا (الی  ان

قال …) قال – صلی الله علیه و اله -و رایت رجلا من امتی قد احتوشته

ملائکة العذاب فجائته صلوته فمنعته منه

عبدالرحمن بن سمره گفت : روزی خدمت رسول گرامی اسلام (ص ) بودم ،

حضرت فرمودند:من دیشب عجایبی دیدم . عرض کردم : یا رسول الله ! چه

دیدید؟ برای  ما بیان بفرمایید، جان و اهل و اولاد ما فدای تو باد! حضرت

فرمودند: دیدم مردی از امت مرا که ملائکه عذاب او را محاصره کرده بودند

در این حال نمازش آمد و مانع ازعذابش شد.

( مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۱۸۳ )

 

نماز موجب بخشش گناهان

امام علی (ع ) :

ما اهمنی ذنب امهلت بعده حتی اصلی رکعتین و اسأل الله العافیة

گناهی که پس از ارتکاب آن فرصت یافته ام که دو رکعت نماز بخوانم و از

خدای بزرگ آمرزش بخواهم مرا غمگین نساخته است .

( نهج البلاغه  کلمات قصار، ۲۹۹ )

 

تقرب به وسیله نماز

امام علی (ع ) : تعاهدوا امر الصلاة و حافظوا علیها، واستکثروا منه ، و تقربوا بها فانها کانت علی المؤمنین کتابا موقوتا

امر نماز رامراعات کنید و آن را محافظت نمایید و بسیار به جا آورید و با آن به خدا تقرب جویید، زیرا نماز “فریضه ای است که بر مومنین نوشته شده و وقت آن تعیین گردیده است “.

( نهج البلاغه ، خطبه ۱۹۹ )

 

عامل ورود بهشت نماز واقعی است

امام صادق (ع ) :ان ربکم لرحیم یشکرالقلیل ، ان العبد لیصلی الرکعتین یرید بها وجه الله  فیدخله الله به الجنة

هماناپروردگار شما مهربان است ، عمل کم را تقدیر می کند، هر آینه انسان دو رکعت نمازمحض خدا به جای آورد، خداوند به سبب آن نماز، او را وارد بهشت می کند.

( مستدرک الوسائل ، ج ۳، ص ۳۱۶ )

 

ملاقات پروردگار

امام صادق (ع ) :هذه الصلوات الخمس المفروضات من أقامهن و حافظ علی مواقیتهن لقی  الله یوم القیامة

کسی که این نمازهای پنج گانه را به پا دارد و محافظت از اوقات آن نماید، پروردگار را روز قیامت ملاقات می کند.

( ثواب الاعمال ، ص ۷۰ )

 

تمسک و استعانت از نماز

امام صادق (ع ) :کان علی – علیه السلام – اذااماله امر فزع قام الی الصلاة ثم تلا هذه الایة “واستعینوا بالصبر والصلاة “

شیوه علی (ع ) چنان بود که چون مشکل مهمی برای او پیش می آمد، به نماز می ایستاد و این آیه را می خواند: “… واستعینوا بالصبر و الصلاة “.

( تفسیر درالمنثور، ج ۱، ص ۶۷ )

 

طالب خشنودی خدا

پیامبر (ص ) :لیست الصلاة قیامک وقعودک ، انما الصلاة اخلاصک و ان ترید بها الله وحده

نماز برخاستن و نشستن تو نیست ، جز این نیست که نماز خالص قرار دادن توست و این که به آن خشنودی تنها خدا را بخواهی .

( اصول وافی ، ج ۲، ص .۱۰۹ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱، ص ۳۲۵ )

 

نماز و برطرف شدن اندوه

امام صادق (ع ) : ما یمنع احدکم اذا دخل علیه غم من غموم الدنیا ان یتوضأ ثم یدخل المسجد فیرکع رکعتین یدعو الله فیهما، اما سمعت الله تعالی یقول : “واستعینوا بالصبر و الصلاة “

چه مانعی  دارد که چون یکی از شماغم و اندوهی از غمهای دنیا بر او درآمد، وضو بگیرد و به مسجد برود و دو رکعت نماز بخواند و برای  رفع  اندوه خود خدا را بخواند. مگر نشنیده ای که خدا می فرماید:”واستعینوا بالصبر و الصلاة “.

( مجمع البیان ، ج ۱، ص .۱۰۰ وسائل الشیعه ، ج ۵، ص ۲۶۳ )

 

توجه ملک الموت به نمازگزار

امام باقر (ع ) : ان ملک الموت قال لرسول الله – صلی الله علیه و اله – : ما من اهل بیت  مدر و لا شعر فی بر و لا بحر الا وانا اتصفحهم فی کل یوم خمس مرات عند مواقیت الصلاة

همانا، ملک الموت به رسول خدا (ص ) گفت : هیچ اهل خانه ای و صاحب جامه ای  در خشکی و دریا نیست ، مگراین که من در هر روز پنج بار هنگام نماز از آنها می گذرم .

( وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۷۹ )

 

نماز همراه زکات ، باعث تقرب

امام علی (ع ) : ان الزکاة جعلت مع الصلاة قربانا لاهل الاسلام

همانا زکات همراه نماز مایه تقرب مسلمانان به خداوند است .

( نهج البلاغه ، ص ۱۹۹ )

 

نشانه قبولی نماز

امام صادق (ع ) :من احب ان یعلم اقبلت صلاته ام لم تقبل فلینظر هل منعته صلاته عن الفحشاءو المنکر فبقدر ما منعته قبلت منه

هرکس دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه ، ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه ؟ پس به هر قدر که نمازش او را از گناه باز داشته  به همان اندازه نمازش قبول شده است .

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۱۹۸ )

 

رهایی از گرما، با نماز

پیامبر (ص ) : اذا اشتد الحر فابردوا بالصلاة فان الحر من فیح جهنم

هر وقت گرما و شدت آن بر شما سخت گرفت ، توسطنماز آن راخنک کنید، زیرا گرما و حرارت از جوشش جهنم است .

( بحار الانوار، ج ,۸۰ ص ۱۵ )

 

التجا به نماز در سختیها

پیامبر (ص ) : اذا حزنه امر فزع الی  الصلاة

شیوه رسول خدا (ص ) چنان بود که چنانچه مشکلی برای او پیش می آمد، به

نماز پناه می برد و از آن استعانت می جست .

( تفسیر درالمنثور، ج ۱، ص ۶۷ )

 

جبران ناراحتی با نماز

ابوعبدالله (ع ) :کان علی – علیه السلام – اذا هاله شی ء، فزع الی الصلاة ، ثم تلی هذه الآیة “واستعینوا بالصبر و الصلاة “

هنگامی که برای  امیرالمؤمنین (ع ) مشکلی پیش می آمد، به نماز پناه می برد (ناراختی خود را به طریق نماز جبران می کرد) و آیه “واستعینوا بالصبر و الصلاة ” را تلاوت می نمود.

( وسائل الشیعه ، ج ۵، ص ۲۶۳ )

 

استقبال خدا از نمازگزار

امام باقر (ع ) : اذا استقبل المصلی القبلة استقبل الرحمن بوجهه

آنگاه که نمازگزار رو به قبله نماید، خداوند رحمان به صورتش رو می آورد.

( اصول وافی ، ج ۲، ص ۵۸ )

 

عبور از صراط

پیامبر (ص ) :الصلاة جواز علی  الصراط

نماز جواز عبور ازصراط است .

( بحار الانوار، ج ,۹۸ ص ۱۶۸ )

 

اثر کار نیک برای میت

امام صادق (ع ) :یدخل علی  المیت فی قبره الصلاة و الصوم و الحج و الصدقة و البر و الدعاء، و یکتب اجره للذی یفعله و للمیت

نماز و روزه و صدقه و نیکی و دعا برای میت در قبر او داخل می شود، و اجر و پاداش این امور برای میت و آن کسی که آن را انجام می دهد، نوشته می شود.

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۶۲ )

 

نماز پاسدار انسان

امام علی (ع ) :و عن ذلک ما حرس الله عباده المؤمنین بالصلوات و الزکوات

و از اینجاست که خداوند با نمازها و زکاتها و سختکوشی درنماز، از بندگان با ایمانش پاسداری  می کند.

( نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، ص ۷۹۸ )

 

حایل آتش دوزخ

پیامبر (ص ) : و تکون صلاة العبد عند المحشر تاجا علی رأسه و نورا علی وجهه و لباسا علی بدنه و سترا بینه و بین النار

نماز بنده در محشرتاجی است بر سر او، و موجب نورانیت صورتش ، لباس

برای بدن وی ، و ساتر و حایل بین او و آتش جهنم است .

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۲۳۱ )

 

شفیع نمازگزار

پیامبر (ص ) :الصلاة شفیع بینه و بین ملک الموت

نمازشفیع نمازگزار در نزد ملک الموت است .

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۲۳۲ )

 

نماز محبوب پارسایان

امام علی (ع ) : الصلاة قربان کل تقی ، و الحج جهاد کل ضعیف ، و لکل شی ء زکاة و زکاة البدن الصیام ، و جهاد المرأة حسن التبعل

نمازوسیله تقرب و نزدیک شدن هر پارسایی به خداست ، و حج ، جهاد افراد ناتوان است .هر چیزی زکات دارد و زکات و پاک کردن بدن ، روزه گرفتن  است . جهاد زن هم خوب شوهرداری کردن می باشد.

( نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، ص ۱۱۵۲ )

 

اجر نماز

پیامبر (ص ) : الصلاة … مفتاحا للجنة و مهورا لحورالعین و ثمناللجنة

نماز موجب فتح و گشایش ابواب جنت برای او می باشد و مهریه حورالعین وثمن و بهای بهشت است .

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۲۳۱ )

 

حق نماز را چه کسانی  می شناسند؟

امام علی (ع ) :و قد عرف حقها (الصلوة )رجال من المؤمنین الذین لا تشغلهم عنها زینة متاع ،و لا قرة عین من ولد و لا مال ،یقول الله سبحانه : “رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلاة وایتاء الزکوة “

حق نماز را مؤمنین شناخته اند که نه زینت های دنیا، نه نور چشمی هااز فرزند و نه مال ، آنان را از عبادت پروردگارشان باز نمی دارد، زیرا که خداوندسبحان می گوید: “مردانی هستند که تجارت و داد و ستد آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات باز نمی دارد”.

( نهج البلاغه ، خطبه ۱۹۹ )

 

تأثیر قنوت و سجده طولانی

امام علی (ع ) : طول القنوت و السجود ینجی من عذاب النار

قنوت و سجده طولانی در نماز، نمازگزار را از عذاب آتش نجات می دهد.

( تصنیف غرر الحکم ، ص ,۱۷۵ حدیث ۳۳۵۳ )

تأثیر سلام نماز

امام حسن عسکری (ع ) :فاذا سلم من صلاته ، سلم الله علیه وسلم علیه ملائکته

پس زمانی  که بنده نمازش را سلام داد، خداوند و ملائکه بر اوسلام می فرستند.

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۲۲۱ )

 

ارزش نماز واجب

امام صادق (ع ) :صلاة فریضة ، خیر من عشرین حجة …

نمازواجب بهتر از بیست حج مستحبی  است .

( محجة البیضاء، ج ۱، ص .۳۳۹ بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۲۲۷ )

 

طلب عبادت

امام حسن (ع ) : ان من طلب العبادة تزکی لها و اذا اضرت النوافل بالفریضة فارفضوها

هر کس طلب عبادت دارد، دل را برای آن پاک می کند،و هرگاه نمازهای مستحبی  به نمازهای واجب ضرر رسانید (باعث آسیب رسانی به یکی از صفات و ابعاد نمازهای واجب شد) نمازهای مستحبی را ترک کنید.

( تحف العقول ، ص ۲۶۷ )

 

نمازهای واجب یومیه

امام باقر (ع ) : عما فرض الله – عز و جل – من الصلاة ؟ فقال : خمس صلوات فی اللیل و النهار

زراره می گوید: از حضرت امام باقر(ع ) سؤال کردم که خداوند عز و جل چه مقدار نماز را واجب کرد؟ آن حضرت فرمودند:پنج نماز را واجب کرد.

( من لا یحضره الفقیه ، ج ۱، ص ۲۰۵ )

 

سؤال از نمازهای پنج گانه

امام صادق (ع ) : اذا لقیت الله بالصلوات الخمس المفروضات لم یسألک عما سوی  ذلک

هنگامی که خداوند را با نمازهای پنج گانه واجب ملاقات کردی ، سؤال از شما نمی شود، مگر از نمازهای پنج گانه .

( وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۵ )

 

نشانه شیعه بودن

امام صادق (ع ) : شیعتنا اهل الورع و الاجتهاد و اهل الوفاء و الامانة و اهل الزهد و العبادة و اصحاب الاحدی و خمسین رکعة فی الیوم واللیلة

شیعیان ما اهل تقوی و پاکدامنی و کوشش و جدیت اند و مردمی  باوفا وامین اند و اهل زهد و عبادتند و کسانی هستند که در شبانه روز پنجاه و یک رکعت نماز می خوانند.

( بحار الانوار، ج ,۶۸ ص ۱۶۷ )

 

افضل واجبات

امام رضا (ع ) : اعلم ان افضل الفرائض بعد معرفة الله – عزو جل – الصلوة الخمس

بدان که افضل واجبات بعد از معرفت خدای عز و جل نمازپنج گانه است .

( مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۱۷۵ )

 

نخستین عمل واجب

پیامبر (ص ) : اول ما افترض الله علی أمتی ، الصلوات الخمس

اولین چیزی که خداوند بر امت من واجب کرد، نمازهای پنج گانه است .

( کنز العمال ، ج ۷، حدیث ۱۸۸۵۱ )

 

وجوب نماز

امام صادق (ع ) : ان الله فرض الزکوة کما فرض الصلاة

خدازکات را واجب کرد، همان طور که نماز را واجب کرد.

( وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۳ )

 

شرط قبولی نماز نافله

امام باقر (ع ) : انما تقبل النافلة بعد قبول الفریضة

همانا، نماز مستحبی زمانی مورد قبول است که نماز واجب مورد قبول واقع شود.

( وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۲۰ )

 

نشانه های مؤمن

امام حسن عسکری (ع ) : علامات المؤمن خمس ، صلاة الخمسین ، وزیارة الاربعین و التختم فی الیمین ، و

تعفیر الجبین و الجهر “بسم الله الرحمن الرحیم “.

علایم و نشانه های مؤمن پنج چیز است :۱- خواندن ۵۱رکعت نماز در شبانه  روز ( ۱۷ رکعت نماز واجب و ۳۴رکعت نافله ).۲- زیارت اربعین امام حسین  (ع ).۳- انگشتر به دست راست کردن .۴- پیشانی بر خاک نهادن .۵- بلند گفتن “بسم الله الرحمن الرحیم ” درنمازها.

( وسائل الشیعه ، ج ,۱۰ص ۳۷۳ )

 

حاجت خواستن بعد از نماز

امام صادق (ع ) : ان الله – عز و جل – فرض علیکم الصلوات فی احب الاوقات الیه ، فاسئلواالله حوائجکم عقیب فرائضکم

به درستی  که خداوند نمازهای واجب را در محبوبترین اوقات واجب کرد، پس حاجات خودرا بعد از نمازهایتان بخواهید.

( بحار الانوار، ج ,۸۵ ص ۳۲۴ )

 

عابدترین مردم

معصوم (ع ) : سمعته – علیه السلام – یقول : قال الرب تعالی :اذا صلیت ما افترضت علیک فانت اعبد الناس

ابی حمزه گفت : از امام (ع )شنیدم که فرمود: خداوند می فرماید: آن وقتی  که نمازی  را که بر تو واجب کردم ، به جا آوردی ، پس عابدترین مردم هستی .

( مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۱۸۳ )

 

تربت امام حسین (ع )

امام صادق (ع ) : السجود علی تربة الحسین – علیه السلام – یخرق الحجب السبع

سجده بر تربت امام حسین (ع ) هفت پرده و مانع را می شکافد.

( بحار الانوار، ج ,۱۰۱ ص ۱۳۵ )

 

طهارت

امام صادق (ع ) : لا صلوة الا بطهور

نماز درست نیست ، مگر باطهارت (وضو، غسل ، تیمم ).

( وسائل الشیعه ، ج ۱، ص ۲۶۱ )

 

مسواک با هر نماز

پیامبر (ص ) : لو لا ان اشق علی امتی ، لأمرتهم بالسواک مع کل صلوة

اگر بر امت من سخت و دشوار نبود، هر آینه به آنها دستور می دادم که با هر نماز مسواک بزنند.

( میزان الحکمه ، ج ۴، ص ۵۹۷ )

 

نماز و عطر

امام صادق (ع ) : رکعتان یصلیها المتعطر، افضل من سبعین رکعة یصلیها غیر متعطر

دو رکعت نماز با عطر بهتر است از هفتاد رکعت نماز کسی که عطر نزده است .

( مکارم الاخلاق ، ص ۴۲ )

 

نماز و مسواک

پیامبر (ص ) : رکعتین بسواک ، احب الی الله – عز و جل -من سبعین رکعة بغیر سواک

دو رکعت نماز با دندانهای مسواک زده ، نزد خداوند ازهفتاد رکعت نماز بدون مسواک بهتر است .

( سفینة البحار، ج ۱، ص ۶۷۵ )

 

انتظار بعد نماز

پیامبر (ص ) :انتظار الصلوة بعد الصلوة کنز من کنوزالجنة

انتظار کشیدن از نماز تا نماز دیگر، گنجی است از گنجهای  بهشت .

( جامع احادیث الشیعه ، ج ۴، ص ۷۸ )

 

قنوت طولانی

پیامبر (ص ) : اطولکم قنوتا فی دار الدنیا اطولکم راحة یوم القیامة فی  الموقف

هر کسی از شما قنوتش در این دنیا طولانی تر باشد، در آخرت در موقف

محشر راحتی او بیشتر خواهد بود.

( ثواب الاعمال ، ص ۵۹ )

 

لباس تمیز برای نماز

امام علی (ع ) : النظیف من الثیاب یذهب الهم والحزن و هو طهور للصلاة

لباس تمیز غم و ناراحتی را برطرف کرده و آن لباس پاک (مناسب ) نماز است .

( وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۳۴۶ )

 

سلام بر نمازگزار

امام صادق (ع ) : اذا دخلت المسجد و القوم یصلون فلا تسلم علیهم و سلم علی النبی – صلی الله علیه و اله – ثم اقبل علی صلاتک و اذا دخلت علی قوم جلوس یتحدثون فسلم علیهم

هنگامی که داخل مسجد شدی و زمانی که مردم مشغول نماز هستند، بر آنها سلام نکن ، بلکه بر رسول خدا (ص ) سلام کن و مشغول نمازشو، ولی  وقتی وارد بر گروهی شدی که مشغول صحبت هستند، بر آنها سلام کن .

( بحار الانوار، ج ,۷۶ ص ۸ )

 

لباس دارای تصویر

امام صادق (ع ) : انه کره ان یصلی و علیه ثوب فیه تماثیل

از امام صادق (ع ) روایت شده است که آن حضرت کراهت داشت از این که با لباسی که در آن تصویری هست نماز بخواند.

( وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۳۱۷ )

 

نماز کامل همراه با صلوات

امام صادق (ع ) : ان من تمام الصوم اعطاءالزکوة (لفطرة ) کما ان الصلاة علی النبی – صلی  الله علیه و اله و سلم – من تمام الصلاة

همانا پرداخت زکات فطره (در آخر ماه رمضان ) مایه تمامیت روزه می باشد،چنان که صلوات بر محمد (و آل او) باعث تمامیت نماز است (یعنی نماز با صلوات و روزه با زکات فطره کامل می شود).

( وسائل الشیعه ، ج ۶، ص ۲۲۱ )

 

کلید نماز

پیامبر (ص ) :الوضوء مفتاح الصلاة

وضو کلید و وسیله افتتاح نماز است .

( نهج الفصاحه ، حدیث ۱۵۸۸ )

 

نماز در مکانهای مقدس

پیامبر (ص ) :جعلت لی الارض مسجدا و طهورا

همانا زمین برای من سجده گاه و پاک کننده قرار داده شده است .

( وسائل الشیعه ، ج ۳،ص ۵۹۳ )

 

نماز کامل با پرداخت زکات

پیامبر (ص ) : لا تتم صلاة الا بزکوة

نماز کسی کامل نمی شود مگر با پرداخت زکات .

( بحار الانوار، ج ,۹۶ ص ۲۹ )

 

بی احترامی به نماز

امام علی (ع ) : من لم یأخذ اهبة الصلوة قبل وقتها فماوقرها

کسی  که قبل از نماز خود را برای اقامه نماز آماده نکند، به نمازبی احترامی نموده است .

( شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ,۲۰ باب ,۷۶۸ ص ۳۲۹ )

 

خواب قبل از نماز عشا

امام صادق (ع ) : قال رسول الله – صلی الله علیه واله – : لما اسری بی الی السماء مضیت باقوام ترضخ رؤسهم بالصخر، فقلت : من هؤلاءیا جبرئیل ؟ فقال : هؤلاء الذین ینامون عن صلاة العشاء

از امام صادق (ع ) نقل شده که پیامبر خدا (ص ) فرمود: آنگاه که مرا به آسمان بردند، به جماعتی گذشتم سرهای آنهابا سنگ کوفته می شد، گفتم ای جبریل اینها کیانند؟ گفت : اینها آنانند که قبل ازخواندن نماز عشاء می خوابند.

( بحار الانوار، ج ۲، ص ۲۱۳ )

 

قبله

امام صادق (ع ) : اذا استقبلت القبلة فانس من الدنیا و ما فیها والخلق و ما هم فیه و استفرغ قلبک عن کل شاغل یشغلک عن الله

هنگامی که برای نماز به جانب قبله ایستادی ، دنیا و آنچه در آن است را فراموش کن و قلب خود رااز هر گونه سرگرم کننده ای که تو را از خدا باز دارد، فارغ ساز.

( میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۹۶ )

 

قرائت صد آیه در نماز

امام صادق (ع ) : من قرأ مائة ایة یصلی بها فی لیلة کتب الله – عز و جل – له بها قنوت لیلة

هر کس در یک شب یکصد آیه از قرآن را در نمازی بخواند، خدا به این وسیله برای او عبادت سراسر شب بنویسد.

( الکافی ، ج ۲، ص ۴۴۵ )

 

تلاوت قرآن در نماز

امام حسین (ع ) : من قرأ ایة من کتاب الله – عز و جل – فی صلاته قائما یکتب له بکل حرف مائة حسنة

کسی که آیه ای از قرآن را ایستاده در نماز خود بخواند، به هر حرفی  صد حسنه برای او نوشته می شود.

( الکافی ، ج ۲، ص ۴۴۷ )

 

قرائت قرآن در نماز

پیامبر (ص ) :قراءة القران فی الصلاة افضل من قراءة القران فی  غیرالصلاة

قرائت قرآن در نماز افضل است از غیر نماز.

( مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۲۹۲ )

 

رکوع و سجود طولانی

امام صادق (ع ) : و علیکم بطول الرکوع و السجود فان احدکم اذا طال الرکوع و السجود یهتف ابلیس من خلفه ، فقال یا ویلتاه ! اطاعوا وعصیت و سجدوا و ابیت

بر شما باد به طول رکوع و سجده ، که هرگاه یکی از شمارکوع و سجودش طول بکشد شیطان به دنبال او فریاد می زند: وای بر من ! او اطاعت کردو من معصیت کردم او سجده کرد و من سر باز زدم .

( بحار الانوار، ج ,۷۸ ص .۱۹۹ مواعظ العددیه ، ص ۲۴۲ )

 

سجده

امام علی (ع ) :لو یعلم المصلی  ما یغشاه من جلال الله ما سره ان یرفع رأسه من السجود

اگر نمازگزار بداند چه اندازه مشمول جلال الهی است ، هرگز راضی نمی شود که سر از سجده بردارد.

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۲۰۷٫ میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۷۹ )

 

حق سجود

امام صادق (ع ) : ما خسر و الله من اتی بحقیقة السجود و لو کان فی العمر مرة واحدة

به خدا قسم کسی که حق سجود را به جای آورد و سجده حقیقی  کند به هیچ عنوان زیان متوجه او نشود، اگر چه در تمام مدت عمر چنین سجودی را یک بار به جای  آورد.

( بحار الانوار، ج ,۸۵ ص ۱۳۶ )

 

سجده نزدیکترین حالت

امام صادق (ع ) :اقرب ما یکون العبد الی الله -عز و جل – و هو ساجد، قال الله – عز وجل – : “و اسجد و اقترب “

نزدیکترین حالت بنده به خداوند بزرگ وقتی است که در سجده است خداوندفرمود: سجده کن وتقرب جوی “.

( روضة المتقین ، ج ۲، ص ۳۸ )

 

عادت به نماز

امام صادق (ع ) :لا تنظروا الی  طوع رکوع الرجل و سجوده ، فان ذلک شی ء اعتاده فلو ترکه استوحش لذلک و لکن انظروا الی صدق حدیثه و اداءامانته

به رکوع و سجده های طولانی افراد نگاه نکنید، زیرا ممکن است به آن عادت کرده باشند و برای او یک امر عادی شده باشد، و اگر آن را ترک کنندوحشت کنند،بلکه راستگویی و امانتداری او را بنگر.

( تفسیر نور الثقلین ، ج ۱، ص .۴۹۶ اصول کافی ، ج ۲، ص ۱۰۵ )

 

سلام

امام صادق (ع ) :معنی السلام فی کل صلوة الامان ، ای من ادی امر الله وسنة نبیه – صلی  الله علیه و اله – خاشعا منه قلبه فله الامان من بلاء الدنیا وبرائة من عذاب الاخرة

معنی  “سلام ” در پایان نماز، امان است ، یعنی هر کس که امرخدا و سنت پیامبرش را با خشوع قلب به جای آورد، از بلای دنیا در امان ، و ازعذاب آخرت برکنار است .

( مصباح الشریعه ، باب سلام )

 

سجده مایه تقرب

امام علی (ع ) :اقرب ما یکون العبد من الله اذا سجد

نزدیکترین وقتی که بنده به خدا نزدیک می شود، در هنگام سجده است .

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۲۳۳ )

 

سوره حمد، عطیه الهی

پیامبر (ص ) : اعطانی الله – عز و جل – فاتحة الکتاب

خداوند سوره حمد را به من عطا کرده است .

( امالی شیخ صدوق ، ص ۱۱۷ )

 

رکوع و سجود ناقص

پیامبر (ص ) :و لا صلاة لمن لا یتم رکوعها و سجودها

نمازگزاری  که رکوع و سجودش را ناقص انجام دهد، آن نمازش ، نماز نیست .

( بحار الانوار، ج ,۲۹ ص ۱۹۸ )

 

سجود و رکوع بهترین عبادت

امام علی (ع ) : نعم العبادة السجود و الرکوع

سجود و رکوع در پیشگاه الهی ، خوب عبادتی  است .

( تصنیف غرر الحکم ، ص ۱۷۵ )

 

تأثیر طولانی رکوع و سجود

امام علی (ع ) :لا یقرب من الله سبحانه الا کثرة السجود و الرکوع

چیزی جز کثرت سجود و رکوع ، شخص را به تقرب خداوند سبحان نرساند.

( تصنیف غرر الحکم ، ص ۱۷۵ )

 

طولانی کردن سجده

پیامبر (ص ) : و اذا اردت ان یحشرک الله معی فاطل السجود بین یدی الله الواحد القهار

و اگر خواستی خداوند تو را با من محشورسازد، سجده در پیشگاه خدای یکتای قهار را طولانی  کن .

( بحار الانوار، ج ,۸۵ ص ۱۶۴ )

 

مقدمه نماز

پیامبر (ص ) : و لکل شی ء انف و انف الصلاة التکبیر

برای هرچیزی مقدمه ای است و مقدمه نماز، تکبیر است .

( وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۱۶ )

 

توجه خداوند به نمازگزار هنگام قبله

امام باقر (ع ) :اذا استقبل المصلی القبلة استقبل الرحمان بوجهه ، لا اله غیره

آنگاه که نمازگزار رو به قبله کرد،پروردگار عالم به صورتش رو می آورد، جز او خدایی  نیست .

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۲۱۹ )

 

حمد و سوره در نماز

امام رضا (ع ) :امر الناس بالقراءة فی الصلوة لئلایکون القران مهجورا مضیعا

مردم به خواندن حمد و سوره در نماز به این جهت موظف شده اند که قرآن مجید متروک و ضایع نشود.

( من لا یحضره الفقیه ، ج ۱، ص ۸۴ )

 

تعلیم سوره حمد

پیامبر (ص ) :منها ما روی  عن النبی – صلی الله علیه واله – انه قال لجابر بن عبدالله الانصاری : یا جابر! الا اعلمک افضل سورة انزلهاالله فی کتابه ؟ فقال له جابر: بلی بابی انت و امی یا رسول الله ! علمنیها. قال :فعلمه “الحمد” ام الکتاب . ثم قال : یا جابر! الااخبرک عنها؟ قال : بلی ، بابی انت و امی یا رسول الله ! اخبرنی .قال : هی شفاء من کل داء الا السام

از پیامبر (ص )روایت شده که به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: ای جابر، آیا برترین سوره ای  راکه خدا در کتابش نازل فرموده به تو نیاموزم ؟ جابر عرض کرد: آری  پدر و مادرم فدای تو باد ای رسول خدا، آن را به من بیاموز. پس رسول الله سوره “حمد”(ام الکتاب ) را به او تعلیم داد و فرمود: ای جابر آیا آگاهت نسازم از این سوره ؟عرض کرد: چرا، پدر و مادرم فدای تو باد یا رسول الله ! از آن مرا باخبر ساز.فرمود: آن شفای هر دردی است جز مرگ .

( تفسیر عیاشی ، ج ۱، ص ,۲۰ حدیث ۹ )

 

خشوع زینت نماز

پیامبر (ص ) : الخشوع زینة الصلاة

خشوع ، زینت و زیورنماز است .

( بحار الانوار، ج ,۷۷ ص ۱۳۱ )

 

خشوع در نماز

امام صادق (ع ) : اذا کنت فی  صلاتک فعلیک بالخشوع و الاقبال علی صلاتک فان الله تعالی یقول : “الذین هم فی صلاتهم خاشعون “

هرگاه در حال نمازبودی ، بر تو باد به خشوع و توجه کامل به نماز، چون خداوند در قرآن می فرماید: “اهل ایمان کسانی هستند که در نماز خشوع می ورزند”.

( فروع کافی ، ج ۳، ص .۳۰۰ میزان الحکمه ، ج ۵، ص .۳۷۹ بحار الانوار، ج ,۸۴ ص ,۸۴ ص ۲۶۰ )

 

خشوع چیست ؟

پیامبر (ص ) : ما الخشوع ؟ قال : التواضع فی الصلاة و ان یقبل العبد بقلبه کله علی  ربه …

از پیامبر اکرم (ص ) سؤال شد: خشوع چیست ؟ فرمود:فروتنی و خاکساری  در نماز و این که بنده با تمام قلبش به سوی خدا برود…

( بحار الانوار، ج ,۸۴ ص ۲۶۴ )

 

نماز و حضور قلب

پیامبر (ص ) : لیس لک من صلاتک الا ما احضرت فیه قلبک

نیست برای تو از نماز، مگر قلب تو در حال نماز باشد.

( بحار الانوار، ج ,۸۴ ص ۲۵۹ )

 

چهار بخش نماز

پیامبر (ص ) : بنیت الصلوة علی اربعة اسهم سهم منهااسباغ الوضوء، و سهم منها الرکوع و سهم منها السجود و سهم منها الخشوع

نماز برچهار بخش بنا شد: ۱- گرفتن وضوی کامل . ۲- رکوع . ۳- سجود. ۴- خشوع .

( مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۲۶۵ )

 

حضور در عبادت

پیامبر (ص ) : اعبد الله کأنک تراه فان کنت لا تراه فانه یراک

عبادت کن خداوند تعالی را، چنانچه گویا او را می بینی ، و اگر تو او رانمی بینی او تو را می بیند.

( نهج الفصاحه ، ص .۶۵ سر الصلوة ، ص .۲۶ مکارم الاخلاق ، ص ۴۵۹ )

 

حضور قلب

پیامبر (ص ) :اذا قام العبد الی الصلوة فکان هواه و قلبه الی الله تعالی انصرف کیوم ولدته امه

هنگامی که انسان برای نماز می ایستد، اگر همه توجه اش و قلبش به سوی  خدا باشد، در حالی  نمازش تمام می شود، که مثل روزی است که پاک به دنیا آمده .

( محجة البیضاء، ج ۱، ص ۳۸۲ )

 

محبت خداوند و محبت مؤمنین در دل

امام صادق (ع ) : لیس من مؤمن یقبل بقلبه فی صلوته الی الله الا اقبل الله الیه بوجهه و اقبل بقلوب المؤمنین الیه بالمحبة له بعد حب الله – عز و جل – ایاه

مومنی نیست که در نمازش با حضورقلب به خداوند توجه کند، مگر این که خداوند به او رو می کند، و بعد از محبت خداوند عز و جل در دل ، قلوب مومنین را به سوی او متوجه می کند.

( مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۲۶۵ )

 

آخرین نماز

پیامبر (ص ) : صل صلوة مودع تری انک لا تصلی بعد ما صلوة ابدا

آنچنان نماز بگزار که گویی آخرین نماز توست و دیگر هرگز نمازی  نخواهی خواند.

( بحار الانوار، ج ,۸۴ ص ۲۶۴ )

 

نماز و تفکر

پیامبر (ص ) :رکعتان مقتصدتان فی تفکر خیر من قیام لیلة والقلب لاه

دو رکعت نماز همراه با تفکر و حضور قلب ارزشمندتر از یک شب زنده داری با دل سرگردان و بدون توجه است .

( میزان الحکمه ، ج ۵، ص .۳۹۰ بحار الانوار، ج ,۷۴ ص .۸۲ مکارم الاخلاق ، ص ۴۶۵ )

 

مانع خشوع

پیامبر (ص ) :رای النبی – صلی  الله علیه و اله – رجلا یعبث بلحیته فی صلاته فقال : “اما انه لو خشع قلبه لخشعت جوارحه “

پیامبر اکرم (ص )دیدند مردی در حال نماز با ریش خود بازی  می کند، فرمودند: “اگر قلب او خشوع می داشت قطعا همه اعضایش نیز خاشع می بود”.

( میزان الحکمه ، ج ۵، ص .۳۸۶ بحار الانوار، ج ,۸۴ ص ۲۲۸ )

 

دو رکعت با حضور قلب

پیامبر (ص ) :من صلی رکعتین و لم یحدث فیهمانفسه بشی ء من امور الدنیا غفر الله له ذنوبه

کسی  که دو رکعت نماز بخواند و درآن دو رکعت ، قلب خود را به چیزی از امور دنیا مشغول نکند، خداوند گناهانش رامی آمرزد.

( بحار الانوار، ج ,۸۴ ص ۲۴۹ )

 

عارف به حق نماز

امام علی (ع ) :من اتی الصلاة عارفا بحقها غفر الله له

کسی که نماز به جا آورد در حالی که عارف به حق آن باشد، خداوند او را می آمرزد.

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص .۲۰۷ تحف العقول ، ص ۱۱۷ )

 

نماز با توجه

پیامبر (ص ) : رکعة من عالم بالله خیر من الف رکعة من متجاهل

یک رکعت نماز کسی که متوجه خدا باشد، بهتر از هزار رکعت کسی  است

که از خدا غافل باشد.

( نهج الفصاحه ، ص ۳۵۰ )

 

فقط یاد خدا در حال نماز

پیامبر (ص ) :من صلی صلوة لا یذکر فیها شیئا من امر الدنیا، لا یسئل الله شیئا، الا اعطاه

کسی که نماز می خواند، در حال نماز هیچ چیز از امور دنیایی به یادش نیاید (فقط خداوند در نظرش باشد)، در این صورت هرچیزی از خداوند بخواهد، به او عطا می کند.

( مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۲۶۵ )

 

سه بار غافل شدن در نماز

امام صادق (ع ) : اذا قام العبد الی  الصلاة اقبل الله – عز و جل – علیه بوجهه فلا یزال مقبلا علیه حتی یلتفت ثلاث مرات فاذاالتفت ثلاث مرات اعرض عنه

وقتی بنده به نماز ایستاد خداوند متعال به او توجه می کند و توجهش را از او قطع نمی کند تا موقعی که سه مرتبه از یاد خدا غافل گردد،در این هنگام  خداوند سبحان نیز از او اعراض خواهد کرد.

( بحار الانوار، ج ,۸۴ ص ۲۴۱ )

 

لازمه غرق در نماز شناخت کامل خداوند است

امام سجاد (ع ) : قلت لابی عبد الله – علیه السلام – : انی رایت علی بن الحسین اذا قام الی الصلوة غشی لونه لون اخر، فقال لی : والله ان علی بن الحسین کان یعرف الذی یقوم بین یدیه

امام سجاد (ع ) را دیدم که هنگامی که به نماز ایستاد، چهره اش را رنگی  دیگر پوشاند.امام صادق (ع ) به من فرمود: “به خدا قسم ، علی بن الحسین (ع ) کسی را که برای اونماز می کرد، می شناخت “.

( علل الشرایع ، ص ,۸۸ به نقل از وسائل الشیعه ، ج ۴،ص ۶۸۵ )

 

آن مقدار از نماز بالا می رود

امام صادق (ع ) :ان العبد لترفع له من صلاته نصفها او ثلثها او ربعها او خمسها و ما یرفع له الا ما اقبل علیه بقلبه …

همانااز نماز بنده نصفش یا یک سوم ، یا یک چهارم ، یا یک پنجم برای او بالا می رود، وآن مقداری که از نماز حضور قلب داشته باشد، بالا می رود…

( بحار الانوار، ج ,۸۴ ص ۲۳۸ )

 

توجه به نماز

پیامبر (ص ) :ان العبد لیصلی الصلاة لا یکتب له سدسها و لاعشرها، و انما یکتب للعبد من صلاته ما عقل منها

به درستی بنده نماز می خواندبرای او، نه یک ششم آن و نه یک دهم آن نوشته نمی شود، جز این نیست که برای بنده از نمازش آن مقدار نوشته می شود که به آن توجه کرده است .

( بحار الانوار، ج ,۸۴ ص .۲۳۷ اصول وافی ، ج ۲، ص ۱۰۵ )

 

علی (ع ) و هدیه پیامبر (ص )

پیامبر (ص ) :اهدی الی رسول الله – صلی الله علیه و اله – ناقتان عظیمتان ، فجعل احدیهمالمن یصلی رکعتین لا یهم فیهما بشی ء من امر الدنیا و لم یجبه احد سوی  علی – علیه السلام – فاعطاه کلتیهما

از ابن عباس نقل شده که گفت : به پیامبر (ص ) دو شتر هدیه دادند، پیامبر(ص ) یکی از این دوشتر را هدیه قرار داد برای کسی که دو رکعت نماز به جای آورد و چیزی از امور دنیارا به خاطر نیاورد و به فکر چیزی از دنیانیفتد. کسی به پیامبر (ص ) پاسخ مثبت نداد (یعنی کسی چنین نمازی را که درآن هیچ به فکر دنیا و مافیها نیفتد، نخواند)بجز حضرت علی (ع ) که پاسخ مثبت داد. پیامبر (ص ) هر دو شتر را به علی (ع )مرحمت فرمود.

( بحار الانوار، ج ,۴۱ ص ۱۸ )

 

نماز با تفکر

پیامبر (ص ) :رکعتان خفیفتان فی تفکر خیر من قیام لیلة

دو رکعت نماز سبک ، در صورتی که همراه با تفکر و اندیشه باشد، بهتر از عبادت سراسر یک شب است .

( بحار الانوار، ج ,۸۴ ص .۲۴۰ میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۹۱ )

 

طلب خیر به وسیله نماز

امام صادق (ع ) :من توضأ فاحسن الوضوء ثم صلی رکعتین فاتم رکوعها و سجودها ثم جلس فاثنی علی الله و صلی  علی رسول الله – صلی الله علیه و اله – ثم سأل الله حاجته ، فقد طلب الخیر من مظانه و من طلب الخیرمن مظانه لم یخب “

هر کس وضوی خوب بگیرد و دو رکعت نماز با رکوع و سجود کامل به جای آورد و با خدای خود خلوت کند و بر رسول خدا (ص ) درود فرستد،سپس حاجت خود را از خدا درخواست نماید، به تحقیق که در زمان مناسبش درخواست کرده و هرکس چنین نماید، هرگز ناامید وناموفق نخواهد بود.

( بحار الانوار، ج ,۸۵ ص ۳۲۴ )

 

حالت خشوع در نماز

پیامبر (ص ) :خیارکم الینکم مناکب فی  الصلوة

بهترین شما کسی است که شانه هایش در نماز افتاده تر باشد.

( بحار، ج ,۸۴ ص ۲۶۲ )

 

خشوع امیرالمؤمنین (ع ) در نماز

امام صادق (ع ) :و کان علی – علیه السلام -اذا قام الی الصلوة فقال : “وجهت وجهی  للذی فطر السموات و الارض ” تغیر لونه حتی یعرف ذلک فی  وجهه

هنگامی که علی (ع ) به نماز می ایستاد، این آیه شریفه رامی خواند: “رو می آورم با تمام وجودم به کسی که آسمانها و زمین را آفرید” و رنگ مبارک حضرتش تغییر می کرد، به طوری که تغییر حالت و دگرگونی از صورت مبارکش بخوبی

مشاهده می گشت .

( میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۸۱ )

 

خوف حضرت فاطمه (س ) در نماز

معصوم (ع ) :کانت فاطمة – علیهاالسلام -تنهج فی الصلاة فی خیفة الله تعالی

فاطمه زهرا (س ) در حال نماز از شدت ترس نفسش به شماره می افتاد.

( بحار الانوار، ج ,۸۴ ص .۲۵۸ میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۸۲ )

 

ملاک قبولی نماز

امام صادق (ع ) :قال الله تبارک و تعالی : انما اقبل الصلاة لمن تواضع لعظمتی ، و یکف نفسه عن الشهوات من اجلی  و یقطع نهاره بذکری ولا یتعاظم علی خلقی و یطعم الجائع و یکسو العاری ، و یرحم المصاب و یؤوی الغریب

خداوند متعال فرمود: نماز کسی را می پذیرم که :۱- درمقابل عظمت من خاضع باشد.۲- از خواسته های نفسانی به خاطر من خود را دور کند.۳-روزش را با یاد من به پایان برد.۴- بر بندگانم بزرگی نفروشد.۵- به گرسنه غذا دهد.۶- برهنه را بپوشاند.۷- به مصیبت دیده مهربانی کند.۸- غریب راپناه دهد.

( بحار الانوار، ج ,۸۴ ص .۲۴۲ میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۸۶ )

 

قبولی یک نماز

امام صادق (ع ) :من قبل الله منه صلاة واحدة لم یعذبه

اگر خداوند از کسی یک نماز بپذیرد او را عذاب نمی کند.

( وسائل الشیعه ، ج ۳، ص .۲۳ محجة البیضاء، ص ۳۳۹ )

 

نشانه قبولی نماز

امام صادق (ع ) :من احب ان یعلم اقبلت صلاته ام لم تقبل فلینظر هل منعته صلاته عن الفحشاءو المنکر فبقدر ما منعته قبلت منه

هرکس دوست دارد بداند که نمازش قبول شده یا نه ، ببیند که آیا نمازش او را ازگناه و زشتی  باز داشته یا نه ؟ پس به هر قدر که نمازش او را از گناه باز داشته ، به همان اندازه نمازش قبول شده است .

( بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۱۹۸ )

 

حضور قلب

امام سجاد (ع ) : ان العبد لا یقبل من صلاته الا ما اقبل علیه منهابقلبه

همانا نماز بنده پذیرفته نمی شود، مگر آنچه را که با قلبش به نماز توجه کرد.

( وسائل الشیعه ، ج ۴، ص .۶۸۸ المواعظ العددیه ، ص ۲۷۰ )

 

استخفاف در نماز مانع قبولی نماز

امام صادق (ع ) :و الله انکم لتعرفون من جیرانکم و اصحابکم من لو کان یصلی لبعضکم ما قبلها منه لاستخفافه بها ان الله لایقبل الا الحسن فکیف یقبل ما یستخف به ؟

قسم به خدا، شما از همسایگان و دوستان خود کسانی را می شناسید که اگر برای بعضی  از شما نمازی بخوانند از او قبول نخواهیدکرد، به علت استخفاف  و بی اعتنایی که بر آن روا داشته ، همانا خداوند چیز نیکو وشایسته را فقط

می پذیرد، پس چگونه بپذیرد عبادتی راکه به آن بی توجهی شده است ؟

( میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۸۷ )

 

سخت ترین چیز

امام صادق (ع ) : والله انه لیأتی  علی الرجل خمسون سنة ، وما قبل الله صلاة واحدة فای  شی ء اشد من هذا

قسم به خدا، از زندگی انسان پنجاه سال بگذرد (و نماز خوانده باشد)، ولی خداوند یک نماز او را قبول نمی کند، چه چیزی سخت تر از این !

( میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۸۷ )

 

نماز و ولایت

امام سجاد (ع ) : فی جواب سائل سأله عن حدود الصلاة … قال :و ما سبب قبولها؟ قال – علیه السلام – : ولایتنا و البراءة من اعدائنا

در پاسخ کسی که پرسید از حدود نماز… و چه چیزی سبب قبولی نماز است ؟ فرمود: “ولایت مااهل بیت ، و برائت از دشمنان ما”.

( میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۸۶ )

 

چهار چیز مانع قبولی نماز

امام صادق (ع ) : اربعة لا تقبل لهم صلوة : الامام الجائر و الرجل یؤم القوم و هم له کارهون و العبد الابق من موالیه من غیر ضرورة والمرئة تخرج من بیت زوجها بغیر اذنه

چهار گروه هستند که نمازشان قبول نیست :۱- پیشوای جائر.۲- مردی  که امامت نماز جماعتی را به عهده می گیرد که جماعت از امامت اوکراهت دارد.۳- عبدی که بدون ضرورت از مولایش فرار کند.۴- زنی که بدون اجازه شوهرش از خانه بیرون رود.

( جامع احادیث الشیعه ، ج ۵، ص ۵۲ )

 

مانع قبولی نماز زن

امام صادق (ع ) : ایما امراة باتت و زوجها علیها ساخطفی حق ، لم تقبل منها صلوة حتی  یرضی عنها

هر زنی  که شب بخوابد در حالی که شوهرش به خاطر (مطلب ) حقی از وی خشمگین باشد، هیچ نمازی از او قبول نمی شود، مگرآن که شوهرش از او راضی  شود.

( فروع کافی ، ج ۵، ص ۵۰۷ )

شرط قبولی نماز

پیامبر (ص ) : لو صلیتم حتی تکونوا کالاوتار و صمتم حتی تکونوا کالحنایا لم یقبل الله منکم  الا بورع

اگر آن قدر نماز بخوانید تا همچون زه کمان شوید، و آن قدر روزه بگیرید تا همچون کمان خم شوید، خدا از شما قبول نمی کند، مگر این که انسان با ورع باشید.

( بحار الانوار، ج ,۸۴ ص ۲۵۸ )

 

غیبت ، مانع قبولی نماز

پیامبر (ص ) : من اغتاب مسلما او مسلمة لم یقبل الله صلوته و لا صیامه اربعین یوما و لیلة الا ان یغفر له صاحبه

هر کس غیبت مردیا زن مسلمانی را کند، تا چهل شبانه روز نماز و روزه اش پذیرفته نیست ، مگر این که غیبت شونده او را ببخشد.

( بحار الانوار، ج ,۷۵ ص ۲۵۸ )

 

خشم بر والدین ، مانع قبولی نماز

امام صادق (ع ) : من نظر الی  ابویه نظرماقت ، و هما ظالمان لم یقبل الله له صلاة

هر که به پدر و مادر نگاه تند و خشم آلود کند، اگر چه به وی ستم کرده باشند، خداوند نمازش را نمی پذیرد.

( جامع السعادات ، ج ۲، ص ۳۵۱ )

 

نتیجه لقمه حرام

پیامبر (ص ) :من اکل لقمة حرام لم تقبل له صلوة اربعین لیلة و لم تستجب له دعوة اربعین صباحا

کسی که لقمه حرام بخورد، تا چهل شب نماز او قبول نمی شود و دعای  وی نیز تا چهل روز به اجابت نمی رسد.

( دارالسلام نوری ، ج ۴، ص ۲۱۳ )

 

نماز و زکات

امام رضا (ع ) :من صلی و لم یزک لم تقبل صلوته

هر کس نماز بخواند، ولی زکات و مالیات اسلامی نپردازد، نمازش قبول نمی شود.

( بحار الانوار، ج ,۹۶ ص ۱۲ )

 

گناه مانع نماز شب

امام علی (ع ) :جاء رجل الی امیرالمؤمنین – علیه السلام – فقال : یا امیرالمؤمنین انی  قد حرمت الصلاة باللیل ، فقال امیرالمؤمنین -علیه السلام – : انت رجل قد قیدتک ذنوبک .

مردی نزد امیرالمؤمنین (ع ) آمد وگفت : ای امیر مؤمنان ! من از نماز شب محروم شدم . علی (ع ) فرمود: تو مردی هستی که گناهانت تو را زندانی  (اسیر) کرده است .

( میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۴۲۲ )

 

شرب خمر مانع نماز

امام صادق (ع ) :لا تقبل صلوة شارب الخمر اربعین یوماالا ان یتوب

نماز شرابخوار تا چهل روز مقبول نخواهد شد، مگر این که توبه کند.

( بحار الانوار، ج ,۸۴ ص .۳۱۷ میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۸۸ )

 

آمادگی کامل برای نماز

امام باقر (ع ) : لا تقم الی الصلاة متکاسلا و لامتناعسا و لا متثاقلا

در حال کسالت و خواب آلودگی و سنگینی به نماز نایستید.

( بحار الانوار، ج ,۸۴ ص ۲۳ )

زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (ع)

امام رضا(ع)

زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (ع)

 

زندگى امام ابو الحسن على الرضا ابن موسى الکاظم ابن جعفر الصادق ابن محمد الباقر بن على بن حسین بن على بن ابى طالب علیهم السلام هشتمین امام از ائمه اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین

امام رضا (ع) در روز جمعه، یا پنج‏شنبه ۱۱ ذى حجه یا ذى قعده یا ربیع الاول سال ۱۵۳ یا ۱۴۸ هجرى در شهر مدینه پا به دنیا گذاشت. بنابراین تولد آن حضرت مصادف با سال وفات امام صادق (ع) بوده یا پنج‏سال پس از درگذشت آن حضرت رخ داده است. همچنین وفات آن حضرت در روز جمعه یا دوشنبه آخر صفر یا ۱۷ یا ۲۱ ماه مبارک رمضان یا ۱۸ جمادى الاولى یا ۲۳ ذى قعده یا آخر همین ماه در سال ۲۰۳ یا ۲۰۶ یا ۲۰۲ هجرى اتفاق افتاده است. شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا گوید قول صحیح آن است که امام رضا (ع) در ۲۱ ماه رمضان، در روز جمعه سال ۲۰۳ هجرى درگذشته است. وفات آن حضرت در سال ۲۰۳ در طوس و در یکى از روستاهاى نوقان به نام سناآباد اتفاق افتاد.

با تاریخ‏هاى مختلفى که نقل شد، عمر آن حضرت ۴۸ یا ۴۷ یا ۵۰ یا ۵۱ سال و ۴۹ یا ۷۹ روز یا ۹ ماه یا ۶ ماه و ۱۰ روز بوده است. اما برخى که سن آن حضرت را ۵۵ یا ۵۲ یا ۴۹ سال دانسته‏اند، سخنشان با هیچ یک از اقوال و روایات، منطبق نیست و ظاهرا تسامح آنان از اینجا نشات گرفته که سال ناقص را به عنوان یکسال کامل حساب کرده‏اند. از جمله این اقوال شگفت آور سخن شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا است که گفته است: میلاد امام رضا (ع) در ۱۱ ربیع الاول سال ۱۵۳ و وفات وى در ۲۱ رمضان سال ۲۰۳ بوده و با این حساب آن حضرت ۴۹ سال و شش ماه در این جهان زیسته است. مطابق آنچه صدوق نقل کرده، عمر آن حضرت پنجاه سال و شش ماه و ده روز مى‏شود و منشا این اشتباه را باید عدم دقت در جمع و تفریق اعداد دانست‏شیخ مفید نیز مرتکب این اشتباه شده است و ما در حواشیهاى خود بر کتاب المجالس السنیه متذکر این خطا شده‏ایم.

بنابر گفته مولف مطالب السؤول، امام رضا (ع) ۲۴ سال و چند ماه و بنابر قول ابن خشاب ۲۴ سال و ۱۰ ماه از عمر خویش را با پدرش به سر برد. لکن مطابق آنچه گفته شد، عمر آن حضرت در روز وفات پدرش ۳۵ سال یا ۲۹ سال و دو ماه بوده و پس از درگذشت پدرش چنانکه در مطالب السؤول نیز آمده، ۲۵ سال زیسته است و نیز مطابق آنچه قبلا گفته شد آن حضرت پس از پدرش بیست‏سال در جهان زندگى کرد. چنانکه شیخ مفید نیز در ارشاد همین قول را گفته است. برخى نیز این مدت را بیست‏سال و دو ماه، یا یست‏سال و نه ماه، یا بیست‏سال و چهار ماه، یا بیست و یکسال و ۱۱ ماه، ذکر کرده‏اند که این مدت، روزگار امامت و خلافت آن حضرت به شمار است. در طول این مدت آن حضرت دنباله حکومت هارون رشید را که ده سال و بیست و پنج روز بود درک کرد. سپس امین از سلطنت‏خلع شد و عمویش ابراهیم بن مهدى براى مدت بیست و چهار روز به سلطنت نشست. آنگاه دوباره امین بر او خروج کرد و براى وى از مردم بیعت گرفته شد و یکسال و هفت ماه حکومت کرد ولى به دست طاهر بن حسین کشته شد. سپس عبد الله بن هارون، مامون، به خلافت تکیه زد و بیست‏سال حکومت کرد. امام رضا (ع) پس از گذشت پنج‏یا هشت‏سال از خلافت مامون به شهادت رسید.

مادر امام رضا (ع)

در مطالب السؤول گفته شده است که: مادر آن حضرت کنیزى بود. که خیزران مرسى نام داشت. برخى نام وى را شقراء نوبیه، ذکر کرده‏اند که اروى، اسم او و شقراء لقب وى بوده است.

طبرسى در اعلام الورى گوید: مادرش کنیزى بود به نام نجمه که به وى ام البنین مى‏گفتند. برخى نام مادر آن حضرت را سکن نوبیه و تکتم، نیز گفته‏اند. حاکم ابو على گوید: از جمله شواهدى که دلالت دارد نام مادر امام رضا (ع) تکتم بود، سخن شاعرى است که در مدح آن حضرت فرموده است:

الا ان خیر الناس نفسا و والدا

و رهطا و اجدادا على المعظم (۱)

اتتنا به للعلم و الحلم ثامنا

اماما یودى حجة الله تکتم (۲)

ابو بکر گوید: عده‏اى این شعر را به عموى ابو ابراهیم بن عباس منسوب ساخته‏اند و من آن را روایت نمى‏کنم و روایت و سماع این شعر براى من واقع نشده بنابراین نه آن را اثبات مى‏کنم و نه ابطال. وى همچنین گوید: تکتم از اسامى زنان عرب است و در اشعار بسیارى به کار رفته است. از جمله در این بیت:

«طاف الخیالان فزادا سقما

خیال تکنى و خیال تکتما»

فیروز آبادى نیز بر این اظهار نظر صحه گذارده و گفته است: تکنى و تکتم به صورت مجهول، هر یک از نامهاى زنان است.

کنیه امام رضا

کنیه آن حضرت را ابو الحسن و نیز ابو الحسن ثانى خوانده‏اند. ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبیین روایتى نقل کرده و مبنى بر آن که کنیه آن حضرت، ابو بکر بوده است. وى به سند خود از عیسى بن مهران از ابو صلت هروى نقل کرده است که گفت: روزى مامون از من پرسشى کرد. گفتم: ابو بکر در این باره چنین و چنان گفته است. مامون پرسید: کدام ابو بکر؟ابو بکر ما یا ابو بکر اهل سنت؟گفتم، ابو بکر ما. پس عیسى از ابو صلت پرسید: ابو بکر شما کیست؟پاسخ داد: على بن موسى الرضاست که بدین کنیه خوانده مى‏شود.

لقب آن حضرت

در کتاب مطالب السؤول در این باره آمده است: القاب آن حضرت عبارت است از رضا، صابر، رضى و وفى، که مشهورترین آنها رضاست. در فصول المهمة نیز مشابه این مطلب آمده با این تفاوت که در آنجا به جاى القاب رضى و وفى، زکى و ولى یاد شده است. در مناقب ابن شهر آشوب گفته شده است: احمد بزنطى گوید: بدان جهت آن حضرت را رضا نامیدند که او از خدا در آسمانش رضا بود و براى پیامبر و ائمه در زمین رضا بود. و نیز گفته‏اند چون مخالف و موافق گرد آن حضرت بودند وى را رضا نامیدند. همچنین گفته‏اند: چون مامون بدان حضرت، رضایت داد وى را رضا گفتند.

نقش انگشترى آن حضرت

در فصول المهمة گفته شده است: نقش انگشترى امام رضا (ع) «حسبى الله‏»بود و در کافى به سند خود از امام رضا (ع) نقل شده است که فرمود: نقش انگشترى من، «ما شاء الله لا قوة الا بالله‏»است. صدوق نیز در عیون گوید: نقش انگشترى آن حضرت‏«ولیى الله‏»بود.

فرزندان امام رضا (ع)

کمال الدین محمد بن طلحه در مطالب السؤول گوید: آن حضرت شش فرزند داشت. پنج پسر و یک دختر. نام فرزندان وى چنین است: محمد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسن و عایشه‏».

عبد العزیز بن اخضر جنابذى در معالم العتره و ابن خشاب در موالید اهل البیت و ابو نعیم در حلیة الاولیا نظیر همین سخن را گفته‏اند. سبط بن جوزى در تذکرة الخواص گوید: فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: محمد (امام نهم) ابو جعفر ثانى، جعفر، ابو محمد حسن، ابراهیم و یک دختر. شیخ مفید در ارشاد مى‏نویسد: امام رضا (ع) دنیا را بدرود گفت و سراغ نداریم که از وى فرزندى به جا مانده باشد جز همان پسرش که بعد از وى به امامت رسید. یعنى حضرت ابو جعفر محمد بن على (ع) .

ابن شهر آشوب در مناقب مى‏گوید: امام محمد بن على (ع) تنها فرزند اوست. طبرى در اعلام الورى نویسد: تنها فرزند رضا (ع) پسرش محمد بن على جواد بود لا غیر. در کتاب العدد القویة آمده است که امام رضا (ع) دو پسر داشت که نام آنها محمد و موسى بود و جز این دو فرزندى نداشت. همچنین در قرب الاسناد نقل شده است که بزنطى به حضرت رضا (ع) عرض کرد: من از چند سال پیش درباره جانشین شما پرسش مى‏کردم و شما هر بار پاسخ مى‏دادید پس از من پسرم جانشین من خواهد شد. اما اینک خداوند به شما دو پسر عطا کرده است پس کدامیک از پسرانتان جانشین شمایند؟

مجلسى نیز در بحار الانوار در باب خوشخویى حدیثى از عیون اخبار الرضا (ع) نقل کرده که در سند آن نام فاطمه دختر رضا آمده است.

 

احادیثی زیبا وناب از ایشان

 

1-      بهترین و ارزنده ترین خصلت ها : انجام کارهای نیک، فریاد رسی بیچارگان و بر آوردن آرزوی آرزومندان است.

۲-      از بخششی که زیان آن برای تو بیش از سودی است که به برادرانت میرسد خودداری کن.


۳-      ایمان عبارت است از : اقرار به زبان ،‌شناخت با قلب و عمل نمودن با اعضاء و جوارح


۴-      بالاترین درجه عقل خودشناسی است


۵-      آن کس که برای رضای الله کسی را به برادری گزیند خانه ای را در بهشت بدست آورده است .


۶-      بهترین ثروت شخص و برترین اندوخته اش صدقه است


۷-      خوش خلقی دو گونه است : فطری و اختیاری ولی صاحب خلق خوش اختیاری برتر است


۸-      شکیبایی بر بلا زیبا و پسندیده است ولی برتر از آن صبر در برابر محّرمات است


۹-      سرآمد طاعت الله تعالی صبر و رضاست


۱۰-   عبادت به زیادی نماز و روزه نیست بلکه به اندیشیدن در امر پروردگار متعال است


۱۱-   با دوستان فروتن باش ، از دشمن احتیاط کن و با عموم مردم گشاده رو باش


۱۲-   در شگفتم از آن کس که بردگان را با دارایی خود می خرد و آزاد می‌کند چگونه آزادگان را با اخلاق خوش خود نمی خرد .


۱۳-   بی اعتنایی به دارایی مردم ، بهتر از بذل و بخشش است


۱۴-   یاری کردن ناتوان ، بهتر از صدقه دادن است


۱۵-   بهترین مال و ثروت آن است که وسیله حفظ آبروی انسان شود .


۱۶-   برای کودک شیری بهتر از شیر مادرش نیست


۱۷-   آن کس که خود را در معرض تهمت قرار دهد نباید کسی را که به او گمان بد برده است ملامت کند.


۱۸-   کسی که بیدادگری پیشه کند ، از عقوبت ایمن نخواهد ماند .


۱۹-   کسی که بخواهد بی نیازترین مردم باشد ، باید به آنچه نزد الله تعالی است اطمینان داشته باشد .


۲۰-   آن که در راه حق صبر کند ، الله تعالی بهتر از آنچه در برابرش صبر کرده است بدو عوض خواهد داد .


ياسيـــــدَّ النــــاسِ @@@@ في الكونِ نبراسي


فاليخسأ الأشرار ( في نصرة الحبيب المصطفى صلى الله عليه وآله وسلم )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــ
ياسيـــــدَّ النــــاسِ === في الكونِ نبراسي
فاليخســأ الأشـرارْ === لاتنتهــي الأنـــوارْ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
كُلنا ننادي يامحمد يانبينـــــه == نفديلك الأرواح يلبيك إهتدينه
وإنظل على نهجك رغم أهل الضغينه == ياريـــت يمّك نجتمع بأرض المدينه
نسمو إلى المجـــدِ === في ظُلمـــةِ الحقـــدِ
في سِفرِكَ الأسـرارْ === لاتنتهــي الأنـــوارْ
ـــــ
ما تنطفي الأنوار أنوار الرسالـــه == خلهم يمثلون إبحقد أهل الجهاله
كلما كثر رجس العدو تزهي الأصاله == سفــــر الخلود الأحمدي محّد يناله
فنــــورُهُ العالــــــي === يبقى هُوَ الغالـــــي
فيهِ العدو يحتــــــارْ === لاتنتهــي الأنـــوارْ
ــــــ
طاهر محمد من صُلب طاهر إجانـــــــه == من هاشم البيه الكرم يضوي سمانه
بيه إجتمع كُل المجد يعرف مكانـــه == صادق محمد وإستحت منّه الأمانه
فأحمــــدٌ شــــــادي === غيثُ التُقى الهادي
وصُنْـــــوُهُ الكـــرارْ === لاتنتهــي الأنـــوارْ
ـــــ
كُلنا ننادي المصطفى لبّيــــك لبّيــــك == ندري فعل أهل الحقد ياذيك ياذيك
لكن مكانك بالمجد يكفيـــك يكفيــــك == بَرْواح يمليها الفخر نفديك نفديك
فدربُنــــا دامــــــي === نفدي الهُدى السامي
لانخشى من أقــدارْ === لاتنتهــي الأنــــوارْ
ــــ
عجّل إلهي للولي مهدينه يارب == بَرْواح أولاد الزنا أحقاد تلهب
حقدوا على طه النبي باطل سره إو هَب == إلعــن إلهي كُل نجس ملعون أجرب
فالمهدي والينــــــا === يُنهـــي أعادينــــــا
ويفضحُ الكُفّــــــارْ === لاتنتهــي الأنــــوارْ
ـــــ
ياسيدي هذا الأذى مو جــــاوز الحــــد == حقدوا على أشرف نبي مولانا الأمجد
وإنتَ يبن حيدر علي منّك يجي الــــرد == من ترفع الرايه إو تحل يفرحلك أحمد
فأنتَ في القلـــــبِ === يانبعـــــةَ الحُــــــبِّ
ياملجــأ الأبــــرارْ === لاتنتهــي الأنــــوارْ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ
  شاعر اهل البيت / جابر النجفي

فوايددارويي آيه الكرسي


فوايددارويي آيه الكرسي



پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: با فضیلت ترین آیه ای که بر من نازل شد آیه الکرسی است و آیه الکرسی و سوره توحید عظیم تر از همه چیزهایی است که دون و پست تر از خداست.

آیه الکرسی

امام محمد باقر از امیر المومنین(علیه السلام) روایت فرموده: هنگامی که آیت الکرسی نازل شد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود آیه الکرسی آیه ای است که از گنج عرش نازل شده و زمانی که این آیه نازل گشت هر بتی که در جهان بود با صورت به زمین خورد.

در این زمان ابلیس ترسید و به قومش گفت :"امشب حادثه ای بزرگ اتفاق افتاده است باشید تا من عالم را بگردم و خبر بیاورم.

ابلیس عالم را گشت تا به شهر مدینه رسید مردی را دید و از او سوال کرد: " دیشب چه حادثه ای اتفاق افتاد؟"

مرد گفت "رسول خدا فرمود:" آیه ای از گنج های عرش نازل شد که بت های جهان به خاطر آن آیه همگی با صورت به زمین خوردند. ابلیس بعد از شنیدن حادثه به نزد قومش رفت و حادثه را به آن ها خبر داد.


آیه الکرسی سید آیات قرآن


پیامبر به حضرت علی (علیه السلام) فرمود: " یا علی ! من سید عربم-مکه سید شهر هاست- کوه سینا سید همه کوه هاست- جبرئیل سید همه فرشتگان است – فرزندانت سید جوانان اهل بهشتند- قرآن سید همه کتاب هاست – بقره سید همه سوره های قرآن است – ودر بقره یک آیه است که آن آیه ۵۰کلمه دارد و هر کلمه ۵۰ برکت دارد و آن آیت الکرسی است.


پاداش کسی که آیه الکرسی را زیاد می خواند


عبدالله بن عوف گفته است:" شبی خواب دیدم که قیامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آسانی بررسی کردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و کاخ های زیادی به من نشان دادند. به من گفتند: درهای این کاخ را بشمار ؛ من هم شمردم ۵۰ درب داشت.

بعد گفتند: خانه هایش را بشمار. دیدم ۱۷۵ خانه بود. به من گفتند این خانه ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم که از خواب پریدم و خدا را شکر گفتم.

صبح که شد نزد ابن سیرین رفتم و خواب را برایش تعریف کردم.
پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: با فضیلت ترین آیه ای که بر من نازل شد آیه الکرسی است و آیه الکرسی و سوره توحید عظیم تر از همه چیزهایی است که دون و پست تر از خداست

او گفت : معلوم است که تو آیه الکرسی زیاد می خوانی. گفتم : بله ؛ همین طور است. ولی تو از کجا فهمیدی. گفت برای اینکه این آیه ۵۰ کلمه و ۱۷۵ حرف دارد. من از زیرکی حافظه او تعجب کردم. آنگاه به من گفت : هر که آیه الکرسی را بسیار بخواند سختی های مرگ بر او آسان می شود.


نزول


داستان نزول

رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: چون خدای متعال خواست سوره ی حمد و آیه های شهدالله (۱۸ و ۱۹ آل عمران) و قل اللهم (۲۶ - ۲۷ آل عمران) و سوره توحید و آیه الکرسی را به زمین نازل کند همگی به عرش الهی چنگ زدند در حالی که بین آن ها و خداوند حجابی نبود.

سپس فرمودند : پروردگارا ما را به خانه پر گناه و به سوی کسانی که عصیان و گناه می کنند می فرستی ؛ در حالی که ما پاک و مطهر هستیم.

سپس خدای متعال فرمود :" به عزت و جلال خودم سوگند ، هیچ کس شما را بعد از نماز نخواند مگر این که او را در مرتبه بالای قدس جای دهم که از نعمت های آن استفاده کنند و در هر روز ۷۰ بار به او با نظر رحکت خود بنگرم و در هر روز ۷۰ حاجت او را برآورم هرچند که بسیار گناه کرده باشد که کمترین آن دعاها و حاجت ها و آمرزش گناهان باشد. او را از هر دشمنی پناه می دهم و برای پیروزی بر هر دشمنی یاریش می دهم و مانعی به جز مرگ برای بهشت رفتن او نباشد.( یعنی بعد از مرگ بلافاصله به بهشت می رود)


امان نامه الهی


امام کاظم (علیه السلام) فرمود: از بعضی پدران بزرگوارم شنیدم که کسی داشت سوره حمد را می خواند پس حضرت فرمود: هم شکر خدا را به جای آورد و هم به پاداش رسید. بعد حضرت شنید که سوره توحید می خواند فرمود: ایمان آورد و ایمنی به دست آورد و سپس شنید که سوره قدر می خواند فرمود: راست گفت و آمرزیده شد و بعد شنید که آیت الکرسی می خواند فرمود: خداوند خالق امان نامه برایش فرو فرستاد.


کاربردهای آیه الکرسی 


زیاد شدن علم و حافظه

پیامبر(صلی الله علیه وآله) روایت کرده است که فرمودند: ۵ چیز حافظه را قوی می گرداند خوردن شیرینی ، گوشت نزدیک گردن ، عدس ، نان سرد و خواندن آیت الکرسی .

عالمی گفته است هر که علم میخواهد بر پنج چیز مواظبت کند: ۱- پرهیزکاری در آشکارا و پنهان ۲- خواندن آیت الکرسی ۳- همیشه با وضو بودن ۴- نماز شب خواندن حتی اگر دو رکعت باشد ۵- غذا خوردن به منظور نیرو گرفتن نه شکم پر کردن.


آیه الکرسی برای حفظ چشم


بعد از هر نماز دستان را روی چشم بگذارید و بعد از خواندن آیت الکرسی بگویید: "اللهم احفظ حدقتی بحق حدقتی علی بن ابیطالب(علیه السلام)"
رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: چون خدای متعال خواست سوره ی حمد و آیه های شهدالله (۱۸ و ۱۹ آل عمران) و قل اللهم (۲۶ - ۲۷ آل عمران) و سوره توحید و آیه الکرسی را به زمین نازل کند همگی به عرش الهی چنگ زدند در حالی که بین آن ها و خداوند حجابی نبود
سفر و آیه الکرسی

امام صادق (علیه السلام) فرمود: سفر را با دادن صدقه و یا با خواندن آیت الکرسی آغاز کنید، کسی که در سفر هر شب آیه الکرسی را بخواند هم خودش در سلامت باشد و هم چیزهایی که همراه اوست.


حاجت و آیه الکرسی


اگر برای کسی کار مهمی پیش آمده باشد و بخواهد که زود انجام شود باید به جایی خلوت برود که در آنجا کسی نباشد و خطی دور خود بکشد و رو به قبله با تواضع بنشیند و ۷۰ بار آیه الکرسی را بخواند ، بدون شک در آن روز حاجات او بر آورده شود و این کار تجربه شده است و شکی در آن نیست.

رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: هرگاه برای حاجتت از خانه خود بیرون آمدی آیه الکرسی را بخوان که حاجتت به خواست خدا برآورده گردد.

امام علی (علیه السلام) فرمودند: هرگاه یکی از شما اراده حاجتی کند پس صبح روز پنج شنبه در طلب آن بیرون رود و در وقت بیرون رفتن آخر سوره آْل عمران(آیه ۱۹۰تا آخر) و آیه الکرسی و سوره قدر و حمد را بخواند ، زیرا که در خواندن این ها حوائج دنیا و آخرت برآورده می شود.

در روایتی دیگر آمده است: هر کس آیت الکرسی را در وقت غروب بخواند حاجتش برآورده گردد.
براق معراج شهود

روایاتی دیگر در فواید آیه الکرسی

پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: با فضیلت ترین آیه ای که بر من نازل شد آیه الکرسی است و آیه الکرسی و سوره توحید عظیم تر از همه چیزهایی است که دون و پست تر از خداست.

پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: دانش بر تو گوارا باد. سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست این آیه دارای دو زبان و دو لب است که در عرش الهی تسبیح و تقدیس خدا می گوید.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: در شب معراج دو لوح را دیدم ، که در یک لوح سوره حمد و در لوح دیگر کل قرآن قرار داشت که سه نور از آن میدرخشید . پس گفتم ای جبرئیل این نور چیست؟ جبرئیل در جواب گفت: آن سه نور یکی سوره توحید و یکی سوره یاسین و دیگری آیه الکرسی می باشد.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: همانا من از آیه الکرسی برای بالا رفتن درجاتم استفاده می کنم.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: هرگاه سوره حمد و توحید و قدر را با آیه الکرسی بخوانید و بعد از آن برخیزید و رو به قبله حاجات خود را از خدا بخواهید که حاجاتتان بر آورده خواهد شد زیرا اسم اعظم هستند.

امام علی (علیه السلام) فرمودند: اگر شما از آثار معنوی آیه الکرسی آگاه بودید در هیچ حال خواندن آن را ترک نمی کردید.

امام محمد باقر (علیه السلام) فرمودند: هر کس یک بار آیه الکرسی را بخواند خداوند هزار ناراحتی از ناراحتی های دنیا و هزار سختی آخرت رااز او دور میکند که کمترین ناراحتی دنیا فقر و کمترین سختی آخرت فشار قبر است.
امام علی (علیه السلام) فرمودند: هرگاه یکی از شما اراده حاجتی کند پس صبح روز پنج شنبه در طلب آن بیرون رود و در وقت بیرون رفتن آخر سوره آْ عمران ( آیه ۱۹۰تا آخر) و آیه الکرسی و سوره قدر و حمد را بخواند ، زیرا که در خواندن این ها حوائج دنیا و آخرت برآورده می شود

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در خواب به دخترش فاطمه (سلام الله علیها) فرمودند: ترازوی اعمال خویش را با آیه الکرسی سنگین گردان زیرا هرکس آن را قرائت نماید آسمان و زمین با فرشتگانش به جنبش و حرکت در آیند و خداوند را با صدای بلند به پاکی یاد کنند و او را بزرگ بدارند و تسبیح گویند ، پس از آن تمامی فرشتگان از خداوند میخواهند که گناه خواننده آیه الکرسی را ببخشد و از خطا و لغزشش در گذرد.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند: هرکس آیه الکرسی را یک بار بخواند اسم او از دیوان اشقیا و انسان های بد محو می شود.

امام رضا (علیه السلام) به نقل از پیامبر فرمودند: هر کس ۱۰۰ مرتبه آیه الکرسی را بخواند چنان باشد که همه عمر خود را عبادت کرده باشد .


آیه الکرسی بعد از نماز


پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: هر کس آیه الکرسی را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شکافته گردد و به هم نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده آیت الکرسی نظر رحمت افکند و فرشته ای را بر انگیزد که از آن زمان تا فردای آن کارهای خوبش را بنویسد و کارهای بدش را محو کند.

رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: یا علی بر تو باد به خواندن آیه الکرسی بعد از هر نماز واجب زیرا بغیر از پیغمبر و صدیق و شهید کسی به خواندن آن بعد از هر نماز محافظت نمیکند و هر کس بعد از هر نماز آیه الکرسی را بخواند مانند کسی باشد که همراه پیامبران خدا جهاد کرده تا شهید شده است و فرمود: بعد از مرگ بلا فاصله داخل بهشت می شود و به جز انسان صدیق و عابد کسی بر خواندن آیه الکرسی مواظبت نمی کند.

در روایتی از امام باقر آمده است: هر کس آیه الکرسی را بعد از هر نماز بخواند از فقر و بیچارگی در امان شود و رزق او وسعت یابد و خداوند به او از فضل خودش مال زیادی ببخشد.

رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: هر کس آیه الکرسی را بعد از هر نماز واجب بخواند نمازش قبول درگاه حق میگردد و در امان خدا باشد و خداوند او را از بلاها و گناهان نگهدارد.

امام علی (علیه السلام) فرمودند: هرگاه یکی از شما اراده حاجتی کند پس صبح روز پنج شنبه در طلب آن بیرون رود و در وقت بیرون رفتن آخر سوره آْ عمران ( آیه ۱۹۰تا آخر) و آیه الکرسی و سوره قدر و حمد را بخواند ، زیرا که در خواندن این ها حوائج دنیا و آخرت برآورده می شود.

 

البوم الصور

بعض صور خدمة الحسين عليه السلام من الماضين الذين اوصلوا لنا الامانه بكل امانه
و بعض صور المعاصرين الافذاذ انصار الآل

أسطورة الشعر النجفي المرحوم عبد الحسين ابو شبع
صورة للشاعر نضعها بين ايديكم



صورة اخرى لعمالقة خدمة الحسين في ماضي النجف الاشرف الزاهر

صورة تجمع الاساتذة الحاج جليل الكربلائي و الحاج ابو بشير النجفي و الحاج الاسطورة باسم الكربلائي


المرحوم حمزه الزغير

صورة اخرى للمرحوم حمزة الزغير

المرحوم عبد الرضا الرادود رحمه الله


المرحوم وطن النجفي رحمه الله


المرحوم السيد كاظم القابجي رحمه الله
المرحوم الشيخ ياسين الرميثي رحمه الله

صورة تجمع بين العملاقين السيد علوي ابو غايب الغريفي و الاستاذ باسم الكربلائي حفظهما الله


الرادود المبدع حسن الحواج

الرادود المبدع احمد الباوي


الرادود الحسيني المخلص الشيخ حسين الاكرف
الرادود القدير الحاج جعفر الدرازي

الرادود القدير الحاج ابا ذر الحلواجي

الرادود القدير كرار ابو غنيم النجفي

الرادود المبدع قحطان البديري

الرادود القدير محمد الحجيرات

الرادود السيد محمد المكي

المرحوم ابو شبع

الرادود القدير نزار القطري

المرحوم الشيخ عبد الزهره الكعبي

المرحوم الملا عبد المحمد النجفي

المرحوم الخطيب الشيخ هادي الكربلائي
الرادود القدير الاستاذ الحاج جاسم النويني حفظه الله
اسطورة الشعر النجفي الاصيل الحاج عبود غفله رحمه الله تعالى

اسطورة البحرين المرحوم الملا عطيه الجمري

المرحوم الخالد الشيخ ياسين الرميثي

الرادود القدير الملا السيد حسن الكربلائي

التقويم الشيعي

تقويم إسلامي هجري شيعي يحتوي على اغلب مناسبات المسلمين

من أفراح و أحزان و حوادث .. و نسأل الله ان يشمل من رتبه بشآبيب رحمته

انه سميع مجيب

____________________________

شهر مُحَرّم
____________________________
1
محرم ..رأس السنة الهجرية هـ
2
محرم ..وصول سيد الشهداء الإمام الحسين (ع) الى كربلاء سنة 61 هـ

.
3
محرم .. ورود عمر بن سعد بن أبي وقاص مع جيش أهل الكوفة إلى أرض كربلاء 61هـ

.
7
محرم ..منع الماء عن أهل البيت (ع) في كربلاء .

9
محرم .. مجيء شمر بن ذي الجوشن بكتاب من ابن زياد لعنهما الله

بقتل الحسين ع

10
محرم ..ذكرى يوم عاشوراء (واقعة الطف)

 استشهاد الإمام الحسين وأهل بيته وصحبه (عليهم السلام) 61هـ .

11
محرم ..سبي العترة الطاهرة (أهل البيت) إلى الكوفة بعد واقعة الطف في كربلاء .

12
محرم ..وصول السبايا إلى الكوفة .

13
محرم ..دفن شهداء الطف (الحسين و أهل بيته عليهم السلام

19 محرم.. حركة قافلة السبايا من أهل البيت (ع) من الكوفة إلى الشام 61هـ .

25 محرم.. ذكرى وفاة الإمام علي بن الحسين (عليهما السلام) 95هـ

 معركة القادسية 14هـ
____________________________

شهر صفر

____________________________

1
صفر.. دخول قافلة السبايا و الرؤوس إلى الشام 61هـ

 واقعة صفين 37هـ.

7
صفر ..شهادة الإمام الحسن المجتبى (ع) 50هـ

ميلاد الإمام الكاظم (عليه السلام) 128هـ .

8
صفر .. وفاة سلمان المحمدي الفارسي عام 35 هـ .

9
صفر ..شهادة الصحابي عمار بن ياسر في صفين

عن 93 سنة و دفن في صفين حيث مزاره الآن

 معركة النهروان 38 هـ .

17
صفر ..شهادة الإمام الرضا (عليه السلام) 203هـ.

20
صفر ..أربعينية االإمام الحسين (ع)

/ ورود السبايا إلى كربلاء في طريقهم إلى مدينة جدهم رسول الله (

صلى الله عليه و آله ) 61 هـ .

25
صفر ..وفاة السيدة مريم بنت عمران والدة السيد المسيح (ع

26
صفر ..وفاة النبي يحيى (عليه السلام

28
صفر ..ذكرى وفاة رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) سنة 11 هـ .

29
صفر ..شهادة الإمام علي بن موسى الرضا (عليهما السلام)

في آخر صفر سنة 203 هـ ( على رواية  .

____________________________

شهر ربيع الاول
____________________________

1
ربيع الأول.. هجرة النبي (ص) إلى يثرب مرورًا بغار ثور

و مبيت الإمام علي (ع) على فراش النبي

عام 13 من البعثة / غزوة دومة الجندل سنة 5 هـ .

3
ربيع الأول ..إحراق المسجد الحرام و الكعبة المشرفة بأمر من يزيد لعنه الله

4
ربيع الاول.. خروج النبي (ص)

من غار ثور إلى يثرب (المدينة المنورة ) ليلة 4 ربيع الأول متخفيًا

5
ربيع الأول.. وفاة السيدة سكينة بنت الحسين (عليهما السلام)سنة 117 هـ .

8
ربيع الأول.. وفاة الإمام الحسن العسكري (ع) و 260 هـ .

10
ربيع الأول ..زواج الرسول الأكرم (ص)

من خديجة الكبرى سنة 25 من عمره الشريف

وفاة عبد المطلب جد النبي (ص) في السنة الثامنة من ولادته .

12
ربيع الأول ..دخول النبي (ص) يثرب مهاجرًا عام 13 من البعثة

قيام الدولة المحمدية بالمدينة المنوره

سقوط الدولة الأموية .

15
ربيع الأول.. بناء مسجد قباء أول مسجد في الإسلام

17
ربيع الأول.. ميلاد النبي الأكرم (ص)

سنة 40 قبل البعثة ( عام الفيل 53 قبل الهجرة )

ميلاد الإمام الصادق (ع) سنة 83 هـ .

18
ربيع الأول.. بناء المسجد النبوي في المدينة المنورة .

22
ربيع الأول.. غزوة بني النضير سنة 3 هـ .

23
ربيع الأول ..حرق المسجد الأقصى 1973 م .

26
ربيع الأول ..إبرام معاهدة الصلح بين الإمام الحسن المجتبى (ع)

و معاوية بن أبي سفيان سنة 41 هـ .____________________________

شهر ربيع الآخر
____________________________

2
ربيع الآخر..معركة حطين في 4/7/1187م

التي مهدت الطريق لدخول المسلمين بيت المقدس في 2/10/1187م .

3
ربيع الآخر ..رمي الحجّاج الكعبة بالنار في حصار بن الزبير و احتراقها .

8
ربيع الآخر ..ذكرى مولد الإمام الحسن العسكري (ع) 232هـ .
وفاة السيدة فاطمة المعصومة بنت الإمام الكاظم (ع)201هـ /

10
ربيع الآخر ..قصف الروس لمرقد الإمام الرضا (ع) 1330هـ .

14
ربيع الآخر ..ثورة المختار الثقفي 66 هـ .
____________________________
شهر جمادى الأول
____________________________

2
جمادي الأول.. واقعة مؤتة و استشهاد جعفر الطيار (ع) 8 هـ .

5
جمادي الأول.. مولد السيدة زينب بنت أمير المؤمنين (ع) 5 هـ.

10
جمادي الأول.. واقعة الجمل 36هـ .

13
جمادي الأول.. ذكرى استشهاد الصديقة الزهراء (ع) 11هـ .
____________________________
شهر جمادى الآخر
____________________________

3
جمادي الآخر ..استشهاد الصديقة الزهراء (ع) 11هـ (على رواية

10
جمادي الآخر.. واقعة مؤتة و شهادة جعفر بن أبي طالب (الطيار)8هـ .

13
جمادي الآخر.. وفاة أم البنين فاطمة بنت حزام زوجة أمير المؤمنين

(والدة العباس و أشقائه) سنة 64 هـ .

14
جمادي الآخر.. هدم الكعبة و إعادة بنائها من قبل عبد الله بن الزبير .

20
جمادي الآخر.. ذكرى مولد الصديقة الطاهرة فاطمة بنت رسول الله

(صلى الله عليه و آله و سلم) سنة 8 قبل الهجرة .
____________________________
شهر رجب
____________________________

1
رجب ..ذكرى مولد الإمام محمد الباقر (عليه السلام) 57 هـ .

2
رجب.. ذكرى مولد الإمام علي الهادي (ع) 212هـ .

3
رجب.. ذكرى وفاة الإمام علي بن محمد الهادي (ع) 254هـ .

7
رجب.. ليلة الرغائب أول ليلة جمعة في شهر رجب

لها فضل عظيم و لها أعمال خاصة

10
رجب.. ذكرى مولد الإمام محمد بن علي الجواد (ع) 195هـ .

12
رجب ..وفاة العباس بن عبدالمطلب عم رسول الله ص

قدوم أمير المؤمنين إلى الكوفة واتخذها مقراً لخلافته 36هـ .

13
رجب ..ذكرى ميلاد أمير المؤمنين الإمام علي بن أبي طالب (ع)

23 قبل الهجرة (30 سنة من عام الفيل

15
رجب ..عقد رسول الله قران علي و فاطمة (ع) بعد 5 شهور من الهجرة

وفاة العقيلة الحوراء زينب (ع) 62هـ

تحول القبلة من القدس إلى الكعبة أثناء صلاة العصر 2هـ .

21
رجب.. ولادة السيدة سكينة بنت الإمام الحسين (ع

24
رجب ..فتح حصون خيبر بيد أمير المؤمنين ع 7هـ

عودة جعفر الطيار و صحبه من الحبشة .

25
رجب.. شهادة الإمام موسى الكاظم (ع) 183هـ مسموما في السجن .

26
رجب.. وفاة أبو طالب عم رسول الله وكافله 3 قبل الهجرة (على رواية

27
رجب ..بعثة النبي الأكرم (ص) 13 قبل الهجرة / الإسراء و المعراج .

28
رجب.. حركة الإمام الحسين من المدينة إلى مكةالمكرمة60هـ .

29
رجب ..غزوة تبوك 9هـ .
____________________________
شهر شعبان
____________________________

2
شعبان ..فرض صيام شهر رمضان 2هـ .

3
شعبان ..ذكرىمولد سبط النبي الأكرم(ص)الإمام الحسين(ع)3هـ .

4
شعبان.. مولد العباس بن أمير المؤمنين (ع) 26هـ .

5
شعبان ..مولد الإمام علي بن الحسين (عليه السلام) السجاد 38 هـ .

8
شعبان ..بداية الغيبة الصغرى للإمام المهدي عجّل الله فرجه

11
شعبان.. مولد علي الأكبر بن الإمام الحسين (ع) 33هـ .

15
شعبان ..ذكرى ولادة الحجة بن الحسن العسكري بقية الله الأعظم

سلام الله عليه وعلى آبائه 255هـ .

19
شعبان.. غزوة بني المصطلق 6هـ .
____________________________
شهر رمضان
____________________________

2
رمضان .. تولي الإمام الرضا (ع) ولاية عهد المأمون العباسي عام 201هـ .
3
رمضان ..نزول المصحف على إبراهيم (ع

6
رمضان.. البيعة بولاية العهد للإمام الرضا (ع) 201هـ

(على رواية) / نزول التوراة على موسى ع

7
رمضان ..وفاة أبوطالب (ع) عم الرسول و كافله (10 بعد البعثة

8
رمضان.. نزول الإنجيل على عيسى (ع

10
رمضان.. ذكرى وفاة أم المؤمنين خديجة بنت خويلد ع

عام الحزن 10 بعد البعثة و السنة الثالثة ق.هـ

12
رمضان.. يوم المؤآخاة يبن المهاجرين والأنصار

في المدينة و قد آخى رسول الله (ص) بينه و بين علي (ع

15
رمضان.. ولادة الإمام الحسن المجتبى (ع) 2هـ

خروج مسلم بن عقيل رسولاً عن الحسين (ع) لأهل الكوفة 60هـ .

17
رمضان.. غزوة بدر الكبرى 2هـ .

18
رمضان.. نزول الزبور على داوود (ع)

بعد غروب هذا اليوم تبدأ ليالي القدر المباركة .

19
رمضان.. جرح أمير المؤمنين (ع) بسيف عبدالرجمن بن ملجم المرادي الخارجي .

20
رمضان .. فتح مكة 8هـ

فتح مصر 20هـ

احتمال ليلة القدر .

21
رمضان .. استشهاد أمير المؤمنين علي (ع) متأثراً بجرحه 40هـ .

22
رمضان.. ليلة نزول القرآن
____________________________
شهر شوال
____________________________
1
شوال .. عيد الفطر المبارك .

3 شوال .. معركة الخندق و مقتل عمرو بن ود العامري بيد أمير المؤمنين (ع

4
شوال.. بداية الغيبة للإمام المهدي المنتظر (عج)

329هـ بوفاة علي بن محمد السامري النائب الرابع للحجة ع

5
شوال.. وصول مسلم بن عقيل رسولا للامام الحسين (ع) الى الكوفه عام 60 هـ .

6 شوال.. يوم حنين عام 8 هجري .

8 شوال .. ذكرى هدم قبور الأئمة الأطهار في البقيع الغرقد 1344 هـ .

15 شوال.. معركة احد وشهادة حمزه عم النبي (ص) عام 3 هـ ،

وفاة السيد عبدالعظيم الحسني .

25
شوال.. استشهاد الإمام جعفر بن محمد الصادق ( عليه السلام ) 148 هـ .

25
شوال.. ذكرى وفاة الامام جعفر الصادق (ع) عام 148 .

30
شوال.. ذكرى وفاة سيدنا إبراهيم إبن رسول الله (ص) 10 هـ .
____________________________
شهر ذي القعدة
____________________________

1 ذو العقدة .. صلح الحديبية عام 6هـ / ذكرى ولادة فاطمه المعصومه بنت الامام الكاظم (ع) عام 173 .

11 ذو العقدة.. ذكرى مولد الإمام الرضا (ع) 148 هـ ، ولادة الشيخ المفيد (فدس سره .

23
ذو العقدة .. شهادة الإمام الرضا عام 203 هـ (على رواية

25
ذو العقدة .. ولادة النبي ابراهيم ( على رواية ) / وردة النبي عيسى ( على رواية / خروج الامام الرضا من المدينة الى خراسان / خروج النبي (ص) من المدينة لاداء فريضة الحج / يوم دحو الارض (انبساط الارض من تحت الكعبة على الماء .


29
ذو العقدة .. نزول الحجر الأسود و الرحمة الإلهية .

30
ذو العقدة .. ذكرى وفاة الامام محمد الجواد (ع) 220 هـ .
____________________________
شهر ذي الحجة
____________________________

1
ذو الحجة.. زواج الامام علي (ع) من فاطمة الزهراء (ع) عام 2 هـ .

7 ذو الحجة.. ذكرى وفاة الإمام محمد بن علي الباقر (ع) سنة 114 هـ .

8
ذو الحجة .. يوم التروية / خروج الإمام الحسين (ع) من مكة الى العراق

ظهور مسلم بن عقيل في الكوفة داعياً للإمام الحسين (ع

9
ذو الحجة.. في هذا اليوم أمر رسول الله (ص) بغلق جميع الأبواب

على المسجد الا باب علي (ع)

/ يوم عرفه

استشهاد مسلم بن عقيل و هاني بن عروه سنة60هـ

/ وفاة الشيخ الطبرسي (قده

10
ذو الحجة .. بلغ الإمام علي (ع) المشركين سورة براءة (سنة 9 هـ )

/ عيد الأضحى المبارك .

15
ذو الحجة.. ميلاد الإمام علي بن محمد الهادي (ع) 212 هـ .

18
ذو الحجة ..عيد الغدير الأغر ( 10 هـ

23
ذو الحجة ..استشهاد ميثم التمار صاحب أمير المؤمنين (ع) سنة 60هـ .

24
ذو الحجة..خروج رسول الله (ص) بأهل بيته لمباهلة نصارى نجران ( تعالوا ندع أبناءنا و ابناءكم ...) سنة 10 هـ / تصدق أمير المؤمنين (ع) بالخاتم ( انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة وهم راكعون .

25
ذو الحجة ..نزول الآيات الثمان عشر من سورة الدهر في فضل أهل البيت (ع) من ( ان الأبرار يشربون ..... الى قوله تعالى : ان سعيكم كان مشكورا)

/ البيعة لأمير المؤمنين (ع) بالخلافة سنة 35 هـ

/ زواج علي (ع) من الزهراء (ع

28
ذو الحجة.. واقعة الحرة
وصلي اللهم على محمد وعلى اهل بيته الطيبين الطاهرين
اللهم صلي وسلم على محمد وعلى أل محمد اللهم صلي وسلم على محمد وعلى أل محمد
اللهم صلي وسلم على محمد وعلى أل محمد
نسألكم الدعاء

سیمای امام مهدی عج) در قرآن کریم

در قرآن، آیات بسیارى وجود دارد كه به شهادت روایات مستند و معتبر، درباره حضرت مهدى(علیه السلام) و قیام جهانى او نازل گردیده است قرآن مجید نیز نسبت‏به این موضوع اهتمام ویژه‏ای داشته و اراده و خواست‏خداوند متعال را بر این می‏داند که دوران کومت‏شیطان به پایان رسد و بساط پیروان او برچیده شود و حتما تمام بندگان صالح خداوند در همه جای زمین به حکومت رسند و سراسر گیتی به آنان سپرده شود تا قوانین اسلام به طور کامل و همه جانبه تطبیق و اجرا و سعادت افراد بشر تضمین و تامین گردد و هدف نهایی از زندگی تحقق پذیرد
بیش از یکصد و بیست آیه از آیات قرآن به مساله مهدویت تفسیر شده است که در اینجا به برخی از آن‏ها اشاره می‏کنیم:
1 - « الم× ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین× الذین یؤمنون بالغیب و ...» (1)
امام صادق علیه السلام در ذیل این آیه فرمودند: «متقیان شیعیان علی علیه السلام هستند و غیب همان حجت غائب است‏». (2)
2 - «و ذکرهم بایام الله‏». (3) از امام باقر علیه السلام روایت است که فرمود: «ایام الله عز و جل ثلاثة: یوم یقوم القائم علیه السلام و یوم الکرة و یوم القیامة; (4)
روزهای خدا سه تا ست: روزی که قائم علیه السلام قیام خواهد کرد، و روز رجعت و روز قیامت‏».
3 - «قال رب فانظرنی الی یوم یبعثون قال فانک من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم‏». (5)
از امام صادق علیه السلام درباره این آیه و وقت معلوم سؤال شد. آن حضرت در جواب فرمودند:
«وقت معلوم روز قیام قائم آل محمد است. هرگاه خداوند او را برانگیزد در مسجد کوفه ابلیس می‏آید در حالی که بر زانوهایش راه می‏رود و می‏گوید: ای وای از این روزگار، آن گاه با پیشانیش گرفته شده، گردنش زده می‏شود، آن هنگام روز وقت معلوم است که مدت او به پایان می‏رسد». (6)
4 - «و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا»; (7)
«و هر آنکه مظلوم کشته شود پس البته که ما برای ولی او حکومت و تسلط دادیم، پس مبادا در کشتن اسراف کند که او منصور است.»
وقتی از امام صادق علیه السلام درباره این آیه سؤال شد، آن حضرت در جواب فرمودند:
«آن قائم آل محمد صلی الله علیه و آله است که خروج می‏کند و به انتقام خون حسین علیه السلام دشمنان را می‏کشد. پس چنانچه اهل زمین را به قتل رساند مسرف نخواهد بود.» (8)
5 - «و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا»; (9)
«و بگو که حق آمد و باطل نابود شد که همانا باطل محو شدنی و سزاوار نابودی است.»
امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه شریفه فرمودند: «اذا قام القائم علیه السلام ذهب دولة الباطل; (10) هرگاه قائم علیه السلام بپا خیزد، دولت‏باطل از بین می‏رود [و زایل می‏گردد].»
6 - «و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون‏»; (11)
«و به راستی که ما پس از نوشتن در ذکر [تمام کتب آسمانی یا تورات ]در زبور نیز نگاشتیم که البته بندگان صالح من زمین را به ارث خواهند برد.»
علی بن ابراهیم در تفسیرش که منسوب به امام صادق علیه السلام است در معنی این آیه گوید: «فرموده، تمام کتاب‏ها [ی آسمانی] ذکر [خداوند] است، البته بندگان صالح من زمین را به ارث خواهند برد × فرمود: حضرت قائم علیه السلام و اصحاب اویند.» (12)
7 - «و عدالله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض ...»; (13)
«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‏اند وعده فرموده که آن‏ها را [در ظهور امام قائم علیه السلام ]در زمین خلافت دهد ... .»
امام صادق علیه السلام درمعنای این آیه شریفه می‏فرماید: «درباره حضرت قائم علیه السلام و اصحاب او نازل گشت.» (14)
8 - «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض‏»; (15)
«آیا آن کیست که دعای مضطر را هنگامی که او را می‏خواند به اجابت می‏رساند و رنج و غم را برطرف می‏سازد و شما را جانشینان زمین قرار می‏دهد؟»
از امام باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام درباره این آیه نقل شده است که فرمودند: «این آیه درباره قائم از آل محمد صلی الله علیه و آله نازل شده، هرگاه که خروج کند معمم می‏شود و در کنار مقام نماز گذارد و به درگاه پروردگارش تضرع نماید، پس هیچ پرچمی از او رد نشود.» (16)
9 - «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین‏»; (17)
«و ما اراده کردیم بر آنان که در زمین مستضعف شدند منت گذاریم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.»
روایات در مورد اینکه این آیه درباره امامان از آل محمد صلی الله علیه و آله نازل شده بسیار است که در کتاب «البرهان‏» یاد گردیده است. (18)
10 - «اعلموا ان الله یحی الارض بعد موتها»; (19)
«بدانید که البته خداوند زمین را پس از مردن آن زنده خواهد کرد.»
از امام باقر علیه السلام درباره این آیه نقل شده است که فرمود: « خداوند عز و جل زمین را به وسیله حضرت قائم علیه السلام زنده می‏کند، پس از مردن آن.» (20)
برای رعایت اختصار بقیه آیات را تنها با ذکر شماره و منبع استناد به پایان می‏بریم.
11 - بقره/ 148: «فاستبقوا الخیرات ...» (21)
12 - بقره/ 155: «ولنبلونکم بشی‏ء من ...» (22)
13 - آل عمران/ 83: «و له اسلم من فی السموات ...» (23)
14 - آل عمران/ 200: «یا ایها الذین آمنوا اصبروا و ...» (24)
15 - نساء/ 47: «یا ایها الذین اوتوا الکتاب ...» (25)
16 - نساء/ 59: «یا ایها الذین آمنوا اطیعوالله و ...» (26)
17 - نساء/ 69: «و من یطع الله و الرسول فاولئک ...» (27)
18 - نساء/ 77: «الم تر الی الذین ...» (28)
19 - نساء/ 159: «و ان من اهل الکتاب ...» (29)
20 - مائده/ 14: «و من الذین قالوا انا نصاری ...» (30)
21 - انعام/ 44: «فلما نسوا ما ذکروا به فتحنا ...» (31)
22 - انعام/ 158: «هل ینظرون الا ان تاتیهم ...» (32)
23 - اعراف/ 53: «هل ینظرون الا تاویله یوم ...» (33)
24 - اعراف/ 157: «الذین یتبعون الرسول ...» (34)
25 - اعراف/ 159: «و من قوم موسی ...» (35)
26 - انفال/ 33: «و قاتلوهم حتی لا تکون فتنة و ...» (36)
27 - توبه/ 33: «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و ...» (37)
28 - یونس/ 20: «و یقولون لولا انزل علیه آیة ...» (38)
29 - طه/ 135: «فستعلمون من اصحاب الصراط ...» (39)
30 - انبیاء/ 11 تا 15: «و کم قصمنا من قریة ...» (40)
پی‏نوشتها :
1) بقره/ 1 تا 3.
2) کمال الدین و تمام النعمة، جلد 2، ص 340.
3) ابراهیم / 5.
4) صدوق، خصال، ص 108 و معانی الاخبار، ص 365.
5) حجر / 36 تا 38.
6) دلائل الامامة، ص 240 و تفسیر عیاشی، ج 2، ص 242.
7) اسراء/ 33.
8) کامل الزیارات، ص 63; عیون اخبار الرضا، ص 151.
9) اسراء/ 81.
10) کلینی، روضه کافی، ص 287.
11) انبیاء/ 105.
12) تفسیر قمی، ج 2، ص 77; مجمع‏البیان، ج 7، ص 66.
13) نور/ 55.
14) نعمانی، کتاب الغیبة، ص 126; کافی، ج 1، ص 193.
15) نمل/ 62.
16) تاویل الایات الظاهرة، ص 403; کتاب الغیبة، چاپ مکتبة الصدوق، صص 181 و 182; تفسیر قمی، ج 2، ص 205.
17) قصص/ 5.
18) همچنین ر. ک: شیخ طوسی، الغیبة، ص 113.
19) حدید/ 17.
20) کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 668; کتاب الغیبة، ص 110.
21) ر. ک: کلینی، روضه کافی، ص 313.
22) ر. ک: کتاب الغیبة، نعمانی، ص 132; تفسیر عیاشی، ج 1، ص 68.
23) ر. ک: تفسیر عیاشی، ج 1، ص 183.
24) ر. ک: نعمانی، الغیبة، ص 105.
25) ر. ک: نعمانی، الغیبة، ص 149.
26) ر. ک: کمال الدین و تمام النعمة، ج 1، ص 253.
27) ر. ک: تفسیر قمی، ج 1، ص 142.
28) ر. ک: روضه کافی، ص 330.
29) ر. ک: تفسیر قمی، ج 1، ص 158.
20) ر. ک: کافی، ج 5، ص 352.
31) ر. ک: تفسیر قمی، ج 1، ص 200.
32) ر. ک: کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 336.
33) ر. ک: تفسیر عیاشی، ج 1، ص 235.
34) ر. ک: کافی، ج 1، ص 429.
35) ر. ک: تفسیر عیاشی، ج 2، ص 32.
36) ر. ک: مجمع‏البیان، ج 4، ص 543.
37) ر. ک: کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 670; تفسیر عیاشی، ج 2، ص 87.
38) ر. ک: کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 340.
39) تاویل الآیات الظاهره، ص 323.
40) ر. ک: روضه کافی، ص 51.

«آية الله مكارم الشيرازي» يدين بشدة الفيلم المسيء للرسول (ص)

دان المرجع الديني «سماحة آية الله الشيخ ناصر مكارم شيرازي» بشدة الفيلم الذي عرض في الولايات المتحدة وعلى مواقع في الشبكة العنكبوتية ويقوم على توجيه إساءات للرسول الاعظم (ص) ووصفه بأنه مؤامرة امريكية - صهيونية، داعيا المسلمين في عموم العالم الى الوقوف بوجه هذه المؤامرة. 

«آية الله مكارم الشيرازي» يدين بشدة الفيلم المسيء للرسول (ص)

ابنا: دان المرجع الديني «سماحة آية الله الشيخ ناصر مكارم شيرازي» بشدة الفيلم الذي عرض في الولايات المتحدة وعلى مواقع في الشبكة العنكبوتية ويقوم على توجيه إساءات للرسول الاعظم (ص) ووصفه بأنه مؤامرة امريكية - صهيونية، داعيا المسلمين في عموم العالم الى الوقوف بوجه هذه المؤامرة.

وقال المرجع الديني في بيان له "مرة اخرى قامت أيادي الصهاينة وعدد من القساوسة الامريكيين المتطرفين الذين لديهم تاريخ أسود في الاساءة الى المصحف الشريف، بالاساءة الى الاسلام وذلك بانتاج فيلم امريكي يحتوي على اهانات واساءات غير مسبوقة للرسول (صلى الله عليه وآله وسلم)واَضاف البيان: وعلى المسلمين في انحاء العالم ان يردوا على هذه المؤامرة الأمريكية-الصهيونية ردا حاسما يوم الجمعة.

واشار الى الاحتجاجات العارمة التي انطلقت في عدد من الدول العربية والاسلامية ضد هذا الفيلم المسيء، قائلا: "لقد اثبت المسلمون ان هذه الاعمال الشنيعة لن تبقي دون رد، مستنكرا مواقف عدد من المسؤولين الامريكيين ومجلس الأمن الدولي الذين لم يقتصر موقفهم على عدم ادانة العمل المسيء بل تعدى ذلك الى شجب الاحتجاجات امام السفارة الامريكية في القاهرة ووصفوا المحتجين بـ الوحوش".

وطالب آية الله مكارم شيرازي برد حازم وقوي من قبل المسلمين كي لا ينسى الامريكيون افعالهم الشنيعة والمثير للكراهية.

طب الامام الصادق عليه السلام

بسم الله الرحمن الرحيم
اضع بين ايديكم إخوتي كتاب طب الإمام الصادق عليه السلام
السلام عليك يا مولاي يا ابن امير المؤمنين
http://www.rafed.net/books/aam/tebbul-sadegh/index.html
منقول للفائدة
تحياتي

نقره لعرض الصورة في صفحة مستقلة

 طب الامام الصادق عليه السلام

( الرمان )" قال الإمام الصادق عليه السلام :. أطعموا صبيانكم الرمان فأنه أسرع لشبابهم "

" قال الإمام الصادق :. كلوا الرمان المز بشحمه فإنه دباغ المعدة "


( التفاح )

" قال الإمام الصادق عليه السلام :. لو يعلم الناس ما في التفاح

ما داوو مرضاهم إلا به ألا وإنه أسرع شيء منفعة للفؤاد خاصة أوان نضوجه "

" قال الإمام الصادق :. التفاح يطفئ الحرارة ويبرد الجوف ويذهب بالحمى "

( العنب )

" قال الإمام الصادق عليه السلام :. شكا نبي من الأنبياء إلى الله

الغم فأمره بأكل العنب "

" قال الإمام الصادق :. إحدى وعشرون زبيبة حمراء عنب مجفف

في كل يوم على الريق تدفع جميع الأمراض إلا مرض الموت "

( التمر )

" قال الإمام الصادق عليه السلام :. من أكل سبع تمرات عجوة عند منامه

قتلن الديدان في بطنه "

" قال الإمام الصادق :. ما إستشفت نفساء بمثل الرطب لأن الله أطعم مريم

جنيا في نفاسها "

( البصل )

" قال الإمام الصادق عليه السلام :. البصل يذهب بالنصب ويشد العصب

ويزيد في الماء ويذهب بالحمى "

" قال الإمام الصادق :. البصل يطيب الفم النكهة ويشد الظهر ويرق البشرة "

( اللبن )

" قال الإمام الصادق عليه السلام :. عليك باللبن فإنه ينبت اللحم ويشد العظم "

" قال الإمام الصادق :. من أصابه ضعف في قلبه أو بدنه فليأكل لحم الضأن

باللبن فإنه يخرج من أوصاله كل داء وغائله ويقوي جسمه ويشد متنه "


سأل زنديق أبي عبدالله الصادق عليه السلام عن مسائل كثيرة :

قال: لم حرم الدم المسفوح؟
قال عليه السلام: لأنه يورث القساوة ويسلب الفؤاد رحمته ويعفن البدن ويغير اللون وأكثر ما يصيب الإنسان الجذام يكون من أكل الدم .


قال: فأكل الغدد؟


قال عليه السلام: يورث الجذام.


قال: فالميتة لما حرمها؟


قال عليه السلام: فرقاً بينها وبين ما يذكى ويذكر عليه اسم الله والميتة قد جمد فيها الدم وتراجع إلى بدنها فلحمها ثقيل غير مريء لأنها يؤكل لحمها بدمها.


قال: فالسمك ميتة؟


قال عليه السلام: ان السمك ذكاته إخراجه حيا من الماء ثم يترك حتى يموت من ذات نفسه وذلك لان ليس له دم وكذلك الجراد.


قال: لما حرم الله الزنا؟


قال عليه السلام: لما فيه من الفساد وذهاب المواريث وانقطاع الانساب لاتعلم المرأة في الزنا من أحبلها ولا المولود يعلم من أبوه ولا أرحام موصولة ولا قرابة معروفة.


قال: فلم حرم اللواط؟


قال عليه السلام: من أجل انه لو كان إتيان الغلام حلالاً لاستغنى الرجال عن النساء وكان فيه قطع النسل وتعطيل الفروج وكان في إجازةِ ذلك فساد كثير.


قال: فلما حرم إتيان البهيمة؟


قال عليه السلام: كره ان يضيع الرجل ماءه ويأتي غير شكله (أي غير شكل الانسان) ولو اباح ذلك لربط كل رجل اتاناً يركب ظهرها ويغشى فرجها فيكون في ذلك فساد كثير فأباح ظهورها وحرم عليها فروجها وخلق للرجال النساء يأنسوا بهن ويسكنو إليهن ويكُنَّ موضع شهواتهم وأمهات أولادهم.


قال: فما علة الغسل من الجنابة ,وانما اتى حلالاً وليس في الحلال تدنيس؟


قال عليه السلام: إن الجنابة بمنزلة الحيض وذلك ان النطفة دم لم يستحكم ولا يكون الجماع إلا بحركة شديدة وشهوة غالبة فإذا فرغ الرجل تنفس البدن ووجد الرجل من نفسه رائحة كريهة فوجب الغسل وغسل الجنابة مع ذلك امانة أئتمن الله عليها عبيده ليختبرهم بها.


قال: فأخبرني عن الناس يحشرون يوم القيامة عراة؟


قال عليه السلام: بل يحشرون في أكفانهم.


قال: أنى لهم بالأكفان وقد بليت؟


قال عليه السلام: إن الذي احيا ابدانهم جدد أكفانهم.


قال : فمن مات بلا كفن؟


قال عليه السلام: يستر الله عورته بما يشاء من عنده.


قال: أفيعرضون صفوفاً؟


قال عليه السلام: نعم هم يومئذٍ عشرون ومائة ألف صف يوم القيامة.


قال: أوليس توزن الأعمال؟


قال عليه السلام: لا إن الأعمال ليست بأجسام وانما هي صفة ما عملوا وانما يحتاج الى الوزن من جهل عدد الاشياء ولا يعرف ثقلها ولا خفتها وان الله لا يخفى عليه شيء.


قال: ما معنى الميزان؟


قال عليه السلام: العدل.


قال: فما معناه في كتابه@ فأما من ثقلت موازينه)؟


قال عليه السلام: فمن رجح عمله.


قال: فمن أين قالوا إن اهل الجنة يأتي الرجل منهم ثمرة يتناولها فإذا أكلها عادت كهيئتها؟


قال عليه السلام: نعم ذلك على قياس السراج يأتي القابس فيقتبس منه فلا ينقص من ضوئه شيء وقد امتلات الدنيا منه سراجاً.


قال: أليس يأكلون ويشربون تزعم أنه لا يكون لهم حاجة؟


قال عليه السلام: بلى لأن غذاءهم رقيق لا ثقل له بل يخرج من اجسادهم بالعرق.


قال: فكيف تكون الحوراء في جميع ما أتاها زوجها عذراء؟


قال عليه السلام: لأنها خلقت من الطيب لا تعتريها عاهة ولا تخالط جسمها آفة ولا يجري في ثقبها شيء ولا يدنسها حيض فالرحم ملتزقة'ملدم' إذ ليس فيه إلا حليل مجرى.


قال: فهي تلبس سبعين حلة ويرى زوجها مخ ساقيها من وراء حللها وبدنها؟


قال عليه السلام: نعم كما يرى أحدكم الدراهم إذا ألقيت في ماء صاف قدره قدر رمح


قال: فكيف تنعم أهل الجنة بما فيها من النعيم وما منهم أحد إلا وقد افتقد ابنه أو اباه أو حميمه أو امه فإذا افتقدوهم في الجنة لم يشكوا في مصيرهم إلى النار فما يصنع بالنعيم من يعلم أن حميمه في النار يُعذب؟


قال عليه السلام: إن اهل العلم قالوا انهم ينسون ذكرهم وقال بعضهم انتظروا قدومهم ورجوا أن يكونوا بين الجنة والنار في أصحاب الاعراف.


اللهم صلي على محمد وآال محمد وعجل فرجهم
نسألكم الدعاء

اس ام اس هاي شهادت امام جعفرصادق (ع)

 شهادت جانسوز رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق علیه السلام تسلیت باد.

خدایا بحق امام صادق علیه السلام

ایمان عارفانه و عمل صادقانه به همه ما عنایت بفرما . . .

@

ای ششم پیشوای اهل ولا / خلق را رهبری به دین هدی

پای تا سر خدانمایی تو / هم ز سر تا بپای صدق و صفا

زهر منصور زد شرر به دلت / آب شد پیکرت ز زهر جفا

خون شد از داغ تو دل شیعه / عالم از ماتم تو غرق عزا  . . .

@

شهادت جانسوز رئیس مذهب تشیع

ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام صادق

بر عموم مسلمانان جهان تشیع تعزیت و تسلیت باد . . .

@

دانشگاه شیعه که وجودش همه فخر است / از توست، گوهر بار شده حضرت صادق

تا یاد کنم ظلم پر از کینه‌ی منصور / آن جا بصرم تار شده حضرت صادق . . .

@

صادق که اساس دین ازاو شد معمور / بودند ملایک پی امرش مامور

آخر ز جفا، ناصر احکام خدا / مسموم شد از ظلم و جفای منصور  . . .

@

امشب شب شهادت صادق آل‌پیامبر است

شبی که خورشید مدینه دانش، چهره فروزانِ اهل بیت و وارثِ علومِ رسالت

در ظلمتکده دورانِ منصور، به خونِ دل نشست . . .

@

ز غربتش چه بگویم که سینه ها خون است / برای صادق زهرا مدینه محزون است

دلم دوباره به یاد رئیس مذهب سوخت / که داغ غربت لیلی حدیث مجنون است . . .

@

امام صادق علیه السلام :

مایه ی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما

با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید

و آن را از حرف های بیهوده و سخنان زشت باز دارید . . .

@

زین ماتمی که چشم ملایک ز خون، ترست

گویا عزای صادق آل پیمبرست

یا رب چه روی داده، کزین سوگ جانگداز

خلقی پریش خاطر و، دلها پر آذرست . . .

شهادت مظلومانه امام صادق(ع) تسلیت باد

@

مُلک و مَلک به ناله و فغان و اشک و آه

چون داغدار، حضرت موسی بن جعفرست

خون می رود ز فرط غم از چشم شیعیان

زیرا که قلب عالم امکان مکدرست . . .

@

مثل همیشه شهر مدینه عزاگرفت

از دود آه حضرت صادق فضا گرفت

هفت آسمان برای غمش گریه می کنند

از غصه اش دل پره درد خدا گرفت . . .

@

دین از تو پدیدار شده حضرت صادق/ شیعه ز تو بیدار شده حضرت صادق

از مکتب تو جن و ملک علم گرفتند / انسان ز تو دیندار شده حضرت صادق . . .

شهادت امام جعفر صادق(ع) تسلیت باد

@

ای فروغت تافته در سینه ها / روشن از تصویر تو آیینه ها

تا تو هستی پیشوای مذهبم / ذکر حق آنی نیفتد از لبم . . .

@

با آنکه خاک پاک مدینه دیار توست

ویرانه ی بقیع دل ما مزار توست

تا روز محشر سینه ی ما داغدار توست

هر شیعه ی شکسته دلی اشکبار توست

شهادت امام صادق(ع) تسلیت

@

سیدی مدح تو گویم که تو ممدوح خدائی

ششمین حجت حق نجل رسول دو سرائی

صادق الوعدی و مصداق صداقت همه جائی

مخزن علم خدا مشعل انوار هدائی . . .

@

مذهبم را بر مذاهب برتری است / ایده و مشی و مرامم جعفری است

از تو دل دریای نور داور است / چون بِحار مجلسی پر گوهر است . . .

@

امام صادق علیه‎السلام می‎فرماید:

دوستان خدا آنانند که هنگامی که مشاهده کنند

مردم حرام‎های خدا را حلال می‎شمارند، مانند پلنگ زخم خورده غضبناک شوند . . .

@

استادِ درسِ قرآن، فقه و اصول و ایمان

شیعه به پای درسش نشسته جون گرفته

ز رفتنش جهانی غرق عزا و زاری

اشک چشِ ملائک رو به فزون گرفته . . .

@

 کی دیده در زمانه / یک زاهدی شبانه

در لحظه‌ی عبادت /  با زور و تازیانه

با دست بسته او را / دشمن بَرَد ز خانه . . .

@

استادِ درسِ قرآن، فقه و اصول و ایمان / شیعه به پای درسش نشسته جون گرفته

ز رفتنش جهانی غرق عزا و زاری / اشک چشِ ملائک رو به فزون گرفته . . .

@

شیعیان رهبر ما را کشتند /  صادق آل عبا را کشتند

نور چشم علی و فاطمه را / وارث کرب و بلا را کشتند  . . .

@

 هر زمان رنگ جفا را می‎دید / کوچه و کرب و بلا را می‎دید

خانه‎اش چونکه در آتش می‎سوخت / خیمه‎ی آل عبا را می‎دید

شهادت امام جعفر صادق(ع) بر شما تسلیت

شهادة الإمام جعفر الصادق(عليه السلام)

اسمه ونسبه(عليه السلام)

الإمام جعفر بن محمّد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب(عليهم السلام).

كنيته(عليه السلام)

أبو عبد الله، أبو إسماعيل، أبو موسى، والأُولى أشهرها.

ألقابه(عليه السلام)

الصادق، الصابر، الطاهر، الفاضل، الكامل، الكافل، المنجي... وأشهرها الصادق.

تلقيبه(عليه السلام) بالصادق

لقد جاء لقب الإمام(عليه السلام) بالصادق من قبل رسول الله(صلى الله عليه وآله)، حيث قال: «يخرج الله من صُلبه ـ أي صُلب محمّد الباقر ـ كلمة الحقّ، ولسان الصدق»، فقال له ابن مسعود: فما اسمه يا رسول الله؟

قال: «يقال له: جعفر، صادق في قوله وفعله، الطاعن عليه كالطاعن عليّ، والرادّ عليه كالرادّ عليّ...»(1).

تاريخ ولادته(عليه السلام) ومكانها

17 ربيع الأوّل 83ﻫ، المدينة المنوّرة، الأبواء.

أُمّه(عليه السلام) وزوجته

أُمّه السيّدة أُمّ فروة بنت القاسم بن محمّد بن أبي بكر، وزوجته السيّدة حميدة البربرية أُمّ الإمام موسى الكاظم(عليه السلام)، وهي جارية، وله زوجات أُخر.

مدّة عمره(عليه السلام) وإمامته

عمره 65 سنة، وإمامته 34 سنة.

حكّام عصره(عليه السلام) في سني إمامته

فمن الأُمويين خمسة: هشام بن عبد الملك، الوليد بن يزيد بن عبد الملك، يزيد بن الوليد بن عبد الملك، إبراهيم بن الوليد بن عبد الملك، مروان بن محمّد المعروف بالحمار.

ومن العبّاسيين اثنان: أبو العباس عبد الله المعروف بالسفّاح؛ لفرط جوره وظلمه، وكثرة ما سفح من دم وقتل من الناس الكثيرين، أبو جعفر المنصور، المعروف بالدوانيقي، لأنّه كان ولفرط شحه وبخله وحبّه للمال يحاسب حتّى على الدوانيق، والدوانيق جمع دانق، وهو أصغر جزء من النقود في عهده.

تضييق المنصور له(عليه السلام)

لقد ازداد تضييق المنصور العبّاسي على الإمام الصادق(عليه السلام)، وأخذ يمهّد لقتله، فقد روى الفضل بن الربيع عن أبيه قال: دعاني المنصور فقال: إنّ جعفر بن محمّد يلحد في سلطاني، قتلني الله إن لم أقتله، فأتيته فقلت: أجب أمير المؤمنين.

فتطهّر(عليه السلام) ولبس ثياباً جدداً، فأقبلت به فاستأذنت له، فقال: أدخله، قتلني الله إن لم أقتله، فلمّا نظر إليه مقبلاً قام من مجلسه فتلقّاه وقال: مرحباً بالنقي الساحة، البريء من الدغل والخيانة، أخي وابن عمّي. فأقعده على سريره وأقبل عليه بوجهه وسأله عن حاله، ثمّ قال: سلني حاجتك.

فقال(عليه السلام): «أهل مكّة والمدينة قد تأخّر عطاؤهم، فتأمر لهم به»، قال: أفعل، ثمّ قال: «يا جارية، ائتني بالتحفة»، فأتته بمدهن زجاج، فيه غالية، فغلفه بيده وانصرف، فاتبعته فقلت: يابن رسول الله، أتيت بك ولا أشك أنّه قاتلك، فكان منه ما رأيت، وقد رأيتك تحرّك شفتيك بشيء عند الدخول، فما هو؟

قال: «قلت: اللّهمّ، احرسني بعينك التي لا تنام، واكنفني بركنك الذي لا يرام، واحفظني بقدرتك عليّ، ولا تهلكني وأنت رجائي...»(2).

سبب شهادته(عليه السلام)

قُتل(عليه السلام) مسموماً في زمن الخليفة العبّاسي المنصور الدوانيقي.

تاريخ شهادته(عليه السلام) ومكانها

25 شوال 148ﻫ، المدينة المنوّرة.

مكان دفنه(عليه السلام)

دُفن بجوار أبيه الإمام محمّد الباقر، وجدّه الإمام علي زين العابدين، والإمام الحسن المجتبى(عليهم السلام) في مقبرة البقيع بالمدينة المنوّرة.

من أقوال الشعراء فيه

1ـ قال السيّد محسن الأمين(قدس سره):

تبكي العيون بدمعها المتورِّد ** حزناً لثاوٍ في بقيع الغرقد

تبكي العيون دماً لفقد مبرّزٍ ** من آل أحمد مثله لم يُـفقد

أيُّ النواظر لا تفيضُ دموعُها ** حزنا لمأتم جعفر بن محمّد

الصادق الصدِّق بحر العلم مصـ ** باح الهدى والعالم المتهجّد

رزءٌ له أركان دين محمّدٍ ** هدّت وناب الحزن قلب محمّد

رزءٌ له تبكي شريعةُ أحمدٍ ** وتنوح معولةً بقلب مكمد

رزءٌ بقلب الدين أثبت سهمه ** ورمى حُشاشة قلب كلِّ موحِّد

ماذا جنت آل الطليق وما الذي ** جرّت على الإسلام من صنعٍ ردي

كم أنزلت مرّ البلاء بجعفر ** نجم الهدى مأمون شرعة أحمد

كم شرّدته عن مدينة جدِّه ** ظلماً تـجشِّمُه السرى في فدفد

كم رأى المنصور منه عجائباً ** ورأى الهدى لكنّه لم يهتدِ

لم يحفظوا المختار في أولاده ** وسواهم من أحمد لم يُولَد

لم يكف ما صنعت بهم أعداؤهم ** زمن الحياة وما اعتداه المعتدي

حتّى غدت بعد الممات خوارج ** في الظلم بالماضين منهم تقتدي

هدّمت ضرائح فوقهم قد شيّدت ** معقودة من فوق أشرف مرقد(3).

2ـ قال الشاعر الأُستاذ جابر الكاظمي:

قتلوا أصدق مَنْ فوق الثرى ** بذعافِ السُّمّ في الأحشاء سارا

صَدَق الحزنُ بفقدِ الصادق ** فقدُهُ أورى شِغافَ القلبِ نارا

لهفَ نفسي كيف يُعفى قبرُه ** وهو حصنٌ وبه الكونُ استجارا

قَذِيَت عينٌ إذا لم تبكِهِ ** بَدَلَ الدمع دماً ليلَ نهارا

إننا نرتقبُ اليوم الذي ** يطلب الموعودُ للصادق ثارا

ثمّ يدعو يا لثارات الحسين ** لدماءٍ سُفكتْ منه جُبارا

ناحروه وبه لم يحفظوا ** لرسولِ الله قَدراً ووقارا(4).

ــــــــــــــــــــــــــــــ

1. بحار الأنوار 36/313.

2. سير أعلام النبلاء 6/266.

3. المجالس السنية 5/516.

4. اُنظر: مواقع الإنترنت.

الإمام السادس
الإمام جعفر بن محمد الصادق (ع)

هو أبو عبدالله جعفر بن محمد  الصادق بن محمد بن علي، وقد نص على إمامته أبوه محمد الباقر، ولقبه النبي (ص) بالصادق. ولد عليه السلام بالمدينة في 17 من ربيع الأول وقيل في مطلع رجب من سنة 83 للهجرة وقيل 80 للهجرة. واستشهد في 25 شوال سنة 148 للهجرة. ودفن في البقيع بالمدينة المنورة مع أبيه وجده. وكان أعلم أهل زمانه لا يضاهيه أحد فيه لأنه ورث العلوم عن لآبائه وجده رسول الله (ص) ولقد نقل العلماء عنه من العلوم ما لم ينقلوه من غيره ولا روي من الأحاديث عن أحد بكثرة ما روي عنه عليه السلام. ولقد أحصى أصحاب الحديث أسماء الثقاة من الرواة الذين رووا عنه فكانوا أربعة آلاف. وروي عنه راوٍ واحد ثلاثين ألف حديث، وروى عنه جل العلماء الذين كانوا في عصره ومنهم المذاهب الأربعة ( مالك بن أنس، أحمد بن حنبل، محمد بن إدريس الشافعي، وأبو حنيفة) وكلهم رووا عنه ولم يروِ هو عن أحد، ولأجل ذلك صارت مدرسته مذهبا للشيعة لأنهم رووا عنه أكثر من غيره من الأئمة. وأن جابر بن حيان مؤسس علم الكيمياء تلميذه وعنه أخذ هذا العلم، فقد أملى الصادق عليه السلام خمسمائة رسالة في علم الكيمياء.

وقد أجمع واصفوه بأنه لُقب بالصادق لأنه عُرِفَ بصدق الحديث والقول والعمل حتى أصبح حديث الناس في عصره. وقال فيه ابن الحجاج:

يا سيدأً  أروي  أحاديثه              
                    رواية المستبصر الحاذق
كأنني أروي حديث النبي             
                   محمد عن جعفر الصادق

وكانت الرحال تشد إليه للمناظرة. وكان عابداً زاهداً كريما. وله الأدعية المأثورة عنه.

وأما كرمه ... فقد كان عليه السلام لا يأتيه أحد يسأله إلا أعطاه. وكان يرسل الصرر من الدراهم إلى الفقراء ولا يعرفهم بنفسه. وقد كان كثير العفو حسن الأخلاق حتى قال فيه أحد المعاصرين له عبدالله بن المبارك:

أنت   جعفر   فوق                  
            المدح والمدح عناء
إنما الأشراف أرض                 
            ولهم   أنت  سماء
جاز حد المدح  من                 
            قد  ولدته  الأنبياء

ولقد ساعده على نشر علومه الاختلاف الذي وقع في أواخر الدولة الأموية بين الأمويين أنفسهم وبين الأمويين والعباسيين فصار له المجال في نشر أحاديث جده وآبائه.

ولقد واجه الإمام جعفر الصادق (ع) في أيام المنصور من المحن والشدائد ما لم يواجه في العهد الأموي، وكان وجوده ثقيلاً عليه لأنه أينما ذهب وحيثما حل يراه حديث الجماهير، ويرى العلماء وطلاب العلم يتزاحمون عليه من كل حدب وصوب على بابه في مدينة جده رسول اله (ص) ويزودهم بالتعاليم الحقه ويلقي عليهم من دروسه وإرشاداته، وكانت الدعوة إلى الحق وماصرة العدل ومساندة المظلوم واجتناب الظلمة الذين تسلطوا على الأمة واستبدوا بمقدراتها وكرامتها، واستهتروا بالقيم والأخلاق كانت هذه النواحي تحتل المكانة الاولى في تعاليمه وإرشاداته.

وقبيل وفاته (ع) نص على إمامة ولده موسى بن جعفر وأرشد أصحابه إليه كما تواترت بذلك النصوص الصحيحة. وكان إستشهاده في شوال من سنة 148 وقيل في النصف من رجب عن ثمانية وستين سنة وقيل أكثر من ذلك. وإليه (ع) نسب المذهب الجعفري.

أهذا  جزاء  المصطفى  عن  رسالة                   
                         مودة   قرباه   لها   جعلت   أجرا
قضت   آله   بالقتل   والسم   غيلة                   
                         ومنهم بأعماق السجون قضوا صبرا
(قبور   بكوفان    وأخرى    بطيبة)                    
                         وأخرى بزوراء العراق  و"سامراء"
وطوس وما أدراك ما طوس قد حوت                     
                         أشدهم     خطباً    وأبعدهم    قبرا
ولم يشتف المنصور منهم ولا  انطفئت                     
                         ضغائن  في  أحشائه  اتقدت  جمرا
فلم   تثنه   عن   "جعفر  بن  محمد"                     
                         وشائج   أولاها   القطيعة  والهجرا

  وصايا الإمام الصادق ( عليه السلام )



بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم وسهل مخرجهم
وصل اللهم على فاطمة وأبيها وبعلها وبنيها والسر المستودع فيها عدد ماأحاط به علمك
وعجل فرج يوسفها الغائب ونجمها الثاقب واجعلنا من خلص شيعته ومنتظريه وأحبابه يا الله
السلام على بقية الله في البلاد وحجته على سائر العباد ورحمة الله وبركاته
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته


ما أكثر الغالي من نصائحه والثمين من وصاياه ، فإنّه ( عليه السلام ) لم يترك نهجاً للنصح إِلاّ سلكه ، ولا باباً للإرشاد إِلاّ ولَجه ، وفي هذا المضمار نذكر بعض وصاياه ( عليه السلام ) .
1ـ قال ( عليه السلام ) : ( مَن أُعطِيَ ثَلاثاً لم يُمنَع ثلاثاً ، مَن أُعطِيَ الدعاءَ أُعطِيَ الإِجَابة ، ومَن أُعطِيَ الشكرَ أُعطِيَ الزيادة ، ومَن أُعطِيَ التوكُّلَ أُعطِيَ الكفاية ) .
ثمّ قال ( عليه السلام ) : ( أَتَلَوْتَ كتاب الله عزَّ وجلَّ : ( ادْعُونِي أَستَجِبْ لَكُمْ ) ، وقال : ( وَلَئِنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيْدَنَّكُمْ ) ، وقال : ( وَمَنْ يَتَوَكَّلُ عَلى اللهِ فَهُوَ حَسبُهُ ) .
2ـ قال ( عليه السلام ) : ( إِذَا أرادَ أحدُكُم ألاَّ يَسأَل اللهَ شيئاً إِلا أَعطَاهُ فَلْيَيأَس مِن النَّاسِ كُلِّهِم ، وَلا يَكُون لَهُ رجاءً إِلاّ عِند الله ، فَإِذا عَلِمَ اللهُ عزَّ وجلَّ ذلك مِن قَلبِهِ لم يَسأل اللهَ شيئاً إِلاّ أَعطَاهُ ) .
3ـ قال ( عليه السلام ) : ( اِسمَعوا مِنِّي كَلاماً هُوَ خَير مِن الدُهم المُوَقَّفة ، لا يتكلّمُ أَحَدُكم بِمَا لا يَعنِيه ، وَلْيَدَع كَثيراً مِن الكلامِ فِيما يَعنِيه ، حَتّى يَجِدَ له موضعاً ، فَرُبَّ مُتكلِّمٍ في غير موضِعِه جَنَى على نفسِه بكلامه ، ولا يُمارِيَنَّ أحدكم سَفيهاً ولا حليماً ، فإنَّ مَن مَارَى حَليماً أقصَاه ، ومَن مَارَى سَفِيهاً أرداه ، واذكُروا أخَاكم إِذَا غاب عنكم بِأَحسَنِ مَا تُحبُّونَ أن تُذكروا بِهِ إِذا غِبتُم ، واعمَلُوا عمل من يَعلمُ أَنَّه مُجازَى بِالإِحسَان ) .
4ـ قال ( عليه السلام ) : ( إِذا خَالطتَ النَّاسَ فَإنِ استطعتَ ألاَّ تُخالطَ أحداً مِنهُم إِلاَّ كَانت يَدَك العُليَا عليه فافعل ، فإنَّ العبدَ يكون فيه بعضُ التقصيرِ مِن العِبادة ، وَيَكون له حُسن الخُلق ، فَيُبلِغُهُ اللهُ بِخُلقهِ درجةَ الصائمِ القائم ) .
5ـ قال ( عليه السلام ) للمفضَّل بن عمر الجعفي : ( أوصيك بِسِتِّ خِصالٍ تُبَلِّغُهُنَّ شيعتي ) .
قال : وما هي يا سيّدي ؟
فقال ( عليه السلام ) : ( أَداءُ الأمانةِ إِلَى من ائْتَمَنَكَ ، وَأَن تَرضى لأَخِيكَ مَا تَرضَى لِنَفسِكَ ، واعلَم أنَّ للأُمُور أَوَاخِر ، فَاحذَرِ العَواقِبَ ، وأنَّ للأُمُور بَغتَاتٌ ، فَكُن عَلَى حَذَرٍ ، وَإِيَّاكَ وَمُرتَقَى جَبَلٍ سَهلٍ إِذا كَانَ المُنحَدَرُ وَعراً ، وَلا تَعِدنَّ أخَاكَ وَعداً ليس في يَدِك وَفَاؤُهُ ) .
6ـ قال ( عليه السلام ) : ( لا تَمزحْ فيذهبُ نُورُك ، ولا تَكذِب فَيذهبُ بَهاؤُك ، وَإِيَّاك وخِصلتين : الضَّجَر ، والكَسَل ، فإنَّك إِن ضجرتَ لا تَصبِرُ على حَقٍّ ، وَإِن كَسلتَ لم تُؤَدِّ حَقاً ) .

7ـ قال ( عليه السلام ) : ( وَكان المَسيحُ ( عليه السلام ) يقولُ : مَن كَثُرَ هَمُّه سَقم بَدنُه ، ومَن سَاء خُلقه عذَّب نفسَه ، وَمَن كَثُر كلامه كَثُر سقطه ، وَمَن كَثُر كَذِبُهُ ذهبَ بهاؤه ، وَمَن لاحَى الرِّجَال ذَهبَتْ مرُوَّتُه ) .
8ـ قال ( عليه السلام ) : ( تَزَاوَرُوا ، فإنَّ في زيارَتِكُم إِحياءً لِقُلوبِكُم ، وَذِكراً لأحَادِيثِنَا ، وأحاديثُنا تعطفُ بعضَكم عَلى بعضٍ ، فإن أَخذتُم بِها رُشِدتُم وَنَجَوتُم ، وإِن تَرَكتُمُوهَا ظَلَلتُم وهَلَكتُم ، فَخُذُوا بِها وأنَا بِنَجَاتِكُم زَعِيم ) .
9ـ قال ( عليه السلام ) : ( اِجعَلُوا أمرَكُم هذا للهِ ولا تجعلوهُ للنَّاس ، فإنَّه ما كان لله فَهُوَ لله ، وَما كان للنَّاس فَلا يَصعدُ إِلَى السَّمَاء ، ولا تخاصمُوا بِدِينِكُم ، فإنّ المُخَاصَمَة مُمرضَةٌ للقلب ، إِنَّ الله عزَّ وجلَّ قال لنبيِّه ( صلى الله عليه وآله ) : ( إِنَّكَ لا تَهدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللهَ يَهدِي مَنْ يَشَاءُ ) ، وقال : ( أَفَأَنْتَ تُكرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ) .
ذَرُوا الناس فإنّ الناسَ قد أخذوا عن الناسِ ، وإِنّكم أخذتُم عن رسولِ الله ( صلَّى الله عليه وآله ) وَعَن عَليٍّ ( عليه السلام ) وَلا سَوَاء ، وَأنِّي سمعتُ أبي يقولُ : إذا كَتبَ الله عَلى عبدٍ أن يُدخلَهُ في هذا الأمرِ كَان أسرعُ إِليه مِن الطيرِ إِلى وَكْرِهِ ) .
10ـ قال ( عليه السلام ) : ( اِصبِرُوا على الدنيا فإنَّما هيَ سَاعةٌ ، فما مضى منها فلا تجد له ألماً ولا سُروراً ، وما لم يجئ فلا تدري مَا هُو ، وَإِنّما هي ساعتُك التي أنت فِيها ، فَاصبِر فِيها على طَاعة اللهِ ، واصبِر فيها عن معصيةِ الله ) .
11ـ قال ( عليه السلام ) : ( اِجعل قَلبَكَ قريباً بِرّاً ، وولداً مواصلاً ، واجعلْ عَمَلَك والداً تتبعُهُ ، واجعلْ نفسك عَدوّاً تُجَاهِدُهُ ، واجعل مَالَكَ عَارِيةٌ تَرُدُّهَا ) .
12ـ قال ( عليه السلام ) : ( إِن قَدرتَ ألا تُعرَف فَافعل ، ما عليك ألا يُثنِي عليك النَّاس ، وما عليك أن تكون مَذمُوماً عند الناس إذا كُنتَ مَحمُوداً عِندَ الله ) .
13ـ قال ( عليه السلام ) : ( الدعاء يردُّ القَضَاء ما أُبرِمَ إِبرَاماً ، فَأَكثِرْ مِن الدعاء فإنّه مفتاحُ كلِّ رَحمة ، وَنجاحُ كلِّ حاجة ، ولا يُنَالُ ما عند الله عزَّ وجلَّ إِلاّ بالدعاء ، وأنَّه ليس باباً يكثرُ قرعه إِلاّ ويوشَكُ أن يُفتحَ لصاحِبِه ) .
14ـ قال ( عليه السلام ) : ( لا تَطعنوا في عيوبِ مَن أقبلَ إِليكم بمودَّته ، ولا تُوقفُوه على سَيِّئَة يخضع لها ، فإنَّها لَيست مِن أخلاقِ رسولِ الله ( صَلَّى الله عليه وآله ) وَلا مِن أخلاق أوليائه ) .
15ـ قال ( عليه السلام ) : ( أَحسِنُوا النَّظر فيما لا يَسَعُكُم جَهلُه ، وانصحُوا لأنفُسِكُم ، وجاهدوا في طلب ما لا عُذر لكم في جَهلِه ، فإنَّ لِدِينِ الله أركاناً لا تنفعُ من جَهِلَهَا شدَّة اجتهاده في طلب ظَاهرِ عِبَادتِهِ ، ولا يَضرُّ من عرفها فَدَانَ بها حُسن اقتِصَاده ، ولا سبيلَ إلى أحدٍ إلى ذلك إِلاّ بِعَوْنٍ مِنَ الله عزَّ وجلَّ ) .
16ـ قال ( عليه السلام ) : ( إِيَّاكم وعِشرة الملوك وأبناءِ الدنيا ، فَفِي ذلكَ ذِهابُ دِينِكم ، وَيُعقِّبُكُم نِفَاقاً ، وذلك دَاء رَدِيٌّ لا شِفَاءَ له ، وَيُورثُ قَسَاوَة القلبِ ، وَيسلبكم الخُشُوع . وعليكم بالإشكال من النَّاس والأوساط من النَّاس ، فَعِندهُم تَجِدُون مَعَادنَ الجواهر ، وَإِيَّاكُم أن تمدُّوا أطرافكم إِلَى ما في أيدي أبناء الدنيا ، فَمَن مَدَّ طرفه إلى ذلك طَال حُزنُهُ ، ولم يُشفِ غَيظَه ، واستَصغَرَ نِعمَةَ الله عنده ، فَيَقِلُّ شُكرُه لله ، وَانظُرْ إِلى مَن هُوَ دُونَكَ فَتَكونَ لأَِنْعُمِ الله شَاكراً ، وَلِمَزِيدِهِ مُستَوجِباً ، وَلِجُودِهِ سَاكناً ) .
17ـ قال ( عليه السلام ) : ( إِذا هَمَمْتَ بشيءٍ من الخير فلا تُؤَخِّره ، فإنَّ الله عزَّ وجلَّ رُبَّما اطَّلَعَ على العبد وهو على شيء من الطاعة فيقول : وَعِزَّتِي وَجَلالِي لا أُعَذِّبُكَ بعدهَا أبداً ) .
وقال ( عليه السلام ) أيضاً : ( وإذا هَمَمْتَ بِسيِّئَةٍ فَلا تعمَلها فَإِنَّهُ رُبَّمَا اطَّلعَ عَلى العبدِ وهو على شيءٍ من المَعصِية ، فيقول : وعِزَّتي وَجَلالِي لا أغفر لك بعدها أبداً )

نمازعروج انسان : نويسنده حاج حميدالوان پور

از موضوعاتی که مورد توجه جهان امروز است هجرت برای تحصیل علم است

هجرت یک عمل انتخابی و هدفدار است که برای آینده بهتر وکسب آگاهی و تجربه بیشتر صورت می گیرد

از افتخارات اسلام است که مبدأ تاریخش هجری است و قرآن بارها از مهاجران ستایش کرده و از کسانی که ایمان دارند ولی هجرت نمی کنند انتقاد کرده است

( سوره انفال آیه 72 ) در قرآن کریم می خوانیم کسانی که با ترک هجرت و ماندن در دیار فساد ، هدف و عقیده خود را از دست داده و به خود ستم کرده اند ، هنگام مردن فرشتگان از آنها می پرسند: درچه وضعی بودید ، گویند : در زمین مسضعف بودیم ( قالوا کنا مسضعفین فی الارض )فرشتگان این توجیه رانمی پذیرند و به آنان می گویند :مگر زمین خدا گسترده نبود تادرآن هجرت کنید(الم تکن ارض الله واسعه  فتحاجروا فیها ) (نساء آیه 97 )

قرآن کریم هفت مرتبه با فرمان (سیروا فی الارض) مسلمانان را به سیر در زمین و جهانگردی هدفدار دعوت کرده و هفت مرتبه با جمله ( اولم یسیروا ) کسانی را که سیر نمی کنند ، توبیخ کرده است .

براساس آیات قرآن ،بسیاری از پیامبران از شهر ودیار خود هجرت کرده و برای تبلیغ دین خدا به مناطق دور دست سفرکرده اند .

در روایات نیز هجرت برای کسب علم ، ارزش و جایگاه ویژه ای دارد.

حدیث معروف ( اطلبو العلم و لوبا لصین )(بحارالانوار ج 1 ص77 ) به مسلمانان اجازه می دهد که برای تحصیل علم،حتی به کشور کفر سفر کنند( البته به شرطی که بتوانند عقیده خود را حفظ کنند ) قرآن درباره کسب علوم دینی می فرماید :چرا از هرشهر و آبادی دسته ای کوچ نمی کنند تادردین فقیه شوند وسپس به سوی قوم خویش باز گردند وآنان راازخطرات درونی و بیرونی هشداردهند(توبه آیه122)این آیه دو هجرت را لازم شمرده است : یکی هجرت به سوی حوزه های علمیه برای کسب علم ودیگری هجرت به سوی شهرها و مناطق نیازمند برای تبلیغ دین ،البته با اولویت منطقه خود .

دراهمیت برای کسب علم ودانش ،همین بس که پیامبر بزرگی چون موسی (ع) به بیابانگردی تن می دهد تا از معلمی چون خضر(ع) استفاده کند امام صادق (ع) فرمود موسی (ع) در علم شرح از خضر (ع) آگاه تر بود و خضر(ع) در غیر آن آگاه تر بود . (تفسیر المیزان )کسی که می خواهد مردم را به عبودیت خدافرا خواند ، باید هم خود وهم استادش عبد خدا باشند .در یافت رحمت و علم الهی در سایه عبودیت است (یوسف آیه 65 ) انسان اگر عبودیت خدا را فقط ، بندگی خدا فقط بپذیرد و از عبودیت سایر چیزها یا سایر

 اشخاص اعتراض کند ازکانال عبودیت خدا در دنیا وارد بشود هر کاری که انجام بدهد عبادت است (امام خمینی)

 برترازهر دانایی ، داناتری هست به علم خود وغرورنشویم (یوسف آیه 76)

حال که ما در امر مقدس تبلیغ درخدمت مردم وخلق خدا هستیم واین وظیفه خطیر وسخت را خداوند تبارک وتعالی نصیب ما کرده است تا بعنوان سرباز امام زمان (ع) انجام وظیفه نماییم لازم است مجهز به سلاح علم و عمل شده وبا تمام توان  در این عرصه مقدس گام برداریم .

 خداوند در قرآن کریم همانقدر که به هجرت برای تحصیل علم اهمیت می دهد تبلیغ ونشر آن نیز  اهمیت دارد چرا که ( زکاة العلم نشره ).

 علمای دین  پس از تحصیل در حوزه های علمیه و مدارس علوم دینی برای تبلیغ دین مبین اسلام وتعلیم احکام به مناطق نیازمند هجرت می نمایند ودر طرح هجرت رهبری شرکت می کنند .

 در میان کتابهای آسمانی که کتابهای هدایت انسان اند قرآن کریم کاملترین آن ها و عالیترین دستور برای رسیدن به قله سعادت است فقط قرآن کریم است که در میان کتابهای آسمانی الفاظ آن عین وحی الهی است ودسیسه گران هیچگاه نتوانسته و

 

نخواهند توانست دست نا پاک خود را به تحریف آن آلوده سازند .

(انا نحن نزلناالذکر و انا له لحافظون )(حجر آیه 9)

قرآن نور و کتاب روشن است نوری که انسان را ازتاریکی ها به سوی روشنایی و راه های سلامت جسم وروح رهنمون می سازد ( قد جائکم من الله نورو کتاب مبین یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل اسلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه ) (مائده آیه 15و16 ) به همین جهت خدای سبحان در آیات بسیاری قرآن کریم  را کتاب هدایت معرفی می کند و از آنجا که خدای سبحان دو نوع هدایت دارد : یکی

 تشریعی و دیگری تکوینی ،قرآن کریم نیز که تجلی هدایت الهی است ازاین دو نوع هدایت برخودار است .

 هدایت تشریعی قرآن برای همه مردم است و هدایت تکوینی آن برای مومنان و پرهیزکاران است .

 گرچه نیاز انسان به قرآن به زمان خاصی اختصاص ندارد اما به جرأت می توان مدعی شد که نیاز انسان معاصر به آیات نورانی قرآن به مراتب بیشتر است بدون تردیدانسان دورافتاده ازخویشتن خویش و فاصله گرفته از فضایل اخلاقی وعواطف انسانی است ومحصور دراضطراب ها ونگرانی ها ،تشنه حقیقت ناب وبه دنبال آب

 

حیاط است وآن را جز دردین حقیقی که همانا اسلام است ودرکتاب هدایتش که قران می باشد نخواهد یافت.

پیام آور وحی (ع) می فرمایند : (هرگاه فتنه هاهمچون پاره های شب ظلمت افترا ،

 

شما رافرا گرفت وبه شبهه انداخت برشما باد برمصاحبت باقرآن )ودرادامه درباره عظمت قرآن می افتراید :

 

(شگفتیهای آن به شمارش درنمی آیدوسخن های نووتازه اش کهنه نمی گردد،درآن

 

چراغ های هدایت ومناره های حکمت قرار دارد ) (کافی ج2 ص 599 )

 

قرآن ناطق ،علی (ع) نیز می فرماید: (آگاه باشید که قرآن یگانه خیرخواهی است

 

که تقلب وخیانت نمی کند وهدایتگری است که گمراه نمی سازد وسخنگویی است که

 

دروغ نمی گوید، هیچ کس باقرآن همنشین نشد مگراینکه ازکنار قرآن با افزایش یا

کاهش برخواست،افزایش درهدایت وکاهش درکوری وضلالت(نهج البلاغه خطبه 176)

ازآنجا که هجرت وتعلیم احکام دین اسلام جز با معرفت وشناختن قرآن کریم میسر نمی شود به بیان مطالب فوق پرداختیم.

قرآن وپیامبران الهی همه به بندگی وعبادت خداوند تبارک وتعالی امرمی کنند.

عبادت وبندگی جز بانماز که مهمترین ونخستین عبادتی که بربندگان واجب شد میسر نمی باشد.

تاریخ نماز وپرستش به قدمت تاریخ ادیان ،وسابقه ادیان موازای پیشینه پیدایش

حیات انسان است واینک به بررسی پیشینه تاریخی نماز ، باتوجه به آیات قرآنی    

می پردازم خدای تعالی درآغاز سوره بقره درتوصیف اهل تقوی فرمود:

الذین یومنون بالغیب ویقیمون الصلوة و...(بقره آیه 3)

همانا که به غیب یعنی به وجود خدا ،معاد وفرشتگان ،ایمان دارند ونماز رابپا    می دارند و...

واین می رساند که پس ازوجوب اعتقادبه مبدأومعاد ووحی ونبوت ،نخستین چیزی

که مطرح است ومهم است نماز وبنابراین هیچ عبادتی راپیش ازآن واجب نکرده اند

زیرا اگر عبادتی قبل ازحکم نماز مقرر می شد مطمئنأ آن را درکریمه مذکور مقدم برنماز ذکرمی فرمود.

افزودن براین ازرسول گرامی اسلام (ص) روایت شده که فرموده اند:

اول مافُرضَ علی العباد الصلوة واخِرُمایَبقی عندالموت الصلوةُ اول ما یحاسب ُبه

العبد یوم القیامه الصلوة فَمن اجاب فقد سَهُلَ ما بعدهُ (سنین تر      188)

نخستین پرسش که بربندگان واجب شدنماز است. آفرین عملی که به هنگام مردن

بماند نماز است واولین چیزی که روز قیامت ازآن بپرسند نماز است پس هرکس به

خوبی جواب گویدوپاسخش را بپذیرند،درحسابرسی های پس ازنمازش آسان گیرند

وآن که پاسخ نیکوندهد، دراعمال دیگرش به سختی حساب کشند وفرمودند:

اوّل ماافترض الله علی اُمتی الصَلَوات الخمس واوّل مایُرفع من اعمالهم الصلوات

الخمس واوّل مایُشألون عند الصلَواتُ الخمس (کنزالعمال ،ج7،حدیث1885)

نخستین چیزی که خدا برامتم واجب کرد پنج نماز است ونخستین چیزی که

ازاعمالشان بالا برده شودونخسنین چیزی که ازآن سوال می شوند پنج نماز است.

جمله های(اوّل مافُرضَ علی العبادالصلوةُ)و(اوّل ما افترضَ الله ...) حاکی از آن

است که پیش ازنماز هیچ عملی پا به عرصه تشریع و وجوب ننهاده است.

نمازدرادیان پیش از اسلام طبق موارد زیر جایگاه خاص وویژه ای دارد.

1- درسوره ابراهیم،آیه چهلم ،حضرت ابراهیم (ع)برای خود وذریه اشارخداتوفیق اقامه نماز می خواهد.

2- درسوره مریم، آیه های پنجاه وچهرم وپنجاه وپنجم ، قرآن ، ضمن ستایش از

اسماعیل که افراد خانواده اثر رابر نماز ، فرمان می داد ونزد پروردگار خود مورد خشنودی بود.

3- درسوره ی هود ،آیه ی هشتادو هفتم ، خداوند ،خطاب به شعیب،پدر زن حضرت موسی می فرماید :

گفتند : ای شعیب آیات نماز به توفرمان می دهد که آنچه را پدران وما می پرستیدند رها سازیم... ؟

4- درسوره طه ،آیه بیست وچهارم ،خداوند،به حضرت موسی می فرماید : نماز را برای یادمن بپادار.

5- درسوره لقمان ، آیه هفدهم ، لقمان (ع) به فرزندش می گوید:

پسرم نماز رابپا داروامر به معروف ونهی از منکر کن.

6- درسوره آل عمران ،هنگامی که از زکریا سخن به میان می آید وبیان می شود

که چگونه ذکریا از خداوند درخواست ذریه طیبه ، کرد بشارت تولد یحیی درحالی

که ازجانب فرشتگان به ذکریا داده می شود که او ایستاده در محراب به گزاردن نماز مشغول بود.

7- درسوره مریم آیه سی ویکم ازقول مسیح (ع) می خوانیم : وخداتا زمانی که

زنده باشم مرا به نماز وزکات فرمان داده است.

البته نماز یهودیان ومسیحیان به دعا نزدیکتر است نماز یهود ازرکوع خالی است

اما درمسیحیت درقرآن مجید آیه چهل وسوم ازسوره آل عمران به مریم (ع)خطاب شده است.

 ای مریم : برای پروردگارت قنوت بخوان وسجده کن وبارکوع کنندگان ، رکوع بجای آور .

8- زرتشتیان را پنج نماز است ،که درهنگام طلوع آفتاب وظهروشب وعصرواول شب وهنگام خفتن اجرامی کنند.

9-صابیان که بقایای آنان درخوزستان وجوددارند،نمازهای پنجگانه بجای می آورند

وهر سال ،سی روز راروزه می گرفتند.

10- اعراب پیش از اسلام درمقابل خانه خدا ،برهنه ،حاضر می شدند وباصفیر

وکف زدن ،اظهار عبادت می کردند. احتمالأ نماز ونیایش که در زمان حضرت ابراهیم (ع) معمول بوده است .

درطول قرون واعصار ،بتدریج به کلی تحریف گشته وبه چنین صورتی درآمده بود

وشاید به خاطر همین تحریف است که درآیه سی وپنجم سوره انفال کیفیت نماز

اعراب پیش از اسلام مورد سرزنش قرار گرفته است.

ازموارد فوق چنین برمی آید که نماز دراعماق تاریخ انسان ریشه دارد ودرتمامی

دوره هاد وجامعه های بشری وبه موازات خداشناسی او که امری فطری است

،وجود داشته است وهمانند آن تجلیات گوناگون به خود گرفته است وبه صورت

های مختلف اجرا شده است اکنون که به اهمیت نماز پی بردیم باید بدانیم که بهترین

ومناسب ترین مکان برای عبادت ونماز گزاردن مسجد است. 

                                                    ( لاصلوة لجارالمسجدالی فی المسجد ) 

 

باتوجه به این ،نمازی ازهمسایه مسجد پذیرفته نمی شود مگر درمسجد اقامه گردد.

گفته شده که تاچهل خانه اطراف مسجد همسایه مسجد می باشند.

* مساجد بزرگ جهان :مقدمةً می گویم :خدای تعالی ،خانه پرستش خود (کعبه ) را،

خانه مردم جهان معرفی کردوفرمود :اِنّ اول بیت ٍ وضع لِلناس ِ لَلَّذی ببکةّ مبارکاً

وهدیً للعلمین (آل عمران 3آیه 97) نخستین خانه ای که برای مردم بنیان نهاده

شده خانه برکت یافته ای است که درمکه است وهادی بسیار بزرگی برای مردمان جهان است.

اصولاً خانه،جایی برای گردآهمایی است ومردم رااز پراکندگی وبیابانگردی به

اجتماع می خواند. حال اگراین خانه ،نه برای تجمع وسکونت افراد یک خانواده

بلکه برای گردهمایی افراد خانواده بزرگ بشر ساخته شود ،چه تأثیر عظیمی

دراتحاد واتفاق مردمان وبازداری آنان ازگمراهی تفره خواهد داشت بویژه آنکه

آنکه خانه خدای مردم ونیز باشد. خدای مهربانی که آفریدگار تمام آنان وخواهان

همزستی مسالمت آمیز واتحاد آنان است وازجدایی وموجبات تفرقه بازمی دارد ،ولی

تردیدکهن ترین وبزرگترین معبدهای جهان ،نقش عمده تری دراین زمینه داشته است ودارد.

ازاین رو خدای ، تعالی به بیان بالاساختن اولین خانه خدا ومردم رامبدأ تاریخ

اجتماعی مردم قرار داد وآن را برایشان مبارک دانست ودرحقیقت به آنان مبارک

باد گفت برای بیان پیشینه تاریخی بزرگترین وکهن ترین مساجد جهان (کعبه ،

مسجدالنبی وبیت المقدس ) برنوشتار دوتن ازنویسندگان قدیم وجدیدکه اولی اهل

سنت ودومی اهل شیعه است ،تکیه می کنیم یکی عبدالرحمان بن محمد بن خلدون

،متولدسال هفتصدوسی ودو ومتوفی به سال هشتصدوشش هجری قمری ودیگری

مرحوم دکتر محمد خزائلی ازنویسندگان معاصر.باید دانست که خدای ،سبحانه

وتعالی ،نقاطی از زمین را گرامی شمرده وبه عنایت خود اختصاص داده وآنها

راجایگاه پرستش خود قرارداده است که دراین گونه جایگاه ها ثواب واجر عبادت

آدمی رادوچندان می کند وبه زبان فرستادگان وپیامبران خود به ماخبر داده است تا

ازاین را بندگان خود رامشمول مهرواحسان خویش سازد ،وراههای سعادتش را

آسان کند وچنان که می دانیم درصحیفیه نیز آمده است بهترین جایگاه های روی

زمین ،مساجدسه گانه مکه ،مدینه وبیت المقدس است ،امابیت الحرام که درمکه می

باشد،همان بیت ابراهیم (ع) است که خداوند وی رابه ساختن آن امرفرمودتابه مردم

اعلام کند که درآن حج گزارند.ازاین رو وی وپسرش اسماعیل،آن رابنیادنهاد ،چنان که درقرآن عظیم آمده است.

وبیت المقدس (بیت داوود وسلیمان بودکه خدا آن دو رابه بنیان نهادن مسجد نصب

هیاکل آن امر فرمود وبسیاری ازپیامبرانی که ازفرزندان اسحاق (ع)اندرپیرامون

دفن شده اند. ومدینه ،جایگاه هجرت پیامبرمامحمد (ص)است که خدای تعالی وی

رابه مهاجرت بدان شهروبرپاداشتن دین اسلام درآن امرفرمود وازاین روی پیامبر ،

مسجدالنبی رادرآن شهر بنا نهاد وآرامگاه شریف وی درآن است.

 اینها مساجد شریف سه گانه ای است که همچون نور چشم مسلمانان ومایه عظمت

ونگهبانی دین آنان ومسلین آنها راازدل وجان دوست می دارند وباره فضیلت وثواب

مضاعف مجاورت ونماز خوندن درآنها روریات (آثار) مشهور بساری است.

آیات وروایات واحادیث مختلفی در رابطه بافضیلت واهمیت نماز خواندن درمسجد و

حضور درنماز جماعت ذکر شده که به بیان برخی از آنها می پردازیم :

اولین وبهترین نشان فضیلت نماز جماعت این است که خدای تعالی درسه موضوع

از قرآن صریحأ به آن امرفرموده است:

1- درسوره بقره فرمود :یابنی اسرائیل ...وامنو بماأنزلتَ ..وارکعومع اراکعین

ای بنی اسرائیل ...به آنچه فرو فرستادیم ایمان آورید...وبارکوع کنندگان رکوع کنید.(بقره آیه 40و43 )

این آیات کریمه ،یهود رابه قبول قرآن واجرای برنامه های آن می خواند واشاره  

می کند به این که ازمهم ترین برنامه های اسلام ،خواندن نماز به صورت گروهی

ودسته جمعی است نماز جماعت ،جزء متن اسلام است نه امری زایدوحاشیه ای.

موضع دوم درسوره سوم است که خطاب به مریم (ع)می گوید وارکعی مع اراکعین

(آل عمران آیه43) بارکوع کنندگان رکوع بجای آور.

علمای شیعه فرمانی راکه دراین دوآیه است نسبت به نمازهای جمعه وعیدین

(باوجود شرایط) امروجوبی دانسته اند ودرسایرموارد،محل براستحباب موکد   

کرده اند ،ضمنأآیه سوره آل عمران که خطاب به حضرت مریم است دلالت

براستحباب شرکت زنان درنمازجماعت دارد.

موضع سوم درسوره اعراف است که می فرماید: قل اَمرَربی بالقسط.واقیموا

وجوهکم عندکل مسجد بگوهرآیینه پروردگارم به رعایت انصاف وعدل فرمان داد

وفرمود: رویاهایتان رانزد هرمسجدی راست دارید. شیخ طبرسی درمجمع البیان 

می گوید: معنای آن این است که به هنگام نماز هرآهنگ رفتن به مسجدکنید. واین

درنزد بیشترعلما ،امراستحبابی به شرکت درنماز جماعت است ودرنزدکمترآنان امر وجوبی است. (مجمع البیان ج2 ص411)

ازامام باقر(ع) پرسیدند آیا نمازجماعت واجب است؟ فرمود:

الصلاة فریضهٌ ولیس الجناعة فی الصلوات بمروضٍ ولاکنها سُنِة ومن ترکهارغبةٌ

عنها وعن جماعة المومنین لغیرعُذرٍولاعِلٌهٍ فلاصلاةَ لهُ (دعائم البیان ج1ص153)

نماز واجب است اما گردهمای های درنمازها،واجب شده نیست لیکن سنت است

وکسی که نمازجماعت رابون بهانه ویا بیماری ویااز روی بی میلی نسبت به آن

وگروه مومنان رهاسازد،نمازش پذیرفته نمی شود.

از زریق امام صادق (ع) روایت شده است :به امید مومنان خبر رسید که مردم

درنماز جماعت حاضرنمی شوند آن حضرت سخرانی کردند وفرمودند: گروهی

هستند که درمساجد ما باما حاضرنمی شوند پس باما نخورند،نیاشامند،رایزنی و

وصلت نکنند،وازغنائم ما چیزی نگیرندیا اینکه با مادرنماز جماعت ما حاضرشوند.

ومسلمانان ازخوردن ،نوشیدن و وصلت کردن با آنان خوداری کردند تا درنماز جماعت حاضرشدند (بحار ج85ص14)

هم چنین از زریق روایت شده است که گفت : ازامام صادق (ع) شنیدم که فرمود :

نماز مرد که درمنزلش به جماعت خواند،برابر بابیست وچهار نماز است. نمازی   

که درمسجد به جماعت خواندبرابر باچهل وهشت نماز است ویک رکعت نماز که

درمسجد الحرام خوانده شود،برابر باهزار رکعت است که درمساجد دیگرخوانند.

نمازی که درمسجد به تنهایی خوانده شود،برابر بابیست وچهار نماز است ونمازی

که درمنزلت به تنهایی بخوانی ،غبار پراکنده درفضاست که چیزی ازآن به سوی

خدا بالانمی رود وکسی که به منظور روی تابیدن ازمسجد درخانه اش به جماعت

نماز خواند،نماز وی وکسانی که با اونماز گزاردند،نماز شمرده نمی شود مگر

سببش علتی باشد که ازرفتن به مسجد بازدارد. (بحار ج85 ص14)

امام صادق (ع) از امیر مومنان (ع) روایت کرده اند که فرمود:

مُرُوٌةُ الهزَقراءةُ القرانٍ ومجالسة العلما ء والنظرُ فی الفقه والمحافظهُ علی الصلاة فی الجماعات

جوانمردی وانصاف ،درحضر،خواندن قرآن ،همنشینی با دانشمندان ،درنگریستن به

تکالیف شرعی ونگاهبانی نماز جماعت است.

مردی به امام صادق (ع) عرض کرد:مسجدی بردر خانه ام هست کدام یک ازاین دو

کاربرتر است؟ درمنزلم نمازبخوانم وآن رادرازگزارم یا بامسجدیان ودرپس امام

نمازکنم؟ آن حضرت به وی نوشت : صلٌ بهم واحسن الصلاة ولاتثقل (واسایل الشیعه ج5ص477)

باآنان نمازبگزار ونمازنیکوووگران ودرازمکن.

پیامبر اکرم(ص) فرمودند:من لزم جماعه المسلمین حرُمت علیهم غیبتُه وثبتت

عدالتهُ کسی که برنمازجماعت،مداومت ورزد،غیبتش برمسلمانان حرام استوعدالتش

ثابت شده است. وفرمودند:لاصلاةَ َ لمن لایصلی فی المسجد مع المسلمین الامن علةٌ

ولاغیبة امن صلی فی بیته ورغَب عن جماعتنا عن المسلمین سقطت عدالتهُ و وجب َ

هجرانهُ (وسایل الشیعه ج5ص394) کسی که بدون عذرموجهی درمسجد وبا

مسلمانان نماز نخواند ،نماز وی کامل نیست وآنکه درمنزلش نمازمی خواند و  از

نمازجماعت مسلمانان روی می تابد،عدالتش ساقط می شود ،دوری ازاو واجب است

وازامام صادق (ع) روایت شده است من صلی فی بیته جماعةٌ رغبةٌ عن المساجد فلا

صلاة لهُ ولمن صلی معهُ الا من علةٍ تمنعُ من المسجدامالی شیخ طوسی ج2 ص307)

هرکه از روی بی میلی به مساجد ،درخانه اش نماز جماعت کند برای اونمازی

نخواهد بود حتی برای کسی که با او نماز خوانده است مگر آنکه حقیقتأ علتی مانع ازحضورش درمسجد شده باشد.

جای آن دارد که امروز نیز شرط همسایگی مسجد راشرکت درنماز جماعت آن قرار

دهند وامام باقر(ع) فرمودند: لاصلاة لمن لایشهدُالصلاة من جیران المسجد المریض

او مشغول کسی که همسایه مسجد است وبه نماز جماعت حاضرنمی شود نماز وی

کامل نیست مگربیمارباشد یاعذر موجه دیگرداشته باشد.

وبازپیغمبر اکرم (ص) درضرورت نماز جماعت فرمده اند:الصلاةُ جماعةولوعلی

زاس زج اذاسئلت عمن لایشهد الجماعة فقل لا اعرفهُ (بحار النوار ج88ص5)

نماز باید به جماعت برگزار شود، هرچند برنوک تیزپیکان باشد هرگاه درمورد 

کسی که نماز جماعت حاضرنمی شود سوال شود بگو او رانمی شناسم.

روایت شده است که عبدالله بن مسعود(رحمة الله ) روزی به تکبیرة الاحرام نماز

جماعت نرسید وبرای جبران فوت ثواب آن یک بنده آزاد کرد،به محضر رسول خدا

(ص) رفت وعرض کرد :یارسول الله من به تکبیر اول نمازجماعت نرسیدم وبرای

جبران آن یک بنده آزاد کردم آیابااین کارثواب فوت شد. رادرک خواهم کرد؟

فرمودند: خیرابن مسعودگفت: یک بنده دیگر آزاد خواه کرد.آیابه ثواب ازدست رفته

خواهم رسید؟ فرمود: لاه یاابن مسعود ولوانفقت مافی الارض جمیعأ لم تکن مُدرک

فضلها (متدرک الوسایل ج1ص488) خیرای ابن مسعود اگر آنچه رادرزمین است

در راه خدا خرج کنی ،ثواب ازدست رفته تکبیر افتتاح نماز جماعت رادرک نخواهی کرد.

امام صادق (ع) ازپدرانش روایت کرده است که پیامبر اکرم(ص) دروصیت خود به

امام علی (ع) فرمودند :ثلاث ُدرجاتُ :منها المثی بالیل والنهارالی الجماعات (وسایل الشیعه،ج5ص372)

سه چیز موجب درجه وتقرب به خداست ،یکی ازآن سه چیزی قدم به داشتن در

روز وشب به سوی نمازهای جماعت است.

حال بالم به اینکه بهترین عبادت ها نماز است وبهترین مکان برای انجام این عبادت

عظیم مسجد است وفضیلت آن عبادت به جماعت است چراما به مناطق نیزمند

هجرت نکنیم واین فریضه عظیم رابرپا نکنیم چه افتخاری بزرکترازآن است که

سرباز امام زمان باشیم وپادرعرصه خدمت به خلق خداومردمان نیازمند نگزاریم.

ومن الله التوفیق وعلیه التکیان

اللهم اجعلنا من المصلین

خدایا ماراازنمازگذاران قرار ده

ارزنده ترین گوهر مقصود نماز است          زیبنده ترین هدیه به معبود نمازاست

کوبنده ترین اسلحه مکتب توحید               کزریشه کند خصم تو نابود نماز است

فرمود علی شیر خدا ساقی کوثر              در مکتب ما شاهد ومشهود نماز است

این نکته رسول مدنی گفت به سلیمان             سٌری که به توفیق تو افزود نماز است

از آمدن کرب وبلا آنچه به عالم              مقصود حسین بن علی(ع)بود نمازاست

 آن روز که زپس پرده غیبت                   اوٌل هدف مهدی موعود ، نماز است

( ره رستگاری ص32)

        

 

                

http://atasheentezar.persiangig.com/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/new_folder/%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%DA%A9%20%DB%8C%D8%A7%20%D8%A7%D8%A8%D8%A7%20%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87.gif

چهل حدیث امام حسین(علیه السلام)

احادیثی درباره عبادت خداوند، اهل دنیا، نظم در امور، غیبت کردن، لباس شهرت، یادمرگ و ...

1. إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجارِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبْیدِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَةٌ الْأحْرارِ، وَ هِیَ أفْضَلُ الْعِبادَةِ.
همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن یك معامله و تجارت خواهد بود و عدّه اى دیگر از روى ترس، خداوند را عبادت و ستایش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از ارباب باشد؛ و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس، از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستایش مى نمایند؛ و این ، عبادت آزادگان است كه بهترین عبادات مى باشد.

 تحف العقول: ص 177، بحارالأنوار: ج 75، ص 117، ح 5

2. إنَّ أجْوَدَ النّاسِ مَنْ أعْطى مَنْ لا یَرْجُوهُ، وَ إنَّ أعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَة، وَ إنَّ أَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.
همانا سخاوتمندترین مردم آن كسى است كه كمك نماید به كسى كه امیدى به وى نداشته است. بخشنده ترین افراد آن شخصى است كه(نسبت به ظلم دیگرى با آن كه توان انتقام دارد) گذشت نماید. صله رحم كننده ترین مردم و دید و بازدید كننده نسبت به خویشان، آن كسى ست كه صله رحم نماید با كسى كه با او قطع رابطه كرده است.

نهج الشّهادة: ص 39، بحارالأنوار: ج 75، ص 121، ح 4

3. النّاسُ عَبیدُالدُّنْیا، وَ الدّینُ لَعِبٌ عَلى ألْسِنَتِهِمْ، یَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّیّانُونَ.
افراد جامعه بنده و تابع دنیا هستند و مذهب، بازیچه زبانشان گردیده است و براى إمرار معاش خود، دین را محور قرار داده اند ـ و سنگ اسلام را به سینه مى زنند. پس اگر بلائى (همانند خطرـ مقام و ریاست، جان، مال، فرزند و موقعیّت، ...) انسان را تهدید كند، خواهى دید كه دین داران واقعى كمیاب خواهند شد.

محجّة البیضاء: ج 4، ص 228، بحارالأنوار: ج 75، ص 116، ح 2

4. إعْمَلْ عَمَلَ رَجُل یَعْلَمُ أنّه مأخُوذٌ بِالاْجْرامِ، مُجْزى بِالاْحْسانِ.
كارها و أمور خود را همانند كسى تنظیم كن و انجام ده كه مى داند و مطمئن است كه در صورت خلاف تحت تعقیب قرار مى گیرد و مجازات خواهد شد. و در صورتى كه كارهایش صحیح باشد پاداش خواهد گرفت.

بحارالأنوار: ج 2، ص 130، ح 15 و ج 75، ص 127، ح 10

5. عِباداللهِ! لا تَشْتَغِلُوا بِالدُّنْیا، فَإنَّ الْقَبْرَ بَیْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَ لا تَغْعُلُوا.
اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنیا ـ و تجمّلات آن ـ قرار ندهید كه همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل ـ صالح ـ در آن مفید و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشید كه غفلت نكنید.

نهج الشّهادة: ص 47

6. لا تَقُولَنَّ فى أخیكَ الْمُؤمِنِ إذا تَوارى عَنْكَ إلاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ أنْ یَقُولَ فیكَ إذا تَوارَیْتَ عَنْهُ.
سخنى ـ كه ناراحت كننده باشد ـ پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن كه دوست داشته باشى كه همان سخن پشت سر خودت گفته شود.

نهج الشّهادة: ص 47

7. مَنْ لَبِسَ ثَوْباً یُشْهِرُهُ كَساهُ اللهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ ثَوْباً مِنَ النّارِ.
هركس لباس شهرت - و انگشت نما از هر جهت - بپوشد، خداوند او را در روز قیامت لباسى از آتش مى پوشاند.

بحار الأنوار: ج 44، ص 192، ضمن ح 4، و ص 381، ضمن ح 2

8. أنَا قَتیلُ الْعَبَرَةِ، لایَذْكُرُنى مُؤْمِنٌ إلاّ اِسْتَعْبَرَ.
من كشته گریه ها و اشك ها هستم، هیچ مؤمنى مرا یاد نمى كند مگر آن كه عبرت گرفته و اشك هایش جارى خواهد شد.

أمالى شیخ صدوق: ص 118، بحارالأنوار: ج 44، ص 284، ح 19

9. لَوْ شَتَمَنى رَجُلٌ فى هذِهِ الاُْذُنِ، وَ أَوْمى إلىَ الْیُمْنى، وَ اعْتَذَرَ لى فىِ الاُْخْرى لَقَبِلْتُ ذلِكَ مِنْهُ، وَ ذلِكَ أَنَّ أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ حَدَّثَنى أَنَّهُ سَمِعَ جَدّى رَسُولَ اللهِ یَقُولُ: لا یَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ یَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْ مُحِقٍّ أَوْ مُبْطِل.
چنانچه با گوش خود بشنوم كه شخصى مرا دشنام مى دهد و سپس معذرت خواهى او را بفهمم، از او مى پذیرم و گذشت مى نمایم، چون كه پدرم امیرالمؤمنین علىّ (علیه السلام) از جدّم رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) روایت نمود: كسى كه پوزش و عذرخواهى دیگران را نپذیرد، بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.

إحقاق الحقّ: ج 11، ص 431

10. مَنْ عَبَدَاللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ، آتاهُ اللهُ فَوْقَ أمانیهِ وَ كِفایَتِهِ.
هركس خداوند متعال را با صداقت و خلوص، عبادت و پرستش نماید; خداى متعال او را به بهترین آرزوهایش مى رساند و امور زندگیش را تأمین مى نماید.

تنبیه الخواطر: ص 427، س 14، بحارالأنوار: ج 68، ص 183، ح 44

11. یَا ابْنَ آدَم! اُذْكُرْ مَصْرَعَكَ وَ مَضْجَعَكَ بَیْنَ یَدَی اللهِ، تَشْهَدُ جَوارِحُكَ عَلَیْكَ یَوْمَ تَزِلُّ فیهِ الْأقْدام.
اى فرزند آدم، بیاد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنین بیاد آور كه در پیشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر علیه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى كه قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.

 نهج الشّهادة: ص 59

12. مُجالَسَةُ أهْلِ الدِّناءَةِ شَرٌّ، وَ مُجالَسَةُ أهْلِ الْفِسْقِ ریبَةٌ.
همنشینى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ و بد یختى خواهد گشت; و همنشینى و مجالست با معصیت كاران موجب شكّ و بدبینى خواهد شد.

نهج الشّهادة: ص 47، بحارالأنوار: ج 78، ص 122، ح 5

13. لِكُلِّ داء دَواءٌ، وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الإسْتِغْفارِ.
براى هر غم و دردى درمان و دوائى است و جبران و درمان گناه، طلب مغفرت و آمرزش از درگاه خداوند مى باشد.

وسائل الشّیعة: ج 16، ص 65، ح 20993، كافى: ج 2، ص 439، ح 8

14. مَنْ نَفَّسَ كُرْبَةَ مُؤْمِن، فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ كَرْبَ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ.
هركس گره اى از مشكلات مؤمنى باز كند و مشكلش را برطرف نماید، خداوند متعال مشكلات دنیا و آخرت او را اصلاح مى نماید.

مستدرك الوسائل: ج 12، ص 416، ح 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 121، ح 4

15. یَا ابْنَ آدَمَ! أُذْكُرْ مَصارِعَ آبائِكَ وَ أبْنائِكَ، كَیْفَ كانُوا، وَ حَیْثُ حَلّوُا، وَ كَأَنَّكَ عَنْ قَلیل قَدْ حَلَلْتَ مَحَلَّهُمْ.
اى فرزند آدم، بیاد آور آن لحظاتى را كه پدران و فرزندان ـ و دوستان ـ تو چگونه در چنگال مرگ قرار گرفتند، آن ها در چه وضعیّت و موقعیّتى بودند و سرانجام به كجا منتهى شدند و كجا رفتند. و بیندیش كه تو نیز همانند آن ها به ایشان خواهى پیوست (پس مواظب اعمال و رفتار خود باش) .

نهج الشّهادة: ص 60

16. یَا ابْنَ آدَمَ، إنَّما أنْتَ أیّامٌ، كُلَّما مَضى یَوْمٌ ذَهَبَ بَعْضُكَ.
اى فرزند آدم، بدرستى كه تو مجموعه اى از زمان ها و روزگار هستى، هر آنچه از آن بگذرد، زمانى از تو فانى و سپرى گشته است (بنابراین لحظات عمرت را غنیمت شمار كه جبران ناپذیر است).

نهج الشّهادة: ص 346

17. مَنْ حاوَلَ أمْراً بِمَعْصِیَةِ اللهِ كانَ أفْوَتُ لِما یَرْجُو وَ أسْرَعُ لِمَجیىءِ ما یَحْذَرُ.
هركس از روى نافرمانى و معصیتِ خداوند، كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سریع تر از دست مى دهد و به آنچه هراسناك و بیمناك مى باشد مبتلا مى گردد. 

 اصول كافى: ج 2، ص 373، ح 3، وسائل الشّیعة: ج 16، ص 153، ح 3


18. الْبُكاءُ مِنْ خَشْیَةِ الله نَجاتٌ مِنَ الّنارِ وَ قالَ: بُكاءُ الْعُیُونِ، وَ خَشْیَةُ الْقُلُوبِ مِنْ رَحْمَةِ اللهِ.
گریان بودن به جهت ترس از ـ عذاب ـ خداوند، سبب نجات از آتش دوزخ خواهد بود; و فرمود: گریان بودن چشم و خشیت داشتن دل ها یكى از نشانه هاى رحمت الهى ـ براى بنده ـ است.

نهج الشّهادة: ص 370، مستدرك الوسائل: ج 11، ص 245، ح 12881

19. لا یَكْمِلُ الْعَقْلُ إلاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ.
بینش و عقل و درك انسان تكمیل نمى گردد مگر آن كه ـ أهل حقّ و صداقت باشد و ـ از حقایق، تبعیّت و پیروى كند.

نهج الشّهادة: ص 356، بحارالأنوار: ج 75، ص 127، ح 11

20. أَهْلَكَ النّاسَ إثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.
دو چیز مردم را هلاك و بیچاره گردانده است:
یكى ترس از این كه مبادا در آینده فقیر و نیازمند دیگران گردند. و دیگرى فخر كردن ـ در مسائل مختلف ـ و مباهات بر دیگران است.

بحارالأنوار: ج 75، ص 54، ح 96

21. مَنْ عَرَفَ حَقَّ أَبَوَیْهِ الاْفْضَلَیْنِ مُحَمَّد وَ عَلىّ، و أطاعَهُما، قیلَ لَهُ: تَبَحْبَحْ فى أیِّ الْجِنانِ شِئْتَ.
هر شخصى كه حقّ والدینش محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) ، و علىّ (علیه السلام) را كه با شرافت و با فضیلت ترین انسان ها هستند، بشناسد و ـ در تمام امور زندگى ـ از ایشان تبعیّت و اطاعت كند; در قیامت به او خطاب مى شود: هر قسمتى از بهشت را كه خواستار باشى، مى توانى انتخاب كنى و در آن وارد شوى.

نهج الشّهادة: ص 293، تفسیرالامام العسكرى: ص 330، بحار: ج 23، ص 260، ح 8

22. مِن عَلامَاتِ أَسبَاب الجَهلِ المُمارَاة لِغَیر أَهلِ الفِكر.
یكی از نشانه های جهل و نادانی ، نزاع و جدال با غیر اهل فكر است.

بحار الانوار، ج 78، ص 119

23. إنَّ شیعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غِشٍّ وَ غِلّ وَ دَغَل.
شیعیان و پیروان ما (اهل بیت عصمت و طهارتعلیهم السلام) آن كسانى هستند كه افكار و درون آن ها از هر گونه حیله و نیرنگ و عوام فریبى سلامت و تهى باشد.

تفسیرالإمام العسكرى: ص 309، ح 154، بحارالأنوار: ج 65، ص 156، ح 11

24. لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار ، یا صاحب مروت ، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.

تحف العقول ، ص 251

25. مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِ
هر که خدا را ، آن‌گونه که سزاوار اوست ، بندگی کند ، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کند.

بحار الأنوار، ج 71، ص 183

26. مَن حاوَلَ أمراً بِمَعصِیةِ الله كان أفوتُ لما یَرجُوا و أسرَع لما یحذَر
كسی كه بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آرزویش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود.

بحار الانوار، ج 78، ص 120

27. أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند.

بحارالانوارج/ 93 ص/ 294

28. لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا
هیچ کس در قیامت در امان نیست ! مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشته باشد.

مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ، ص 69

29. إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.

فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476

30. مَن طَلَبَ رِضَی النَّاسِ بِسَخَطِ الله وَکَّلَهُ الله إِلَی النَّاس.
کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند میشود ، خداوند او را به مردم وا می گذارد.

بحارالانوار،ج78،ص126

31. لا تقولوا باَلسنَتکم ما ینقُص عَن قَدَرَکم
چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد.

جلاءالعیون،ج۲ص۲۰۵

32. یَظهَرُ اللَّهُ قائِمَنا فَیَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ
خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون مى‏آورد و آنگاه او از ستمگران انتقام مى‏گیرد.

إثباة الهداة ، ج 7 ، ص138

33. إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ
نیاز مردم به شما ، از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید.

بحار الأنوار، ج 74، ص 205

34. عِباداللهِ! لا تَشْتَغِلُوا بِالدُّنْیا، فَإنَّ الْقَبْرَ بَیْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَ لا تَغْعُلُوا
اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنیا نکنید كه همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل(صالح) در آن مفید و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشید كه غفلت نكنید.

نهج الشّهادة: ص47

35. اللّهُمّ اجعَلْنی أخشاكَ كَأنّی أراكَ ، وأسعِدْنی بتَقواكَ ، ولا تُشقِنی بِمَعصِیَتِكَ
بار خدایا ! كارى كن كه از تو چنان بترسم كه گویى مى بینمت و باتقوا و ترس از خودت خوشبختم گردان و با معصیت و نافرمانیت بدبختم مكن.

بحارالانوار ج :٩٨/ ٢١٨ /٣

36. فَإیّاكَ أنْ تَكونَ مِمَّن یَخافُ علی العِبادِ مِن ذنوبِهِم و یَأمَنَ العقوبةَ مِن ذَنبِهِ.
از كسانی نباشید كه بر گناه بندگان بیم دارند و خود از عقوبت گناه خویش آسوده خاطرند!

تحف العقول ص239

37. اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ
بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

الدره الباهره ، ص24

38. مَاذَا وَجَدَ مَن فَقَدَك؟ وَ مَا الَّذِی فَقَدَ مشن وَجَدكَ؟ لَقَد خَابَ مَن رَضِیَ دُونَكَ بَدَلا.
چه دارد آن كس كه تو را ندارد؟ و چه ندارد آن كه تو را دارد؟ آن كس كه به جای تو چیز دیگری را پسندد و به آن راضی شود، مسلما زیان كرده است .

دعای عرفه ، بحار الانوار، ج 98، ص 228

39. و أَنِّی لَم أَخرُج أَشِراً و لَا بَطراً و لَا مُفسِداً و لَا ظَالِماً و إِنَّمَا خَرَجتُ لِطَلبِ الإِصلاَحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی صلَّی الله علیه و آله، أُرِیدُ أَن آمَرَ بالمَعرُوفِ و أَنهی عَنِ المُنكَر و أسِیرُ بِسِیرةِ جَدِّی و أبی علی بن أبی طالب علیه السلام .
به درستی كه من بیهوده ، گردنكش ، ستمگر و ظالم حركت نكردم ، بلكه برای اصلاح در امت جدم محمد (صلَّی الله علیه و آله) حركت كردم و می خواهم امر به معروف و نهی از منكر كنم و به روش جدم محمد (صلَّی الله علیه و آله) و پدرم علی بن ابی طالب (علیه السلام) رفتار كنم.

بحار الانوار، ج 44، ص 329

40. مَن أَحَبَّكَ نَهاكَ و مَن أَبغَضَكَ أَغراكَ.
كسی كه تو را دوست دارد، از تو انتقاد می كند و كسی كه با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می كند.

بحار الانوار، ج 78، ص 128

                          

http://atasheentezar.persiangig.com/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86.gif


عنايت قمربني هاشم عليه السلام به اهل سنت

جناب حجه الاسلام و المسلمين آقاي شيخ روح الله قاسم پور از فضلاي محترم بابل طي نامه‌اي سه كرامت به انتشارات مكتب الحسين عليه السلام فرستاده‌اند، كه يكي از اين كرامات را در اين قسمت مي‌آوريم.

1. در سال 1364 در كردستان مشغول تدريس بودم. يكي از برادران اهل سنت به ما رجوع كرد كه سفرة حضرت ابوالفضل عليه السلام دارم. خيلي تعجب كردم. به هر صورت، قبول كردم. روز جمعه بود، به خانة اين برادر اهل سنت رفتم. دو اتاق پر از برادران اهل سنت بود. در وسط اين دو اتاق، يك هال كوچك قرار داشت. صندلي گذاشتند و من منبر رفتم. اين برادر اهل سنت در كنار من بود. از اول منبر تا آخر، ايشان خيلي حال خوشي داشت. در حين سخنراني نيز، خانمهاي اهل سنت به طور مكرر در دستم پول مي‌گذاشتند و مي‌گفتند: نذر حضرت علي اكبر عليه السلام، نذر حضرت علي اصغر عليه السلام... بعد از منبر، مرا دعوت به ناهار كردند. بعد از صرف ناهار، هنگام خداحافظي چيزي به عنوان حق الزحمه مي‌خواستند به من بدهند كه قبول نكردم و گفتم: همين كه به من اجازه داديد در خانة شما از علمدار كربلا سخن بگويم مرا كفايت مي‌كند. او قبول نكرد. براي پذيرفتن مزد منبر، يك شرط گذاشتم و آن اينكه بگويد چرا سفرة نذر حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام برگزار كرده است؟! (در خور ذكر است من تا به حال، سفره‌اي به آن رنگيني نديده‌ام). گفت برايت خواهم گفت و چنين تعريف كرد:

من ناراحتي قلبي داشتم، هر چه دكتر رفتم اثر نداشت. حتي دكتر خوبي در تبريز بود، به او مراجعه كردم ولي از او هم فايده‌اي نديدم. دست آخر همة دكترها جوابم كردند و مرا به خانه آوردند. كاملا نااميد بودم و در خانه افتاده بودم. مادرم به خانة من آمد و گفت: فرزندم حالت چطور است؟ گفتم چه حالي مادر؟! گفت: نمي‌خواهي به دكتر بروي. گفتم به هر دكتري كه رفتم ديدي كه فايده‌اي نداشت. گفت: يك دكتر من سراغ دارم كه با يك نسخة وي شفا خواهي يافت. گفتم اين دكتر كيست، اسم او چيست و مطب او كجاست؟ گفت: او مطب ندارد و نوبتي نيست! گفتم: مادر بگو اين دكتر كيست؟ من از درد دارم مي‌ميرم. مادرم گفت: اسم دكتر، حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام فرزند علي عليه السلام است. گفتم: ما كه با آنها ارتباطي نداريم، و قهر مي‌باشيم. مادرم گفت: اينها بزرگوار هستند و عفو و بخشش آنها زياد است. و با اين حرف قلبم را آتش زد.

مادرم از من جدا شد و نزد فرزندانم رفت. كم كم حال توسلي پيدا كردم، حال خيلي خيلي خوبي پيدا كردم. گفتم: يا حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام من خيلي تعريف تو را شنيده‌ام، مرا از درد نجات بده! اي آقا، اگر پدر و مادرتان حق بوده‌اند مرا شفا بدهيد.

با گرية زيادي كه كردم به خواب رفتم. در عالم خواب ديدم كسي كه يك پارچه نور بود وارد خانه‌ام شد. بالاي سرم آمد و فرمود: برخيز! گفتم : تازه از دردم مقداري كاسته شده است، بگذار بخوابم. براي بار دوم فرمود: به تو مي‌گويم برخيز! گفتم: بگذار استراحت بكنم، تو كه هستي؟ فرمودند: تو چه كسي را مي‌خواستي؟ يادم آمد، گفتم‌: فرزند امام علي عليه السلام حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام را. فرمود: من ابوالفضل هستم، فرزند حضرت امام علي عليه السلام. فرمود: خواستة تو چيست؟ عرض كردم: قلبم ناراحت است و از درد زياد آن، طاقت من ديگر تمام شده است، يك نظر ولايي به قلبم كرد، قلبم خوب شد و از درد چند ساله راحت شدم. براي قدرداني از وي كه شفايم داد، به دست و پاي حضرت افتادم، كه از نظرم غايب شد.

در همين حال از خواب بيدار شدم و نزد مادر و عيال و فرزندانم رفتم. وقتي آنها من را با اين حال ديدند كه خود به تنهايي از جايم برخواسته‌ام، تعجب كردند و گفتند: چرا از جاي خود برخواستي؟ گفتم: مادرم، دكتر بي مطب تو آمد و مرا شفا داد!

 
ساقي العطاشا

ابو الفضل (علية اليلام )هو العباس بن علي بن عبد مناف بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف


بن قصي بن كلاب بن مرة بن كعب بن لؤي بن غالب بن فهر بن مالك بن


النضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن إلياس بم مضر بن نزار بن معد


بن عدنان .


وإن نوره عليه السلام لم يستقر في صلب ورحم المشركين ، كان


عليه السلام مرافقاً لنور النبوة وفي أيام طفولته كانت بوارق الرشد


والشهامة تلتمع على جبينه المبارك ، وكان كهنه ذلك العهد ومنجموا


تلك الأيام يقولون بأنه سيظهر من نسله شخص يطيعه الإنس والجان


أي النبي (ص) ولهذا السبب برز له أعداء كثيرون .


أعمامه عليه السلام :


1- طالب بن أبي طالب


2- عقيل بن أبي طالب


3- جعفر بن أبي طالب " الطيار "


أمه عليه السلام :


أما الأم الجليلة لأبي الفضل العباس عليه السلام فهي السيدة الزكية


" أم البنين " اسمها فاطمة بنت حزام بن خالد بن ربيعة بن عامر المعروف


بالوحيد بن كلاب بن عامر بن ربيعة بن عامر بن صعصعة وأمها ثمامة بنت


سهيل بن عامر بم مالك بن جعفر بن كلاب.


أبوه عليه السلام :


أما أبوه فهو إمام المتقين وقسيم النار والجنة وابن عم النبي (ص)


وصفيه وأمين وحيه وأول المؤمنين به وبما جاء من عند ربه ، أمير النحل


علي بن أبي طالب عليه السلام أبو الحسن المجتبى وزوج البتول


الطاهرة الزكية ، فاتح الحصون وقالع باب خيبر نصير الفقراء والمظلومين


وهو الذي قال عنه النبي المصطفى " من كنت مولاه فهذا عليا مولاه "


وصفه عليه السلام :


كان العباس رجلاً وسيماً جميلاً يركب الفرس المطهم ورجلاه تخطان


في الأرض وكان يقال له قمر بني هاشم لوضائته وجمال هيئته وأن


أسرة وجهه تبرق كالبدر المنير ، فكان لا يحتاج في الليلة الظلماء إلى


ضياء ، إن أبا الفضل عليه السلام إنما دعي " قمر بني هاشم " لأن نور


محياه كان يضيئ كل ظلمة وجمال هيئته كان يبهر كل ناظر فإن نور


وجهه أبي الفضل العباس عليه السلام وجمال محياه كان بدرجة من


العظمة والبهاء بحيث لو اتفق أن رافق في الطريق ابن اخيه علي


الأكبر الذي كان أشبه الناس خلقاً وخلقاً بجده المصطفى (ص) اصطف


أهل المدينة في طريقهما ليتفرجوا على جمالهما ، ويتزودوا من نور


إيمانهما ومعنوياتهما العالية .


طفولة العباس عليه السلام :


قيل : إنه لما مضت أيام على ولادة ابي الفضل العباس (ع) جاءت زينب


(ع) إلى أبيها أمير المؤمنين (ع) يوماً وهي تحمل أخاها العباس (ع) وقد


ضمته إلى صدرها وقالت له : يا أمير المؤمنين ! ما لي أرى قلبي متعلقاً


بهذا الوليد أشد التعلق ، ونفسي منشدة إليه أكبر الانشداد ؟


فأجابها أبوها أمير المؤمنين (ع) بلطف وحنان قائلاً :


وكيف لا تكونين يا أبة كذلك ، وهو كفيلك وحاميك ؟


فقالت السيدة زينب (ع) بتعجب : إنه كفيلي وحاميني ؟


فأجابها (ع) بعطف وشفقة : نعم يا بنية ولكن ستفارقينه ويفارقك .


فقالت السيدة زينب (ع) : باستغراب : يا أبتاه ! أيتركني هو أم أتركه أنا ؟


فقال (ع) وهو يجيبها بلهفة ولوعة : بل تتركينه يا بنية وهو صريع على


رمضاء كربلاء ، مقطوع اليدين من الزندين ، مفضوخ الهامة بعمد الحديد ،


ضام إلى جنب الفرات ، فلم تتمالك السيدة زينب (ع) لما سمعت ذلك حتى


اعولت وصاحت : واأخاه واعباساه . وإلى هذا أشار الشاعر حيث يقول :


جاءت به الحوراء تحمله وقد شغفت به ، وبه الفؤاد تعلقا


تحنو عليه وتنثني لأبيهما من كان كالأم الرؤوم وأشفقا


حلو الشمائل مذ رآه وفيه من معنى البسالة والجمال مع النقا


سماه عباساً وقال ملقباً قمراً فقل : أسمى وأجمل رونقا...

صور العباس(ع) بن علي بنت ابي طالب

 

 



بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم وسهل مخرجهم
وصل اللهم على فاطمة وأبيها وبعلها وبنيها والسر المستودع فيها عدد ماأحاط به علمك
وعجل فرج يوسفها الغائب ونجمها الثاقب واجعلنا من خلص شيعته ومنتظريه وأحبابه يا الله
السلام على بقية الله في البلاد وحجته على سائر العباد ورحمة الله وبركاته
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته



القرب والبعد معنيان متضايفان تتصف بهما الأجسام بحسب النسبة المكانية .
1-القرب والبعد المكاني .
2-القرب والبعد الزماني : الغد قريب من اليوم والأربعة أقرب إلى الثلاثة من الخمسة . وغير الزمان أيضاً مثل الخضرة أقرب إلى السواد من الأبيض .
3-القرب إلى الله :
وبما أن الإنسان دائماً يعيش الحياة المادية ولا ينفك عن المكان والزمان فتصوراته في القرب والبعد دائماً تنصب على القرب والبعد الزماني والمكاني وما شاكلهما مما يرتبط بالماديات . وبعد التعمق والتفكير يمكن للإنسان أن يصف القرب والبعد لغير الماديات من الحقائق ، لذلك وصف المولى سبحانه نفسه بالقرب فقال : ( وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ) البقرة 186
وقال عز وجل : ( وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ ) الواقعة 85 .
وقال جل ذكره : ( وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ) ق 1
6 .
وكون المولى سبحانه أقرب إلى العبد من نفسه وإن كان ذلك أمراً عجيباً إلا أنه بعد ملاحظة أن المولى يحيط بالأشياء إحاطة قيومية فإن الأشياء مخلوقة إليه وهي متعلقة به في الحدوث والاستدامة .
صفة العبد بالقرب
وقد يوصف العبد بالقرب إلى الله سبحانه وذلك في مرحلة العبودية وبما أن هذه الصفة فيستعمل لفظ التقرب إلى الله وذلك بصالح الأعمال . وتهيئة أسباب الرحمة الإلهية والألطاف الملكوتية وزوال أسباب الشقاء والحرمان ، والله سبحانه يقرب العبد إليه بمعنى أنه ينزله منزلة يختص .... لولا تلك الأسباب للقرب ولولا زوال أسباب البعد لما حصل على تلك المنزلة والرحمة والمغفرة .
قال تعالى : ( وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ (10) أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ (11) الواقعة .
وقال تعالى : ( فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ (88) فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ (89) الواقعة .
وقال تعالى : ( عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ (18) المطففين
.
إن معنى القرب لله سبحانه هو أن المعاني الدقيقة التي يصعب على الإنسان أن يحيط بها ولا يهتدي إلى معناها ولا يطلع على مغزاها إلا من أتعب بدنه بالرياضات وعنى نفسه بالمجاهدات ووصل إلى ذلك المقام بالذوق والمعرفة الحقيقية لا مجرد الوصف والشرح .
والواقع أن نصوص أهل البيت تشرح لنا معنى القرب إلى الله والغايات التي يتحصل عليها المتقرب ولكن النقص في عجزنا عن معرفة ذلك مثلاً صحيحة أبان بن تغلب عن أبي جعفر الباقر عليه السلام قال لما أسري بالنبي صلى الله عليه وآله قال : يا رب ما حال المؤمن عندك ؟
قال : يا محمد من أهان لي ولياً فقد بارزني بالمحاربة وأنا أسرع شيء إلى نصرة أوليائي ، وما يتقرب إليّ عبد من عبادي أحبَّ إليّ مما افترضت عليه ، وإنه ليتقرب إليّ بالنافلة حتى أحبه ، فإذا أحببته كنت سمعه الذي يسمع به ، وبصره الذي يبصر به ، ولسانه الذي ينطق به ، ويده التي يبطش بها وإن دعاني أجبته وإن سألني أعطيته )[1]
قال الشيخ البهائي المتوفى 1031 هـ في شرحه للحديث : ( هذا مبالغة في القرب ، وبيان الاستيلاء سلطان المحبة على ظاهر العبد وباطنه ، وسره وعلانيته فالمراد والله أعلم : إني إذا أحببت عبدي جذبته إلى محل الأنس وصرفته إلى عالم القدس ، وصيرت بغض مستغرقاً في أسرار الملكوت وحواسه مقصورة على اجتلاء أنوار الجبروت ، فيثبت حينئذ في مقام القرب قدمه ويمتزج بالمحبة لحمه ودمه ، إلى أن يغيب عن نفسه ويذهل عن حسه فيتلاشى الأغيار عن نظره حتى أكون بمنزلة سمعه وبصره .
وقال المحقق خواجه نصر الدين الطوسي : ( العارف إذا انقطع عن نفسه واتصل بالحق رأى كل قدرة مستغرقة في قدرته المتعلقة بجميع المقدورات ، وكل علم مستغرقاً في علمه الذي لا يعزب عنه شيء من الموجودات ، وكل إرادة مستغرقة في إرادته التي لا يتأبّى عنها شيء من الممكنات ، بل وكل وجود وكل كمال وجود فهو صادر عنه فائض من لدنه . فصار الحق حينئذ بصره الذي يبصر به ، وسمعه الذي يسمع به ، وقدرته التي بها يفعل ، وعلمه الذي به يعلم ، وجوده الذي به يجود ، فصار العارف حينئذ متخلقاً بأخلاق الله في الحقيقة ) [2].
فالواجبات و المستحبات هي من أعظم الوسائل التي تقرب العبد إلى الله ولا شك أن الواجبات والإتيان بها لها من الأثر والقرب أكثر من المستحبات ومع ذلك ذكر بعض أثر المستحبات .
2-الورع عن محارم الله :
والورع عن محارم الله سبحانه لا يقل درجة عن التقرب بالفرائض . فعن الصادق عليه السلام : ( فيما ناجى الله تبارك وتعالى به موسى صلوات الله عليه : يا موسى ما تقرب إليّ المتقربون بمثل الورع عن محارمي فإني أمنحهم جنات عدني لا أشرك معهم أحداً )[3]
3-الإخلاص
( فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا (110) الكهف
عرف الإخلاص بعدة تعاريف :
أ-فقد عرفه خواجه الأنصاري بقوله : الإخلاص تصفية العمل من كل شوب .
ب-وعرفه البهائي بقوله : هو تنزيه العمل من أن يكون لغير الله فيه نصيب .
ج-وقيل : هو أن لا يريد عامله عوضاً في الدارين .
د-وعرفه ابن عربي بقوله : ألا لله الدين الخالص عن شوب الغيرية الأنانية . لأنك لفنائك فيه بالكلية فلا ذات لك ولا صفة ولا فعل ولا دين و إلا لما خلص الدين بالحقيقة فلا يكون لله . وهذه التعاريف متقاربة المعنى .
اخلاص العباده
فعن أمير المؤمنين عليه السلام : ( عليكم بصدق الإخلاص وحسن اليقين ، فإنهما أفضل عبادة المقربين . [4]
وعنه عليه السلام : ( الإخلاص عبادة المقربين ) .[5]
وعنه عليه السلام : ( تقرب العبد إلى الله تعالى بإخلاص نيته ) .[6]
وفي مقابل الإخلاص هو الشرك : بقسميه الخفي والجلي . و الرياء شرك .
فعن أبي عبدالله عليه السلام : في قول الله عز وجل : ( فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا (110) الكهف .
قال عليه السلام : الرجل يعمل شيئاً من الثواب لا يطلب به وجه الله تعالى ، إنما يطلب تزكية الناس يشتهي أن يسمع به الناس فهذا الذي أشرك بعبادة ربه . ثم قال : ما من عبد أسرّ خيراً فذهبت الأيام أبداً حتى يظهر الله له خيراً ، وما من عبد يسرّ شراً فذهبت الأيام أبداً حتى يظهر الله له شراً ) [7].
الشيطان كلب أعتاب الحضرة الإلهية
( قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ (82) إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ (83) ص .
وعلى حد تعبير العارف الكبير ( الشيخ محمد علي الشاه آبادي ) فإن الشيطان كلب أعتاب الحضرة الإلهية فلا ينبح في وجه من كانت له معرفة بالله ولن يؤذيه وكلب الدار لا يطارد معارف أصحاب الدار . لكن الشيطان لا يسمح بالدخول لمن ليست له معرفة بصاحب الدار ... الخ .[8]
والرياء شرك وما أكثر المرائين الذين يعملون لغير الله . فعن أبي عبدالله عليه السلام : ( كل رياء شرك ، إنه من عمل للناس كان ثوابه على الناس ومن عمل لله كان ثوابه على الله ) [9]
مراتب الإخلاص
1-تصفية العمل عن رضا المخلوقين . وفي مقابله الرياء .
2-تصفية العمل عن المقاصد الدنيوية كإتيان صلاة الليل لتوسعة الرزق .
3-تصفية العمل عن الوصول إلى الجنات الجسمانية والحور والقصور وفي مقابلة ذلك عبادة الأجراء .
4-تصفية العمل عن خوف العقاب والعذاب الجسماني الموعود وفي مقابلها عبادة العبيد .
5-تصفية العمل عن الوصول إلى السعادات العقلية واللذات الروحانية الدائمة الأزلية والانخراط في الملائكة المقربين . وفي مقابلها : العمل لهذا المقصد . وهذه الدرجة وإن كانت عظيمة إلا أنها أيضاً من نوع الأجر وهذا يعد نقصاً .
6-تصفية العمل عن كل شوب وأن لا يكون لغير الله فيه نصيب , وهذا هو أعلى درجات الإخلاص للمؤمنين والمحبين .
كما دلت عليه صحيحة هارون بن خارجة عن أبي عبدالله الصادق عليه السلام قال : ( إن العُبّاد ثلاثة [ العبادة ثلاثة خ ل ] : قوم عبدوا الله عز وجل خوفاً فتلك عبادة العبيد ، وقوم عبدوا الله تبارك وتعالى طلب الثواب ، فتلك عبادة الأجراء ، وقوم عبدو الله عز وجل حباً له ، فتلك عبادة الأحرار وهي أفضل العبادة ) [10]
فهذه عبادة لله سبحانه بما هو أهله .
وهذه الدرجة من الإخلاص وإن كانت عظيمة جداً وعالي إلا أنها ليست أعلى الدرجات في الإخلاص فالنبي صلى الله عليه وآله ولوصيه ومن هو نفسه وزوج ابنته عليه السلام ما هو أعلى من هذه الدرجة وإن كنا قاصرين عن إدراكها )[11]
4-التقوى
( إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ (54) فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ (55) القمر .
سئل الصادق عليه السلام عن تفسير التقوى فقال : أن لا يفقدك الله من حيث أمرك ، ولا يراك حيث نهاك ) [12].
وروي عن رسول الله صلى الله عليه وآله أنه قال : ( خصلة من لزمها أطاعته الدنيا والآخرة وربح الفوز بالجنة قيل وما هي يا رسول الله ؟ قال : التقوى . ومن أراد أن يكون أعز الناس فليتق الله عز وجل ثم تلا قوله تعالى : ( وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا (2) وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ) الطلاق .[13]
وعن أمير المؤمنين عليه السلام : ( رأس التقوى ترك الشهوة ) .[14]
وعنه عليه السلام : ( التقوى ثمرة الدين وأمارة المتقين ) .[15]
5- ذل العبودية
في مصباح الشريعة عن الصادق عليه السلام : ( العبودية جوهرة كنهها الربوبية فما فقد في العبودية وجد في الربوبية وما خفي في الربوبية أصيب في العبودية ) .[16]
قال السيد الإمام الخميني ( قدس ) : فمن سعى بخطوة العبودية ورسم ناصيته بسمة ذلة العبودية يصل إلى عز الربوبية يصل إلى عز الربوبية ، والطريق للوصول إلى حقائق الربوبية هو السير في مدارج العبودية فما فقد في الأنية والأنانية في عبوديته يجده في ظل الحماية الربوبية حتى يصل إلى مقام يكون الحق تعالى سمعه وبصره ويده ورجله كما في الحديث الصحيح المشهور عند الفريقين . فإذا ترك العبد التصرفات من عنده وسلم حكومة وجوده كلها إلى الحق وخلى بين البيت وصاحبه وفنى في عز الربوبية فحينئذ يكون المتصرف في الدار صاحبها فتصير تصرفات العبد تصرفاً إلهياً .
فيكون بصره بصراً إلهيا وينظر ببصر الحق ويكون سمعه سمعا إلهياً فيسمع بسمع الحق ، وكلما اكتملت ربوبية النفس وكان عزها منظوراً في نظرها نقص بمقداره من العز الربوبي لأن هذين : أي عز الربوبية وعز العبودية متقابلان ( الدنيا والآخرة ضرتان ) فمن الضروري للسالك أن يتفطن إلى ذله ويكون ذل العبودية وعز الربوبية نصب عينيه .
وكلما قوي هذا النظر زادت روحانيته في العبادة وكانت روح العبادة أقوى ، حتى إذا تمكن العبد بنصرة الحق وأوليائه الكمل عليهم السلام من الوصول إلى حقيقة العبودية وكنهها فإنه يجد حينئذ لمحة من سر العبادة . وهذان المقامان – أعني مقام عز الربوبية الذي هو الحقيقة ومقام ذل العبودية الذي هو .... – مرموزان في جميع العبادات وبالأخص في الصلاة التي لها مقام الجامعية . ومنزلتها بين العبادات منزلة الإنسان الكامل ومنزلة الاسم الأعظم بل هي عينه ، وللقنوت من الأعمال المستحبة وللسجدة من الأعمال الواجبة اختصاص بهذه الخصوصية
..
وليعلم أن العبودية المطلقة من أعلى مراتب الكمال وأرفع مراتب الكمال وأرفع مقامات الإنسانية وليس لأحد فيها نصيب سوى الأكمل من خلق الله محمد صلى الله عليه وآله وأولياء الله الكمل ، فله صلى الله عليه وآله هذا المقام بالأصالة وللأولياء الكمل بالتبعية . وأما بقية العباد منهم في طريق العبادة عُرج وعبادتهم وعبوديتهم معللة ولا ينال المعراج الحقيقي المطلق إلا بقدم العبودية ولهذا قال الله سبحانه : ( سبحان الذي أسرى بعبده ليلاً ) فقد أسرى الله سبحانه بتلك الذات المقدسة إلى معراج القرب والوصول بقدم العبودية والجذبة الربوبية .
وفي التشهد الصلاتي الذي هو رجوع من الفناء المطلق الذي حصل للمصلي في السجدة ، التوجه إلى العبودية أيضاً قبل التوجه بالرسالة ويمكن أن يكون إشارة إلى أن مقام الرسالة هو أيضاً نتيجة لجوهرة العبودية .[17]
الكِبْر
وفي مقابل ذلك التكبر وقد وردت الروايات الكثيرة في ذم ذلك ، فعن حكيم عن أبي عبدالله الصادق عليه السلام أنه سئل عن أدنى الإلحاد ، فقال : إن الكِبْر أدناه .[18]
وعن أبي جعفر عليه السلام : ( العز رداء الله والكبر إزاره فمن تناول شيئاً منه أكبه الله في جهنم )[19]
وعن أبي جعفر وأبي عبدالله عليهما السلام قالا : ( لا يدخل الجنة من كان في قلبه مثقال ذرة من كبر )[20]
6- السجود
فعن الإمام الصادق عليه السلام : ( أقرب ما يكون العبد إلى الله عز وجل وهو ساجد ... ) [21]
وعن أمير المؤمنين عليه السلام : ( لا يقرب من الله سبحانه إلا كثرة السجود والركوع ) [22]
وعن الإمام الصادق عليه السلام : ( السجود منتهى العبادة من بني آدم )[23]
وعن الإمام الصادق عليه السلام : ( السجود على تربة الحسين عليه السلام يخرق الحجب السبع )[24]
وعن الإمام الصادق عليه السلام : ( أقرب ما يكون العبد من ربه إذا دعا ربه وهو ساجد )[25]
وعن الإمام الصادق عليه السلام : ( إن أبي عليه السلام كان يقول : إن أقرب ما يكون العبد من الرب عز وجل وهو ساجد باك ) [26]
7-الإيمان
( وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ ) الحجرات/7 .
( إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (2) الأنفال .
فعن أمير المؤمنين عليه السلام : ( أقرب الناس من الله سبحانه أحسنهم إيماناً )[27]
8-حُسن الخُلق
فعن الإمام زين العابدين عليه السلام : ( إن أقربكم من الله أوسعكم خُلقاً )[28]
9-قول الحق والعمل به
عن أمير المؤمنين عليه السلام : ( أقرب العباد إلى الله تعالى أقولهم للحق وإن كان عليه وأعملهم بالحق وإن كان فيه كرهه )[29]
10-التواضع
عن الإمام الصادق عليه السلام : ( فيما أوحى الله عز وجل إلى داود عليه السلام : يا داود كما أن أقرب الناس من الله المتواضعون كذلك أبعد الناس من الله المتكبرون )[30]
11-خفة البطن
عن الإمام الصادق عليه السلام : ( أقرب ما يكون العبد إلى الله إذا خف بطنه وأبغض ما يكون العبد من الله إذا امتلأ بطنه )[31]
12-الزارعون
عن الإمام الصادق عليه السلام : ( الزارعون كنوز الأنام ، يزرعون طيباً أخرجه الله عز وجل ، وهم يوم القيامة أحسن مقاماً ، وأقربهم منزلة ، يدعون المباركين )[32]
13-إحياء الليل
عن الإمام العسكري عليه السلام : ( إن الوصول إلى الله عز وجل سفر لا يدرك إلا بامتطاء الليل )[33]
14-الانقطاع إلى الله
في المناجات الشعبانية عنهم عليه السلام : ( إلهي هب لي كمال الانقطاع إليك ، وأنر أبصار قلوبنا بضياء نظرها إليك حتى تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل إلى معدن العظمة وتصير أرواحنا معلقة بعز قدسك )[34]
الورع عن محارم الله
والورع عن محارم الله سبحانه لا يقل درجة عن التقرب إلى الله بالفرائض فعن أبي عبدالله الصادق عليه السلام قال : ( فيما ناجى الله عز وجل به موسى عليه السلام يا موسى ما تقرب إليّ المتقربون بمثل الورع عن محارمي فإني أبيحهم جنات عدن لا أشرك معهم أحداً .[35]
وفي الصحيح عن عبيدالله بن الوليد الوصافي عن أبي جعفر عليه السلام قال : ( كان فيما ناجى الله به موسى عليه السلام على الطور أن يا موسى أبلغ قومك أنه ما يتقرب إليّ المتقربون بمثل البكاء من خشيتي قال موسى يا أكرم الأكرمين فماذا أثبتهم على ذلك قال هم في الرفيق الأعلى لا يشركهم فيه أحد .[36]
15-البكاء من خشية الله
في الصحيح عن عبيدالله بن الوليد الوصافي عن أبي جعفر الباقر عليه السلام قال كان فيما ناجى الله به موسى عليه السلام على الطور أن يا موسى أبلغ قومك أنه ما يتقرب إليّ المتقربون بمثل البكاء من خشيتي وما تعبد لي المتعبدون بمثل الورع عن محارمي وما تزين لي المتزينون بمثل الزهد في الدنيا عما بهم الغنى عنه . قال : فقال موسى عليه السلام يا أكرم الأكرمين فماذا أثبتهم على ذلك ظ فقال : يا موسى أما المتقربون إلي بالبكاء من خشيتي فهم في الرفيق الأعلى لا يشركهم فيه أحد ، وأما المتعبدون لي بالورع عن محارمي فإني أفتش الناس في أعمالهم ولا فتشهم حياء منهم ، وأما المتقربون إلي بالزهد في الدنيا فإني أبيحهم ( أمنحهم خ ل ) الجنة بحذافيرها يتبوءون منها حيث يشاءون ) .[37]
وفي الوسائل رواه عن أبي أيوب عن الرضا عليه السلام قال : كان فيما ناجى الله به موسى عليه السلام أنه ما تقرب إليّ المتقربون بمثل البكاء من خشيتي وما تعبد لي المتعبدون بمثل الورع عن محارمي ولا تزين لي المتزينون بمثل الزهد في الدنيا عما يُهَمُّ الغِنَى عنه فقال موسى يا أكرم الأكرمين فما أثبتهم فما أثبتهم على ذلك فقال : يا موسى أما المتقربون لي بالبكاء من خشيتي فهم في الرفيق الأعلى لا يشركهم فيه أحد وأما المتعبدون لي بالورع عن محارمي فإني أفتش الناس عن أعمالهم ولا أفتشهم حياء منهم وأما المتزينون لي بالزهد في الدنيا فإني أبيحهم الجنة بحذافيرها يتبوءون منها حيث يشاءون .[38]
16-حب النبي والوصي
جاء في حديث عن النبي صلى الله عليه وآله : .... وأنا سيد الأنبياء وعلي سيد الأوصياء ولكل أمر سيد ، وحبي وحب علي سيد ما تقرب به المتقربون من طاعة ربهم .[39]
وعنه صلى الله عليه وآله : أنا سيد الأنبياء وعلي سيد الأوصياء والحسن والحسين سيدا شباب أهل الجنة ولكل امرئ من عمله سيد وحبي وحب علي بن أبي طالب سيد الأعمال وما تقرب به المتقربون من طاعة ربهم .[40]
17-إدخال السرور على المؤمن
ومن كتاب الحقوق ، للصُّوري عن النبي صل الله عليه وآله قال : أقرب ما يكون العبد إلى الله عز وجل إذا أدخل على قلب أخيه المؤمن مسرة .[41]
وقال النبي صلى الله عليه وآله : اقرب ما يكون العبد إلى الله عز وجل إذا أدخل على قلب أخيه المؤمن مسرة .[42]
18-انتظار الفرج
فعن محمد بن النعمان قال : قال أبو عبدالله عليه السلام أقرب ما يكون العبد إلى الله عز وجل وأرضى ما يكون عنه إذا افتقدوا حجة الله فلم يظهر لهم وحجب عنهم فلم يعلموا مكانه وهم في ذلك يعلمون أنه لم تبطل حجج الله ولا بيناته فعندها فليتوقعوا الفرج صباحاً ومساء .[43]
19-ست خصال تقرب إلى الله
عن لقمان الحكيم أنه قال في وصيته لابنه : يا بني أحثك على ست خصال ليس منها خصلة إلا وتقربك إلى رضوان الله عز وجل وتباعدك عن سخطه :
1-أن تعبد الله ولا تشرك به شيئاً .
2-الرضا بقدر الله فيما أحببت وكرهت .
3-أن تحب في الله وتبغض في الله وتبغض في الله .
4-تحب للناس ما تحب لنفسك .
5-تكظم الغيظ وتحسن إلى من أساء إليك .
6-ترك الهوى ومخالفة الردى .[44]
20-المصلحون بين الناس
عن الإمام الكاظم عليه السلام: ( مكتوب في الإنجيل ... طوبى للمصلحين بين الناس ، أولئك هم المقربون يوم القيامة ) [45]
( إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (79) الأنعام .
( قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (162) لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ (163) الأنعام .
البكاء حالة السجود
عن الإمام الباقر عليه السلام : ( إن أقرب ما يكون العبد من الرب عز وجل وهو ساجد باك ) [46]
وعن الإمام الصادق عليه السلام : ( أقرب ما يكون إلى الله وهو ساجد باك )[47]
الزهد في الدنيا
عن الإمام الصادق عليه السلام : ( أوحى الله عز وجل إلى موسى عليه السلام : أن عبادي لم يتقربوا إليّ بشيء أحب إلي من ثلاث خصال .
قال موسى : يا رب وما هن ؟
قال : يا موسى الزهد في الدنيا والورع عن المعاصي والبكاء من خشيتي ، قال موسى : يا رب فما لمن صنع ذا ؟
فأوحى الله عز وجل إليه : يا موسى : أما الزاهدون في الدنيا ففي الجنة ، وأما البكاؤون من خشيتي : ففي الرفيق الأعلى لا يشاركهم أحد ، وأما الورعون عن المعاصي : فإني أفتش الناس ولا أفتشهم ) [48]
وقد تقدم الحديث عن الإمام الباقر عليه السلام مع اختلاف يسير .
الشوق إلى الله
في المناجاة الشعبانية : ( إلهي هب لي قلباً يدنيه منك شوقه ، ولساناً يرفعه إليك صدقه ، ونظراً يقربه منك حقه ) .[49]

[1] الكافي ج2 ص 352 .
[2] مرآة العقول ج 10 ص 395 .
[3] بحار الأنوار ج 67 ص 308.
[4] غرر الحكم .
[5] غرر الحكم .
[6] غرر الحكم .
[7] الكافي ج2 ص 294 .
[8] الأربعون حديثاً للإمام الخميني (قدس) ص 74 .
[9] الكافي ج2 ص 239 .
[10] الكافي ج2 ص84 ، وسائل الشيعة ج1 ص62 طبع آل البيت .
[11] حديث الأسبوع : انقلاب الموازين / العبادة 2 .
[12] البحار ج67 ص285 .
[13] نفس المصدر السابق .
[14] غرر الحكم .
[15] غرر الحكم .
[16] مصباح الشريعة منسوب إلى الإمام الصادق عليه السلام ولم يثبت ذلك ولعله لأحد العلماء المتقدمين .
[17] الآداب المعنوية للصلاة ص 32 .
[18] الكافي ج2 ص 309 و 310 .
[19] نفس المصدر السابق .
[20] نفس المصدر السابق .
[21] الكافي ج3 ص324 ، وسائل الشيعة ج6 ص271 ح 8211 وبسند آخر ح8237 ، ومن لا يحضره الفقيه ج1 ص209 ح268 .
[22] غرر الحكم .
[23] البحار ج82 ص164 .
[24] البحار ج82 ص153 .
[25] الكافي ج3 ص323 ميزان الحكمة .
[26] الكافي ج2 ص475 ح3127 .
[27] غرر الحكم .
[28] الكافي ج8 ص69 .
[29] غرر الحكم رقم 961 .
[30] الكافي ج2 ص124 .
[31] وسائل الشيعة ج16 ص405 ، و ج63 ص331 .
[32] وسائل الشيعة ج13 ص194 .
[33] البحار ج75 ص380 .
[34] الاقبال للسيد ابن طاووس ص687 و بحار الأنوار ج91 ص99 .
[35] الكافي ج2 ص80 باب اجتناب المحارم . وبحار الأنوار ج67 ص308 باب 57 – الورع واجتناب الشبهات . وفيه فإني أمنحهم . بدل أبيحهم .
[36] بحار الأنوار ج90 ص331 باب 19 – فضل البكاء وذم جمود العين .
[37] بحار الأنوار ج13 ص349 باب 11 – ما ناجى به موسى عليه السلام ربه ، و ج67 ص313 باب 58 – الزهد ودرجاته . عن ثواب الأعمال للصدوق ص172 ثواب المتقربين إلى الله عز وجل و ص206 طبع الأعلمي .
[38] وسائل الشيعة ج15 ص226 15- باب استحباب كثرة البكاء من خشية الله ح20341 .
[39] بحار الأنوار ج27 ص128 باب 4 – ثواب حبهم ونصرهم وولايتهم .
[40] بحار الأنوار ج40 ص54 باب 91 – جوامع مناقبه صلوات الله عليه .
[41] مستدرك الوسائل ج12 ص398 24 – باب استحباب إدخال السرور على المؤمن ح 14406 .
[42] بحار الأنوار ج71 ص316 باب 20 – قضاء حاجة المؤمنين .
[43] بحار الأنوار ج52 ص94 باب 20 – علة الغيبة وكيفية انتفاع .
[44] ميزان الحكمة ج8 ص114 .
[45] البحار ج75 ص309 .
[46] الكافي ج2 ص475 ح3126 .
[47] وسائل الشيعة ج14 ص499 ح19687
.

(عباس اليخوف الخوف)


لو طب الحرب عباس

تتكسر زلم وسيوف

والما صدّق المضمون

يقرأ بالكتب ويشوف

ما يجفل أبد فد يوم

عباس اليخوف الخوف

يشهد له الغريب حسين

يزأر كالأسد معروف

من قوة صبر عباس

خله الماي حوله يطوف

عباس السكن بالعين

وحبه اويا الحشا ملفوف

عباس اللّوا الذرعان

وذراع الحرب مچتوف

من شد عالزلم بالسيف

خلاها الرگاب صْفوف

جندل , دمر , وقاتل

طشّرهم بلايا چفوف

سيفك ما تطوله اعداك

سيفك آية المعروف

وانت بساحة الميدان

بالطاف الوصي محفوف

وجهك من وگع عالگاع

خليت الگمر مخسوف

شالوك الملك بوْروود

ولكوثر علي مزفوف

يا أطيب گلب بالكون

يا غوث ورجا الملهوف

اللهم صلِ على محمد والِ محمد

شعر عن العباس (ع)

انا العباس كلكم تعرفوني **** اخوض الموت ما هاب المنون
جاها من العالي وحارت **** واقلوبها امن الروع طـــــــارت
يا نفس بعد الحسين هوني **** فبعده لاكنت ان تكوني
هذا الحسين شارب المنونِِ **** وتشربين بارد المعين
هيهات ما هذي فعال ديني **** ولا فعال صادق اليقين
خاض الماي بس هيس ابرده **** ترس كفه يروي عطش كبده
تذكر لم اخوه احسين بعده **** ذب الماي كم كفه وتحسر
نادى او منه تهمل العين **** والقلب منه صار شطرين
يانفس انا قلك دسمعين **** ماظنتي يا نفــس ترضين
للمشرعة يَمَّمْ قمر هاشم وعدنان مثل الأسد والجمع راح تقول غزلان
طبّ للنّهر زعلان حاسر عن ذراعه ***** والماي خاضه وشافه يلوح بشعاعه
عاف الشّرب والعمر دون حسين باعه ***** ينظر الماس وقلبه من العطّش لهفان
بيده غرف غرفه وصاح وقلبه يفور ***** ليت العراق بزلزله وافراتها يغور
والله فلا اتروّي وقلب حسين مفطور ***** وعنده حريم معطّشه واطفال رضعان
قلبي مفتّت والمروّه تقول هيهات ***** عطشان اخيّي وارتوي من ماي لفْرات
مقمّط رضيعه ويجذب على الماي حسرات ***** عمري عقب عمرك يخويه حسين لاجان
ظل بالظّما ساقي العطاشى وطلع الجود ***** والدّرب بينه وبين اخوه حسين مسدود
والله لو قطعتموا يميني *** إني احامي أبداً عن ديني
وعن امام صادق اليقين *** سبط النبي الطاهر الامين
نبي صدق جائنا بالدين *** مصدقاً بالــــــــواحد الامين

الرسول الأكرم (ص) وكلماته المقدسة في الإمام علي عليه السلام

بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
اللهم صلِ على محمد وآل محمد وعجل فرجهم الشريف



الرسول الأكرم (ص) وكلماته المقدسة في الإمام علي عليه السلام

1. قوله (صلى الله عليه وآله وسلم) : " عنوان صحيفة المؤمن حب علي بن أبي طالب "
پیامبر اکرم فرمودند : سر لوحه نامه اعمال مؤمن در قیامت محبت علی بن ابی طالب علیه السلام است.
المصادر : المناقب لابن المغازلي ، تاريخ بغداد للخطيب البغدادي 4 ، الجامع للسيوطي 2، ينابيع المودة .

2. قوله (صلى الله عليه وآله وسلم) : " لا سيف إلا ذو الفقار و لافتى إلا علي " .
هیچ جوانی مانند علی و هیچ شمشیری مانند ذوالفقار نیست.
المصادر : مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 2، سنن البيهقي3 ، ابن المغازلي ، الطبري2 ، الرياض النضرة 2 .

3. قوله (صلى الله عليه و آ له وسلم) : " حامل لوائي في الدنيا و الآخرة علي " .
المصادر : كنز العمال 6 ، الطبري 2، الخوارزمي ، الفضائل لأحمد ابن المغازلي .

4. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " أمر ربي بسد الأبواب إلا باب علي " .
المصادر : الخصائص للنسائي 13 ، مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 3، الترمذي 13، البيهقي 7 ، ينابيع المودة ، مسند أحمد 4، ابن المغازلي ، كنزالعمال .

5. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " من سره أن يحيا حياتي و يموت مماتي فليتول من بعدي علي " .
المصادر : مسند أحمد 5 ، مستدرك الصحيحين ، للحاكم النيسابوري 3 ، كنز العمال 6، الطبراني .

6. قوله (صلى الله عليه وآله وسلم) : " نادى المنادي يوم القيامة يا محمد ، نِعم الأب أبـوك إبراهيم و نِعم الأخ علي " .
المصادر : الفضائل لأحمد ، ابن المغازلي ، الخوارزمي ، الرياض النضرة 2 .

7. قوله (ص) : " لكل نبي وصي و وارث ، و وصي و وارثي علي " .
المصادر : كنز العمال 6، تاريخ بغداد للخطيب البغدادي ، شواهد التنزيل 2 ، ينابيع المودة ، مناقب الإمام علي بن أبي طالب (ع) لابن المغازلي الشافعي (بزيادة : بن أبي طالب ) و أخرجه العلامة العيني في عمدة القارئ 16 / 215.

8. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " خُلقتُ من شجرة واحدة أنا و علي " .
المصادر : الترمذي ، ابن المغازلي ، أسد الغابة 4 ، الرياض النضرة 2 .

9. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " أنا مدينة العلم و علي بابها ، فمن أراد العلم فليأت الباب " .
المصادر : مناقب الإمام علي بن أبي طالب (ع) لابن المغازلي الشافعي و أخرجه الحافظ البغدادي في تاريخه 11 / 48 .

10. قوله (صلى الله عليه وآله وسلم) : " زينوا مجالسكم بذكر علي " .
المصادر : مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 3 ، مسند أحمد (4،5)، الخصائص للنسائي ، ابن المغازلي ، المناقب لأخطب خوارزم ، تاريخ بغداد للخطيب البغدادي ، كنز العمال 6 ، ينابيع المودة .

11. قوله (صلى الله عليه وآله وسلم) : " أقــضى أمـــتي علـــي " .
المصادر : ابن المغازلي ، ارجح المطالب .

12. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " أنا المنذر و الهادي من بعدي علي " .
المصادر : مسند أحمد (1،3)، الترمذي 2 ، الخصائص للنسائي ، كنز العمال 1، ابن المغازلي .

13. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " من كنتُ مَولاه فمَولاه علي " .
المصادر : مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 3، كنز العمال 6، الديلمي .

14. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " أوصي من آمن بي و صدقني بولاية علي " .
المصادر : الجامع للسيوطي 1 ، الرياض النضرة 2 ، تاريخ بغداد للخطيب البغدادي 1 ، ابن المغازلي ، ينابيع المودة .

15. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " أولكم وروداً على الحوض أولكم إسلاماً و هو علي " .
المصادر : كنز العمال 6 ، الطبراني 5 ، الرياض النضرة 1، ذخائر العقبى ، ابن المغازلي .

16. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " أشقى الأولين و الآخرين قاتل علي " .
المصادر : مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 3، مسند أحمد 4، الخصائص للنسائي ، الطبري 2، كنز العمال 5 .

17. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " الفاروق بين الحق و الباطل علي " .
المصادر : مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 3 ، مسند أحمد ، ينابيع المودة .

18. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " علي الصديق الأكبر " .
المصادر : البيهقي 4 ، كنز العمال 7 ، الجامع للسيوطي 2 ، ابن المغازلي .

19. قوله (صلى الله عليه وآله وسلم) : " علي كفه و كفي في العَدل سَواء " .
المصادر : مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 3، الطبري 2، الترمذي 2 ، ابن المغازلي ، ينابيع المودة .

20. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " علي أخي في الدنيا و الآخرة " .
المصادر : الخصائص للنسائي5 ، الترمذي ، ينابيع المودة ، ابن المغازلي .

21. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " علي إمام البررة و قاتل الفجرة منصور من نصره ". المصادر: كنز العمال 6 / 153، الدار القطني .

22. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " علي إمام المتقين و أمير المؤمنين و قائد الغُر المحجّلين " .
المصادر : مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 3، كنز العمال 6.

23. قوله (صلى الله عليه وآله وسلم) : " علي مني بمنزلة هارون من موسى " .
المصادر : مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 3، ابن المغازلي ، الطبراني ، حلية الأولياء 1، أخطب خوارزم .

24. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " علي حقه على الأمة كحق الوالد على ولده " .
المصادر : مسلم 2 ، الترمذي 2 ، الحاكم 3 ، مسند أحمد 3 ، النسائي 7، أسد الغابة 3.

25. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " علي مع القرآن و القرآن مع علي " .
المصادر : البخاري 5 ، مسلم 2 ، الترمذي 5 ، مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 3 ، ابن ماجه 1 ، مسند أحمد 3 .

26. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " علي باب علمي و مبَيّن لأُمتي ما أُرسلت به " .
المصادر : الطبري (تفسير) 3 ، شواهد التنزيل 2 ، الدر المنثور 6 ، ينابيع المودة .

27. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " علي حبه إيمان و بغضُه نفاق " .
المصادر : ابن المغازلي ، الخوارزمي ، فرائد السمطين ، ينابيع المودة .

28. قوله (صلى الله عليه و آله وسلم) : " علي مثله في الناس كمثل قل هو الله أحد في القرآن " .
المصادر : مسلم 1 ، الترمذي 2 ، النسائي 8 ، الخصائص للنسائي ، مسند أحمد 6 ، ابن المغازلي .

ونسألكم الدعاء.





امام علی علیه السلام :

مَنْ أَبْصـَرَ زَلَّتـَهُ صَغُرَتُ عِنْدَهُ زَلَّةُ غـَيْرِهِ؛
هر كس لغزش خود را ببيند، لغزش ديگران در نظر او كوچك جلوه خواهد كرد.

غررالحكم: ج5، ص362

سیره تربیتی ام ابیها فاطمه زهرا (س)


یکی از ابعاد زندگی فاطمه زهرا(س)، که خیلی درخشان و دلنواز است، «بعد تربیتی» زندگی حضرت است. با استفاده از روایاتی که در زمینه سیره تربیتی فاطمه زهرا(س) بدست ما رسیده است مطالب تربیتی زیر را تهیه کرده ایم تا به عنوان بهترین الگو برای مادران ما باشد. کسی که بیش از همه در میدان تعلیم و تربیت نقش ایفا می کند مادر است . مادر اولین فردی است که کار تربیتی را آغاز می کند و در این جهت تمام حرکات و رفتار مادر، اعم از زمزمه ها و لالایی، لبخند، نفس کشیدن، ظاهر و باطن، تأثیر عمیقی بر کودک و روح او می گذارد. آنچه می تواند مادران و فرزندانشان را در امر تربیت، بیمه کند، عمل کردن به «سیره و رفتار عملی و علمی» فاطمه زهرا (س) است. چه اینکه، تمام عظمتها و شکوههایی که به بهترین صورت در زندگی فرزندان فاطمه (س) متجلی است نشانگر تربیت تابناک و دامان پاک و آموزه های گران ارج حضرت فاطمه (س) است. ناگفته پیداست که سیره تربیتی آن بانوی دو جهان بیش از آن است که بتوان ظرافتها و لطافتهای آن را به قلم آورد و یا در یک مقاله گنجاند اما به برخی از آنها اشاره می گردد:
لالایی
بدون شک پرآرامش ترین لحظات زندگی انسان و آسایش مند ترین دقایق زندگی همان لحظه ها و دقیقه هایی است که کودک همراه با آهنگ قلب مادر و با آوای مهر آمیز او آرام آرام به خواب می رود. اگر در این لحظات درسهای ایمان و معرفت، جهاد و مبارزه و انسانیت و اخلاق به کودک داده می شود بدون شک چونان نقشی بر سنگ، در ضمیر ناخودآگاه او جای گرفته و سرلوحه زندگی فردای او خواهد بود. اینک به لالایی فاطمه زهرا(س) برای کودکش توجه کنید: آن حضرت به هنگام حرکت دادن کودکش می فرمود: اشبه اباک یا حسن و اخلع عن الحق الرسن و اعبد الها ذا المنن و لا توال ذا الاحن یعنی: حسن جان مانند پدرت باش حق را از بند اسارت رها ساز خدایی پر فضل و احسان را بپرست از دشمنان کینه توز دوستی و پیروی مکن آنگاه که حضرت زهرا (س) امام حسین (ع) را بر روی دست نوازش می کرد، می فرمود: انت شبیهٌ بابی؟ لست شبیها بعلی؟ «حسین جان تو به پدرم شباهت داری و به پدرت علی (ع) شبیه نیستی.» امام علی (ع) سخنان فاطمه (س) را می شنید و لبخند می زد.
نامگذاری
نامگذاری انسان در آغاز زندگی تابلویی را بر دوش می گیرد که تا آخرین لحظات زندگی با آن تابلو و علامت شناخته می شود و آن نام کودک است. اگر هر کشوری برای معرفی خویش پرچمی ویژه دارد. نام کودک پرچمی است که بر فراز قله شخصیت کودک و در کشور زندگی او بر افراشته می شود از این روی اسلام بر انتخاب نام زیبا تأکید بسیار کرده است و توجه به معانی و اثرات جانبی اسمها را یادآور شده است. اکنون به نامگذاری کودکان زهرا (س) دقت کنیم. چگونه او با تمام قدرت علمی و توان معرفتی خویش برای تعیین نام کودک پیشقدم نشده و از علی (ع) می خواهد که او نام کودک را تعیین کند و علی (ع) هم بر پیامبر اکرم (ص) و پدر بزرگ کودکان پیشی نمی گیرد و انتخاب نام کودک را به او واگذار می کند. و چون داوری به رسول خدا واگذار می شود، او که شخصیت کودکان فاطمه (س) را شخصیتی ملکوتی و آسمانی می بیند برای اسم آنان نیز منتظر سروش غیبی می شود. دقت کنیم: جابر بن عبدالله می گوید: چون امام حسن مجتبی (ع) متولد شد فاطمه (س) به علی (ع) گفت: یا علی برایش نامی انتخاب کن. علی (ع) فرمود: هرگز به رسول خدا (ص) در نامگذاری فرزندم سبقت نخواهم جست، رسول خدا (ص) وارد خانه فاطمه (س) شد و کودک را گرفت و بوسید و سپس دهان خود را بر دهان او گذارد... سپس در گوش راستش اذان گفت و در گوش چپش اقامه آن گاه روی به علی (ع) کرده فرمود: چه نامی برایش بگزیده ای؟ علی (ع) عرض کرد: هرگز بر شما پیشی نمی گیرم! رسول خدا (ص) فرمود: من نیز بر خدای خویش پیشی نمی گیرم! پس خدا به جبرئیل فرمود: فرود آی و محمد را از جانب ما سلام و تهنیت گوی، و به او بگوی که خدایت می فرماید نام فرزند تو همسان نام فرزند هارون (جانشین و برادر حضرت موسی (ع) ) باید باشد، پیامبر پرسید: نام پسر هارون چیست؟ جبرئیل پاسخ داد: شبر. فرمود: به عربی چه نامیده می شود و جبرئیل پاسخ داد: حسن. پیامبر نام کودک را حسن گذاشت. در جریان نامگذاری حضرت زینب سلام الله علیها هم جریان اینگونه بود. چون زینب به دنیا آمد، رسول خدا (ص) به سفری رفته بود. فاطمه (س) به علی عرض کرد: یا علی! اسمی برای دخترت برگزین! علی فرمود: فاطمه! صبر کن تا رسول خدا (ص) از سفر برگردد. پس از گذشت سه روز پیامبر از سفر برگشت و به خانه فاطمه وارد شد. علی (ع) عرض کرد: ای رسول خدا (ص) خداوند به دخترت فاطمه دختری عنایت کرده است اکنون نام او را برگزین. رسول اکرم فرمود: دخترم نوزادت را بیاور. زینب را به محضرش بردند او را در آغوش گرفت و صورتش را به صورت کوچک زینب نهاد و با صدای بلند گریست؛ تا آنجا که اشک بر گونه هایش جاری شد. زهرا (س) گفت: پدر جان چشمانت گریان مباد چرا می گریی؟ پیامبر (ص) فرمود: دخترم این کودک پس از تو و من به مشکلات و امتحانات بسیاری گرفتار خواهد شد و مصیبتهای بزرگی خواهد دید. آنگاه فرمود: اولاد فاطمه فرزندان خودم هستند ولی برای نامگذاری این دختر منتظر سروش آسمانی می مانم. در این هنگام جبرئیل فرود آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! خدای سلامت می رساند و می گوید نام این کودک را زینب بگذار زیرا ما او را در لوح محفوظ زینب نام نهاده ایم.
توجه به حفظ و سلامت کودک
یکی از مهمترین دغدغه های ذهنی و دلهره های همیشگی پدر و مادر حفظ و سلامت کودک است. این نکته در زندگی زهرا (س) مورد توجه کامل قرار گرفته است. امام صادق (ع) فرمود: فاطمه زهرا (س) هر دو پسرش را عقیقه کرد و در روز هفتم تولدشان موی سر آنان را تراشید و به اندازه وزن آن پولهای نقره صدقه داد. و در روایتی دیگر اضافه فرمود: فاطمه زهرا (س) حسن و حسین را عقیقه نمود به خانم قابله ای که در تولد آنان کمک کرده بود یک ران گوسفند و یک سکه طلا هدیه داد. در روایت آمده ، امام حسن (ع) مریض شد و درد و بی تابی آن بزرگوار بالا گرفت، حضرت زهرا (س) فرزند عریزش را خدمت رسول خدا برده: «قالت : یا رسول الله ادع الله لابنا ان یشفیه، ای رسول خدا! پروردگارت را بخوان تا فرزندت را شفا دهد.»
تساوی در محبت
از مهمترین نکاتی که در زندگانی کودکان نقشی بس با اهمیت دارد و گاه رعایت نکردن آن صحنه های بسیار دردناک و ناراحت کننده ای می آفریند، تبعیض در محبت به کودکان است. اظهار محبت بیشتر، توجه زیادتر، و هدیه های فراوان تر به برخی کودکان نمونه های بارز تبعیض در محبت است. پدران و مادران با این کار تخم دشمنی و کینه و حسادت را در دل پاک کودکان می کارند و چه میوه های تلخ و ناگوار و چه حاصلی شوم به دست می آورند. آنان نمی دانند که هیچ نگاه محبت آمیز پدر و مادر به یکی از کودکان، از دید تیزبین دیگر فرزندان پنهان نمی ماند و اثر سوء بیاد مانده از یک رفتار تبعیض آمیز با هیچ هدیه و سرگرمی از ذهن کودک زدوده نمی شود. در این باره به روایتی اشاره می کنیم. امام صادق (ع) فرمود: پیامبر اکرم (ص) مردی را دید که دو پسر داشت یکی را بوسید و دیگری را نبوسید. رسول اکرم (ص) به او اعتراض کرده فرمود: چرا بین آن دو به تساوی رفتار نکردی؟ اما رعایت تساوی در خانواده حضرت زهرا (س): علامه مجلسی می گوید: حسن و حسین (ع) در کودکی خط می نگاشتند. امام حسن (ع) به امام حسین (ع) رو کرد و گفت: خط من از خط بهتر است. و امام حسین (ع) گفت: نه بلکه خط من از خط تو نیکوتر است. پس هر دو نزد مادرشان شتافتند و گفتند: مادر، بین ما داوری کن. فاطمه (س) نخواست یکی را بر دیگری برتری داده و یکی را برنجاند از این روی گفت: از پدرتان سؤال کنید. آنان نزد پدر آمدند اما امیرالمؤمنین (ع) نیز نخواست یکی را برتری دهد و دیگری را آزرده خاطر نماید فرمود: از جدتان رسول خدا (ص) بپرسید. و چون آن دو نزد پیامبر (ص) آمدند. او فرمود: من داوری نمی کنم... تا اینکه بالاخره هیچکدام ناراحت نشده ضربه عاطفی نبینند. آری فاطمه (س) فرمود: من گردنبندی دارم که دارای چند گوهر است. اکنون بند آن را می گشایم و آن گوهر ها بر زمین می ریزد شما گوهرها را از زمین برگیرید، هر کس تعداد بیشتری گوهر بدست آورده باشد خط او نیکوتر است...
تعلیم عبادت
اگر چه عبادت وظیفه بالغان و مکلفان است ولی کودکان نیز نباید از این فیض محروم بمانند بلکه باید در سنین خردسال با عبادت و راز و نیاز و شب زنده داری آشنا شده برای این امور آماده شوند. پدران و مادرانی که تنها به خوراک و پوشاک کودکانشان می اندیشند و به تغذیه روحی و معنوی آنان توجه نمی کنند هرگز فرزندانی کامل و صالح تحویل جامعه نخواهند داد. پدر و مادر در ضمن اینکه خود اهل عبادت و نیایش و شب زنده داری هستند باید کودکان خویش را با بهترین شیوه ها و مناسبترین روشها به این سوی هدایت کنند. از این رو در روایات اسلامی دستور داده شد که به هنگام راز و نیاز شبانه و عبادت؛ کودکان را بیدار کنید تا آنان از نگاه به عبادت و تضرع و زاری پدر و مادر درسهای فردا را فرا گیرند. ما در نمونه هایی از روایات مشاهده می کنیم که کودکان فاطمه (س) شاهد عبادتها و شب زنده داریهای مادر بوده اند. امام حسن مجتبی (ع) می گوید: شب جمعه ای مادرم را دیدم که در محراب عبادت ایستاده بود و همواره در رکوع و سجود بود تا سپیده دمید، در تمام این مدت می شنیدم که برای مؤمنین و مؤمنات دعا می کرد و آنان را نام می برد و هیچگاه برای خودش دعا نکرد. به او گفتم: مادر جان چرا برای خودت دعا نکردی و همه اش برای دیگران دعا نمودی ؟! فرمود: فرزندم اول همسایه سپس خانواده. در نمونه ای دیگر می بینیم که حضرت زهرا (س) چگونه کودکان خویش را به عبادت و شب زنده داری وا می دارد. امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: چون شب بیست و سوم فرا می رسید زهرا (س) در این شب نمی گذاشت هیچ یک از افراد خانواده اش به خواب روند و آنان را با خوراندن غذای کمتر برای این شب زنده داری آماده می ساخت و خود از روز بیست و دوم برای شب زنده داری شب بیست و سوم مهیا می شد و می فرمود: محروم (واقعی) کسی است که از خیر امشب محروم شود.
تربیت علمی

فاطمه (س) کودکانش را به محضر رسول خدا (ص) می فرستاد تا از دریای دانش متصل به وحی و علم مطلق الهی رسول خدا (ص) استفاده برند و باز از آنان باز می خواست که آنچه را آموخته اند بازگو کنند به جریان زیر دقت کنید: امام حسن مجتبی (ع) هفت ساله بود که در جلسات رسول خدا (ص) شرکت می جست و آنچه را از وحی بیان می کرد به خاطر می سپرد. آنگاه به حضور مادرش می آمد و آنچه را به خاطر سپرده بود برای مادر بازگو می نمود. چون امیرالمؤمنین (ع) به خانه می آمد، می دید فاطمه (س) از آنچه امروز به پیامبر اکرم وحی شده است و آن را در مسجد بازگفته است با خبر است. شگفت زده می پرسید: از کجا این مطالب را می دانی. با اینکه در جلسات رسول خدا (ص) حضور نداشتی. فاطمه زهرا (س) می فرمود: فرزندت حسن، برایم نقل می کند. روزی امیرمؤمنان (ع) در خانه پنهان شد تا جریان بازگو کردن سخنان پیامبر (ص) توسط امام حسن (ع) را ببیند در این هنگام امام حسن به خانه وارد شد و شروع به سخن گفتن کرد ولی دچار لکنت زبان شد مادر شگفت زده شد که هیچ گاه این چنین نبودی. امام حسن (ع) پاسخ داد: مادر! تعجب نکن زیرا بزرگمردی به سخنانم گوش فرا می دهد و بدین واسطه است که دچار لکنت زبان شدم. علی (ع) از مخفی گاه خود خارج شد و امام حسن (ع) را بوسید. حضرت زهرا (س) کودکانش را به گونه ای تربیت کرد که دخترش زینب (س) روایات بسیاری را که از مادرش حضرت زهرا (س) شنیده بود برای ما نقل کرده است و امروز روایات او بخشی ارزشمند از فرهنگ غنی شیعی به شمار می رود.

آموزش جهاد و مبارزه
اسلام اگر چه به لطافتهای معنوی و روحی و عرفانی توجه بسیار کرده است و از عشق و محبت و صلح و صفا بسیار سخن گفته و به آن دعوت نموده است، اما مسلمان یکی بعدی و فاقد غیرت دینی را نمی پسندد. اسلام در کنار نماز، جهاد را مطرح می کند و می گوید: آنکه جهاد نکرده و یا خویش را برای آن آماده نساخته است چون بمیرد به گونه ای از نفاق بمیرد. حضرت فاطمه زهرا (س) را می بینیم که در دوران مصیبت بار پس از پیامبر یک تنه در مقابل انحراف حکومت ایستاده است و در این راه فرزندان خردسال خویش را هم در کوران این مبارزه و کانون داغ این کوره ملتهب قرار داده و آنان را به خط مقدم جبهه مبارزه علیه جهالت مسلط و فرمانروایی نابحق می برد. اثر این تریبت سیاسی را به خوبی در زندگی کودکانش می بینیم که چگونه بزودی همین راه مادر را ادامه داده به غاصبان خلافت اعتراض می کنند. امیر مؤمنان (ع) می فرماید: روز جمعه ای ابوبکر بر منبر بالا رفت تا خطبه بخواند امام حسین (ع) برخاست و فرمود: این جایگاه پدر من است نه جایگاه پدر تو. ابوبکر گریست و گفت: آری منبر از آن پدر توست و پدر مرا منبری نیست. در خلافت عمر نیز امام حسین (ع) در وسط بپا خاست و فریاد زد: ای دروغگو از منبر پدرم رسول خدا (ص) فرود آی این منبر پدر تو نیست. عمر گفت: آری به جان خودم سوگند این منبر از آن پدر توست و پدر مرا منبری نیست. آیا این سخنان را پدرت علی به تو آموخته است؟ امام حسین (ع) فرمود: اگر آنچه را پدرم بفرماید، فرمان برم او هدایتگر و من هدایت شده خواهم بود. بیعت با پدرم که جبرئیل آن را از جانب خدای فرود آورد بر گردن این مردمان است و آن را انکار نمی کنند مگر آنکه منکر کتاب خدا باشند. این مردم با قلبهاشان بدان یقین دارند و با زبانشان انکار می ورزند وای بر آنان که حق ما اهل بیت را انکار می کنند چگونه با رسول خدا (ص) روبرو خواهند شد با خشمی مداوم و عذابی شدید. ... عمر به شدت خشمگین شد. با گروهی به خانه امیرالمؤمنین (ع) آمد و به حضرت اعتراض کرده گفت: حسین، اراذل و اوباش مدینه را بر علیه من می شوراند امام حسن(ع) که حاضر بود فرمود: آنکه حق حکومت ندارد بر حسین فرزند رسول خدا (ص) خشم می گیرد و همکیشان خود را (مسلمانان را) اراذل و اوباش می نامد به خدا سوگند تو جز با همدستی اوباش و اراذل به این مقامات نرسیدی پس خدای لعنت کند آنکس را که اوباش و اراذل را شوراند...
پی نوشت ها:
مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص 389. بحارالانوار، ج59،ص 104. مفاتیح الجنان اعمال شب قدر.

احترام به اهل بيت درقرآن وعمل ابن تيميه ووهابيون

یکی از مسائلی که شاید برای همه شما مخاطبین گرامی سخت باشد اینکه وهابیت قبور ائمه بقیع را بعد از اینکه به حکومت رسیدند تخریب کردند. ولی من پیشنهاد میکنم مطالعه کنیم که ریشه این بی احترامی ها به اهل بیت توسط چه کسی بوده است

مقدمه سخن

قرآن مجید به ما دستور می دهد که به بستگان و خویشاوندان پیامبر گرامی مهر ورزیم، آنجا که می فرماید: «بگو من برای رسالت اجری نمی خواهم، من ازشما می خواهم که با نزدیکانم به دوستی رفتار کن.»*شوری۲۳*

بدیهی است از نظر جهانیان، که مورد خطاب این آیه هستند، یکی از طرق ابراز علاقه به خاندان رسالت، همان تعمیر قبور ایشان می باشد. و همگی آن را نوعی اظهار علاقه به صاحب قبر می دانند.

وهابیت و بی احترامی و بغض اهل بیت رسول اکرم

از جمله افکار وهابیان سلفی، بی احترامی و دشمنی با اهل بیت عصمت و طهارت است. (ابن حجر در مورد ابن تیمیه نقل می کند که او نسبت به علی بن ابیطالب این دیدگاه را داشت که او دوست دار ریاست بوده است و تنها برای کسب ریاست جنگید و نه برای دیانت)

* الدرر الکامنه ج۱ ص۱۵۵- داراحیاء التراث العربی*

ابن تیمیه در کتاب معروفش منهاج السنه چنین می نویسد:

به درستی که نظریه مقدم داشتن اهل بیت رسول خدا ، از آثار جاهلیت است که بستگان رؤسا را مقدم می داشتند !

إنّ فکرة تقدیم آل الرسول هى من اثر الجاهلیه فى تقدیم اهل بیت الروساء

منهاج السنة ، ج ۳ ، ص۲۶۹

و این مشکلی است که کمتر کسی به آن التفات پیدا کرده است.

آری ابن تیمیه به علی بن ابیطالب کسی که پیامبر در شانشان بارها احادیث مختلفی را فرموده است. این چنین جسارت می نماید.

جناب ابن تیمیه فراموش کرده اند که علی بن ابیطالب نفس پیامبر است.

جابر نقل می کند که منظور از ایه که فرمود: ( انفسنا و انفسکم) رسول الله و علی بود و همچنین ( ابنائنا) حسن و حسین هستند و (نسائنا) فاطمه

” قال جابر ” أنفسنا وأنفسکم ” رسول الله صلى الله علیه وسلم وعلی بن أبی طالب ” وأبناءنا ” الحسن والحسین ” ونساءنا ” فاطمة

تفسیر ابن کثیر – ابن کثیر – ج ۱ – ص ۳۷۹- دارالمعرفه

الدر المنثور – جلال الدین السیوطی – ج ۲ – ص ۳۹- دارالمعرفه

فتح القدیر – الشوکانی – ج ۱ – ص ۳۴۷- عالم الکتب

جناب ابن تیمیه فراموش کرده است که در روز احد خداوند در شان علی بن ابیطالب چنین فرمود است:

(( شمشیری مانند ذوالفقار نیست. و جوانمردی مانند علی نیست))

لا فتى إلا علی ولا سیف إلا ذو الفقار

البدایة والنهایة – ابن کثیر – ج ۴ – پاورقى ص ۵۴- دارالحیاء التراث العربی

ینابیع المودة لذوی القربى – القندوزی – ج ۲ – ص ۲۹۱- دارالاسوه

کشف الخفاء – العجلونی – ج ۲ – ص ۳۶۳- دارالکتب العلمیه

المناقب – الموفق الخوارزمی – ص ۳۸- موسسه النشر الاسلامی

این تنها نمونه های کوچکی از فضایل علی بن ابیطالب در منابع اهل سنت می باشد.

یادم نرود ابن تیمیه کیست؟

ابن تیمیه همان کسی است که گفت:

در قیام حسین بن علی هیچ مصلحتی نبود چه دنیوی و چه مادی

منهاج السنة ، ج۴ ، ص ۵۳۰

ابن تیمیه همان کسی است که به قول عالم بزرگ اهل سنت سقاف می گوید:

در فاطمه شعبه ای از شعبات نفاق وجود داشته است

حسن سقّاف از دانشمندان معاصر اردنى در کتاب خود «التنبّیه والردّ على معتقد قِدَم العالم والحدّ» مى نویسد :

ابن تیمیّة یحتجّ کثیر من الناس بکلامه ، ویسمّیه بعضهم «شیخ الاسلام» ، وهو ناصبیّ، عدوّ لعلیّ(علیه السلام)، واتّهم فاطمة(علیها السلام) بأنّ فیها شعبة من النفاق.

التنبیه والردّ ، ص ۷

آری ابن تیمیه همین شخص است که امروزه او را شیخ الاسلام ابن تیمیه معرفی می کنند. و این ندا از تریبون نماز جمعه اهل سنت زاهدان و گلوی مولوی عبدالحمید می آید

البته جناب محمد بخاری عالم اهل سنت در قرن ها قبل حکم اشخاصی که به ابن تیمیه شیخ الاسلام را بگوید را بیان کرده است:

«شَوکانى» از علماء بزرگ اهل سنّت مى گوید:

«صرّح محمّد بن محمّد البخاری الحنفیّ المتوفّى سنة ۸۴۱ بتبدیعه ثمّ تکفیره، ثمّ صار یصرّح فی مجلسه: إنّ من أطلق القول على ابن تیمیّة أنّه شیخ الإسلام فهو بهذا الإطلاق کافر»

البدر الطالع: ۲/۲۶۰٫ 

آیا به راستی این است گروهی که ادعا دارند به حق هستند و دیگر مسلمان را محکوم به کفر می کنند. باید پیرامون نفس پیامبر چنین سخن بگویند؟ آیا باید فاطمه دخت رسول الله را منافق بدانند

آیا کسی که خودش را عامل به سنت نبوی می داند. سنت نبوی توهین به علی بن ابیطالب و فاطمه الزهرا بوده است یا تکریم به علی بن ابیطالب؟